Cambridge English: CAE (C1 Advanced) - ارتباط رسمی و تبادل اطلاعات

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
Cambridge English: CAE (C1 Advanced)
discourse [اسم]
اجرا کردن

گفتمان

Ex: The meeting opened with a formal discourse about policy changes .

جلسه با یک گفتمان رسمی درباره تغییرات سیاست آغاز شد.

اجرا کردن

خلاصه کردن

Ex: The teacher asked the students to summarize the chapter they had just read in their textbooks .

معلم از دانش‌آموزان خواست تا فصل‌هایی را که تازه در کتاب‌های درسی خود خوانده‌اند خلاصه کنند.

اجرا کردن

تایید کردن

Ex: The office manager acknowledged receipt of the report , confirming that it had been received .

مدیر دفتر دریافت گزارش را تأیید کرد، تأیید کرد که دریافت شده است.

to forward [فعل]
اجرا کردن

ارسال کردن (ایمیل، نامه و غیره)

Ex:

سیاست شرکت ارسال درخواست‌های مشتریان به تیم پشتیبانی مشتری برای حل و فصل است.

to address [فعل]
اجرا کردن

رسیدگی کردن

Ex: The first step to improvement is to address the root causes of the problem .

اولین قدم برای بهبود، رسیدگی به دلایل ریشه‌ای مشکل است.

jargon [اسم]
اجرا کردن

اصطلاحات مخصوص یک صنف

Ex: Financial jargon , such as ' bull market , ' ' liquidity , ' and ' dividends , ' is frequently used by investors and financial analysts .

اصطلاحات مالی، مانند 'بازار گاوی'، 'نقدینگی' و 'سود سهام'، اغلب توسط سرمایه‌گذاران و تحلیلگران مالی استفاده می‌شود.

enquiry [اسم]
اجرا کردن

پرسش

Ex: During the meeting , she made an enquiry about the new policy changes .

در طول جلسه، او یک پرسش در مورد تغییرات جدید سیاست انجام داد.

اجرا کردن

گلوله (نشانه‌گذاری)

Ex: Bullet points make long paragraphs easier to read .

نقطه‌های گلوله‌ای خواندن پاراگراف‌های طولانی را آسان‌تر می‌کنند.

to outline [فعل]
اجرا کردن

خلاصه گفتن

Ex: In the business plan , the entrepreneur outlined the goals and strategies for the next quarter .

در طرح کسب‌وکار، کارآفرین اهداف و استراتژی‌ها را برای سه‌ماهه آینده خلاصه کرد.

wording [اسم]
اجرا کردن

واژه‌بندی

Ex: He struggled with the exact wording for his speech .

او با صياغه دقيق سخنراني خود دست و پنجه نرم کرد.

shorthand [اسم]
اجرا کردن

تندنویسی

Ex: He practiced shorthand every day to increase his speed .

او هر روز تندنویسی را تمرین می‌کرد تا سرعت خود را افزایش دهد.

to reveal [فعل]
اجرا کردن

رونمایی کردن

Ex: The investigation revealed the true identity of the elusive criminal mastermind .

تحقیق هویت واقعی جنایتکار فراری را افشا کرد.

poll [اسم]
اجرا کردن

نظرسنجی

Ex: The organization commissioned a poll to assess public awareness and attitudes towards recycling initiatives .

سازمان یک نظرسنجی را برای ارزیابی آگاهی و نگرش عمومی نسبت به ابتکارات بازیافت سفارش داد.

to brief [فعل]
اجرا کردن

اطلاعات ضروری به کسی دادن

Ex: He was briefed to argue the defense ’s position in the courtroom .

او توجیه شد تا از موضع دفاع در دادگاه دفاع کند.

اجرا کردن

مطرح کردن

Ex: He put forward a motion to adjourn the meeting .

او پیشنهاد تعویق جلسه را مطرح کرد.

اجرا کردن

رونمایی کردن

Ex: In the presentation , the speaker used bold text to highlight key points .

در ارائه، سخنران از متن پررنگ برای برجسته کردن نکات کلیدی استفاده کرد.

اجرا کردن

انتقال (پیام)

Ex: Quick transmission of orders is essential in emergencies .

انتقال سریع دستورات در مواقع اضطراری ضروری است.

to submit [فعل]
اجرا کردن

ارائه دادن

Ex: During the debate , one participant submitted that the current system was deeply flawed .

در طول مناظره، یکی از شرکت‌کنندگان اظهار داشت که سیستم فعلی به شدت معیوب است.

to touch on [فعل]
اجرا کردن

مختصراً به مطلبی اشاره کردن

Ex: The article touched on various aspects of the environmental impact .

مقاله به اشاره کرد به جنبه‌های مختلف تأثیر محیط زیستی.

to initiate [فعل]
اجرا کردن

آغاز کردن

Ex: She initiated the project by outlining the objectives and assigning tasks to team members .

او پروژه را با ترسیم اهداف و واگذاری وظایف به اعضای تیم آغاز کرد.

to unveil [فعل]
اجرا کردن

آشکار کردن

Ex: The government decided to unveil previously classified documents , shedding light on historical events .

دولت تصمیم گرفت اسناد طبقه‌بندی شده قبلی را آشکار کند، که نوری بر رویدادهای تاریخی می‌اندازد.

recipient [اسم]
اجرا کردن

گیرنده

Ex: The award was given to the deserving recipient .

جایزه به دریافت‌کننده شایسته اهدا شد.

Cambridge English: CAE (C1 Advanced)
اصول اکولوژیکی و حفاظت آلودگی، زباله و تأثیر انسانی رویدادهای انرژی، منابع و محیط زیست فیزیک و حالت‌های ماده
فرآیندهای شیمیایی و مواد زیست‌شناسی، ژنتیک و فرآیندهای زندگی فرم‌های هنری و فرآیندهای خلاقانه صحنه هنری
ورزش روش‌ها و درمان‌های پزشکی بیماری‌ها، آسیب‌ها و شرایط خاص سلامت عمومی و سیستم‌های پزشکی
محرومیت اجتماعی و مسائل اساسی ویژگی‌های شخصی و شخصیت چارچوب‌های اجتماعی، حکمرانی و رفاه استخدام و نقش‌های شغلی
فرهنگ محیط کار و شغل تجارت و پویایی‌های بازار دستگاه‌ها و سیستم‌های تکنولوژیکی تلفن زدن و گفتار مستقیم
ظاهر فیزیکی و شکل مطالعات آکادمیک و مدارک تحصیلی مهارت‌ها و شایستگی‌ها جرم و پیامدهای قانونی
پوشاک، هزینه و سبک‌ها جوامع تاریخی و نظام‌های اقتصادی عملکرد و شرایط کاری مدیریت مالی و سلامت اقتصادی
ساختارهای شرکتی و اقدامات استراتژیک ناوبری اجتماعی و الگوهای رفتاری دیدگاه‌ها، باورها و پشت سر گذاشتن چالش‌ها صفات و مفهوم خود
فرآیندهای شناختی و حافظه تحلیل، قضاوت و حل مسئله نوآوری، توسعه و عملکرد خرافات & ماوراءالطبیعه
رسانه، انتشار و پویایی اطلاعات حالات و واکنش‌های عاطفی تفسیر و بیان ارتباطی ارتباط رسمی و تبادل اطلاعات
تأثیر اجتماعی و راهبردها رفتار شخصی و خودمدیریتی وضعیت و شرط کیفیت‌های رابطه‌ای و انتزاعی
وضوح، ادراک و واقعیت سبک و جو قضاوت‌های منفی و نقص‌ها قضاوت‌های مثبت و ارزش بالا
تعاملات چالش‌برانگیز و تاکتیک‌های اجتماعی خانواده و ارتباطات اجتماعی قیدها و عبارات قیدی اقدامات دستی یا حرکت فیزیکی
سطح و شدت اشیاء روزمره و زندگی خانگی غذا، آشپزی و صرف غذا موجودات و رفتارهای آنها