Cambridge English: CAE (C1 Advanced) - فرآیندهای شناختی و حافظه

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
Cambridge English: CAE (C1 Advanced)
اجرا کردن

حافظه معنایی

Ex: Learning vocabulary relies heavily on semantic memory .

یادگیری واژگان به شدت به حافظه معنایی متکی است.

اجرا کردن

به چیزی دقت کردن

Ex: Take a note of the professor 's advice ; it could be valuable for your research project .
drift [اسم]
اجرا کردن

معنی کلی

Ex: The article 's drift seemed to favor one side .

گرایش مقاله به نظر می‌رسید که از یک طرف حمایت می‌کند.

to perceive [فعل]
اجرا کردن

آگاه شدن

Ex: When she read the letter , she immediately perceived the urgency of the situation .

وقتی که او نامه را خواند، بلافاصله درک کرد که وضعیت فوری است.

notion [اسم]
اجرا کردن

باور

Ex: I dismissed the notion that the project would be finished by tomorrow .

من این تصور را که پروژه تا فردا تمام شود رد کردم.

اجرا کردن

نشات گرفتن

Ex:

کاهش فروش ناشی از افزایش رقابت در بازار است.

اجرا کردن

تمییز دادن دو چیز

Ex: The jeweler used a magnifying glass to tell the difference between the real and imitation gemstones .
evaluation [اسم]
اجرا کردن

ارزیابی

Ex: Consumer evaluations of the new product were overwhelmingly positive , citing its ease of use and durability .

ارزیابی‌های مصرف‌کنندگان از محصول جدید به شدت مثبت بود، که به سهولت استفاده و دوام آن اشاره داشت.

اجرا کردن

to remain alert and watchful for something or someone, especially to notice when it appears or happens

Ex:
اجرا کردن

حدس زدن

Ex: After the unexpected announcement , employees started to speculate on the upcoming changes in company policies .

پس از اعلام غیرمنتظره، کارمندان شروع به حدس زدن در مورد تغییرات آینده در سیاست‌های شرکت کردند.

اجرا کردن

گذشته را به یاد آوردن

Ex: As I look back at my life , I realize how much I 've grown and changed .

همان‌طور که به زندگی‌ام نگاه می‌کنم، متوجه می‌شوم چقدر رشد کرده‌ام و تغییر کرده‌ام.

to prompt [فعل]
اجرا کردن

موجب شدن

Ex: The release of the groundbreaking research paper prompted a surge in interest from the scientific community .

انتشار مقاله تحقیقاتی پیشگامانه، موجب افزایش علاقه از سوی جامعه علمی شد.

اجرا کردن

ربط دادن

Ex: The song became widely popular , and many now associate it with the summer of its release .

آهنگ بسیار محبوب شد و اکنون بسیاری آن را با تابستان انتشارش مرتبط می‌کنند.

اجرا کردن

خود-ادراک شده

Ex:

قربانی‌پنداری خودانگاشته آنها جهان‌بینی‌شان را شکل داد.

synonymous [صفت]
اجرا کردن

هم معنی

Ex: The terms ' car ' and ' automobile ' are synonymous in everyday language .

اصطلاحات 'ماشین' و 'اتومبیل' در زبان روزمره هم معنی هستند.

subtlety [اسم]
اجرا کردن

ظرافت

Ex: Subtlety in word choice can change the tone significantly .

ظرافت در انتخاب کلمات می‌تواند لحن را به طور قابل توجهی تغییر دهد.

اجرا کردن

تمیز دادن

Ex: In the dark room , it was difficult to tell apart the various fabrics by feel .

در اتاق تاریک، تشخیص تفاوت بین پارچه‌های مختلف با لمس دشوار بود.

to trigger [فعل]
اجرا کردن

موجب شدن

Ex: A sudden change in weather conditions can trigger a cascade of flight cancellations at airports .

تغییر ناگهانی شرایط آب و هوایی می‌تواند موجب لغو زنجیره‌ای پروازها در فرودگاه‌ها شود.

اجرا کردن

با عقل جور در آمدن

Ex: After years of hard work and dedication , everything fell into place when she achieved her long-awaited academic scholarship .
اجرا کردن

فرموله کردن

Ex: She carefully formulated the questions for the survey to avoid any confusion .

او با دقت سوالات نظرسنجی را تنظیم کرد تا از هرگونه سردرگمی جلوگیری شود.

makeup [اسم]
اجرا کردن

ترکیب

Ex: The makeup of the soil affects the growth of plants in the garden .

ترکیب خاک بر رشد گیاهان در باغ تاثیر می‌گذارد.

to follow [فعل]
اجرا کردن

متوجه شدن

Ex: The speaker 's accent was strong , making it hard to follow their presentation .

لهجه سخنران قوی بود، که پیگیری ارائه او را دشوار می‌کرد.

in two minds [عبارت]
اجرا کردن

در دوراهی (استعاری)

Ex: The manager was in two minds regarding the project proposal , unsure whether to prioritize innovation or stick to proven strategies for risk mitigation .
to retain [فعل]
اجرا کردن

در ذهن داشتن

Ex: To succeed in language learning , it 's important to practice regularly to retain vocabulary and grammar rules .

برای موفقیت در یادگیری زبان، مهم است که به طور منظم تمرین کنید تا واژگان و قواعد دستور زبان را به خاطر بسپارید.

اجرا کردن

تأمل‌برانگیز

Ex: The speaker delivered a thought-provoking presentation that challenged conventional wisdom and encouraged critical thinking .

سخنران یک ارائه اندیشه‌برانگیز انجام داد که خرد متعارف را به چالش کشید و تفکر انتقادی را تشویق کرد.

Cambridge English: CAE (C1 Advanced)
اصول اکولوژیکی و حفاظت آلودگی، زباله و تأثیر انسانی رویدادهای انرژی، منابع و محیط زیست فیزیک و حالت‌های ماده
فرآیندهای شیمیایی و مواد زیست‌شناسی، ژنتیک و فرآیندهای زندگی فرم‌های هنری و فرآیندهای خلاقانه صحنه هنری
ورزش روش‌ها و درمان‌های پزشکی بیماری‌ها، آسیب‌ها و شرایط خاص سلامت عمومی و سیستم‌های پزشکی
محرومیت اجتماعی و مسائل اساسی ویژگی‌های شخصی و شخصیت چارچوب‌های اجتماعی، حکمرانی و رفاه استخدام و نقش‌های شغلی
فرهنگ محیط کار و شغل تجارت و پویایی‌های بازار دستگاه‌ها و سیستم‌های تکنولوژیکی تلفن زدن و گفتار مستقیم
ظاهر فیزیکی و شکل مطالعات آکادمیک و مدارک تحصیلی مهارت‌ها و شایستگی‌ها جرم و پیامدهای قانونی
پوشاک، هزینه و سبک‌ها جوامع تاریخی و نظام‌های اقتصادی عملکرد و شرایط کاری مدیریت مالی و سلامت اقتصادی
ساختارهای شرکتی و اقدامات استراتژیک ناوبری اجتماعی و الگوهای رفتاری دیدگاه‌ها، باورها و پشت سر گذاشتن چالش‌ها صفات و مفهوم خود
فرآیندهای شناختی و حافظه تحلیل، قضاوت و حل مسئله نوآوری، توسعه و عملکرد خرافات & ماوراءالطبیعه
رسانه، انتشار و پویایی اطلاعات حالات و واکنش‌های عاطفی تفسیر و بیان ارتباطی ارتباط رسمی و تبادل اطلاعات
تأثیر اجتماعی و راهبردها رفتار شخصی و خودمدیریتی وضعیت و شرط کیفیت‌های رابطه‌ای و انتزاعی
وضوح، ادراک و واقعیت سبک و جو قضاوت‌های منفی و نقص‌ها قضاوت‌های مثبت و ارزش بالا
تعاملات چالش‌برانگیز و تاکتیک‌های اجتماعی خانواده و ارتباطات اجتماعی قیدها و عبارات قیدی اقدامات دستی یا حرکت فیزیکی
سطح و شدت اشیاء روزمره و زندگی خانگی غذا، آشپزی و صرف غذا موجودات و رفتارهای آنها