Cambridge English: CAE (C1 Advanced) - مدیریت مالی و سلامت اقتصادی

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
Cambridge English: CAE (C1 Advanced)
اجرا کردن

مدیریت ارشد کسب‌و‌کار

Ex:

او تصمیم گرفت در یک برنامه اجرایی Master of Business Administration ثبت نام کند تا حرفه خود را پیش ببرد در حالی که به کار تمام وقت ادامه می‌دهد.

associate [اسم]
اجرا کردن

عضو

Ex: The company 's associates play a vital role in supporting its mission and goals .

همکاران شرکت نقش حیاتی در حمایت از ماموریت و اهداف آن ایفا می‌کنند.

audit [اسم]
اجرا کردن

حسابرسی

Ex: The audit committee reviewed the auditor 's report and recommended corrective actions .

کمیته حسابرسی گزارش حسابرس را بررسی کرد و اقدامات اصلاحی را توصیه کرد.

deficit [اسم]
اجرا کردن

کسری

Ex: The company reported a deficit in sales for the fiscal year , leading to a decline in profits .

شرکت یک کسری در فروش برای سال مالی گزارش داد که منجر به کاهش سود شد.

expenditure [اسم]
اجرا کردن

خرج‌کردن

Ex: Budget planning helps control unnecessary expenditure .

برنامه‌ریزی بودجه به کنترل هزینه‌های غیرضروری کمک می‌کند.

invoice [اسم]
اجرا کردن

فاکتور

Ex: The accounting department reconciled the invoices with the company 's purchase orders .

بخش حسابداری فاکتورها را با سفارش‌های خرید شرکت تطبیق داد.

margin [اسم]
اجرا کردن

حاشیه سود

Ex: The margin between the wholesale and retail prices allows the distributor to make a profit .

حاشیه بین قیمت عمده‌فروشی و خرده‌فروشی به توزیع‌کننده اجازه می‌دهد تا سود کند.

turnover [اسم]
اجرا کردن

حجم معاملات

Ex: The retail sector experienced a decline in turnover during the economic downturn .

بخش خرده‌فروشی در دوران رکود اقتصادی کاهش گردش مالی را تجربه کرد.

yield [اسم]
اجرا کردن

سود

Ex: The real estate investment provided a high yield , exceeding the initial expectations of the investors .

سرمایه‌گذاری املاک و مستغلات بازدهی بالایی ارائه داد که از انتظارات اولیه سرمایه‌گذاران فراتر رفت.

affluent [صفت]
اجرا کردن

مرفه

Ex: Despite the economic downturn , the affluent businessman continued to invest in various ventures .

علیرغم رکود اقتصادی، تاجر ثروتمند به سرمایه‌گذاری در پروژه‌های مختلف ادامه داد.

to bail out [فعل]
اجرا کردن

کمک کردن (در شرایط سخت)

Ex:

وام به موقع کسب و کار کوچک را در دوران سختی نجات داد.

bankrupt [صفت]
اجرا کردن

ورشکسته

Ex: After losing everything in a failed business venture , he was declared bankrupt .

پس از از دست دادن همه چیز در یک سرمایه‌گذاری ناموفق، او ورشکسته اعلام شد.

to [break] even [عبارت]
اجرا کردن

دخل و خرج برابر شدن

Ex: With higher expenses this month , we might not break even .
to deduct [فعل]
اجرا کردن

کم کردن (تفریق)

Ex: Landlords can deduct certain property-related expenses , such as maintenance costs , from rental income for tax purposes .

صاحبان املاک می‌توانند برخی هزینه‌های مرتبط با ملک، مانند هزینه‌های نگهداری، را از درآمد اجاره برای مقاصد مالیاتی کسر کنند.

funds [اسم]
اجرا کردن

وجوه

Ex: Investors pooled their funds to start a new venture .
gross [اسم]
اجرا کردن

درآمد ناخالص

Ex:

درآمد ناخالص اغلب بیشتر از حقوق خالص است.

interest [اسم]
اجرا کردن

(درصد) سود

Ex: Investors earn interest on bonds annually .

سرمایه‌گذاران سالانه بهره بر اوراق قرضه کسب می‌کنند.

to [make] a loss [عبارت]
اجرا کردن

to lose money in a business or financial situation

Ex: They made a loss on their investment in the stock market .
اجرا کردن

از عهده مخارج اولیه خود برآمدن

Ex: With the new job offer , he hopes to make ends meet more comfortably in the coming months .
to overdraw [فعل]
اجرا کردن

(از حساب بانکی) اضافه برداشت کردن

Ex: Many banks allow customers to overdraw their accounts up to a certain limit .

بسیاری از بانک‌ها به مشتریان اجازه می‌دهند تا حساب‌های خود را تا حد معینی برداشت بیش از حد کنند.

prosperous [صفت]
اجرا کردن

موفق (از نظر مالی)

Ex: His prosperous career allowed him to retire early .

حرفه‌ی پررونق او به او اجازه داد تا زود بازنشسته شود.

اجرا کردن

بریزوبپاش کردن

Ex: The entrepreneur splashed out on a lavish office space to create a motivating work environment .

کارآفرین پول زیادی خرج کرد برای یک فضای اداری مجلل تا یک محیط کاری انگیزه‌بخش ایجاد کند.

اجرا کردن

غیرقابل پرداخت

Ex:

قبوض انرژی این زمستان تقریباً غیرقابل پرداخت هستند.

well-off [صفت]
اجرا کردن

دارا

Ex: The pension plan ensured that retirees could live comfortably and remain well-off .

طرح بازنشستگی تضمین می‌کرد که بازنشسته‌ها بتوانند به راحتی زندگی کنند و مرفه بمانند.

balance [اسم]
اجرا کردن

موجودی

Ex: The ATM displayed his current balance before he decided to withdraw cash .

دستگاه خودپرداز موجودی فعلی او را قبل از اینکه تصمیم به برداشت پول نقد بگیرد نمایش داد.

low-cost [صفت]
اجرا کردن

کم‌هزینه

Ex: The airline offers low-cost flights to popular destinations .

شرکت هواپیمایی پروازهای low-cost به مقاصد محبوب ارائه می‌دهد.

tariff [اسم]
اجرا کردن

تعرفه

Ex: The new trade agreement lowered tariffs on electronics imported from Asia .

توافقنامه تجاری جدید تعرفه‌ها بر روی محصولات الکترونیکی وارداتی از آسیا را کاهش داد.

to top up [فعل]
اجرا کردن

اعتبار تلفن را اضافه کردن

Ex: The convenience store allows customers to top up their phones at the counter .

فروشگاه به مشتریان اجازه می‌دهد تا در پیشخوان تلفن‌های خود را شارژ کنند.

profitable [صفت]
اجرا کردن

سودآور

Ex: The merger between the two tech giants resulted in a more profitable enterprise with a larger market share .

ادغام بین دو غول فناوری منجر به یک شرکت سودآور تر با سهم بازار بزرگتر شد.

quotation [اسم]
اجرا کردن

مظنه

Ex: The plumber gave a free quotation for fixing the leaky faucet in the kitchen .

لوله‌کش یک برآورد هزینه رایگان برای تعمیر شیر آب چکه‌کن در آشپزخانه ارائه داد.

affluence [اسم]
اجرا کردن

ثروت

Ex: Despite her affluence , she lived a modest and simple life .

با وجود ثروتش, او زندگی ساده و فروتنانه‌ای داشت.

net [اسم]
اجرا کردن

the amount remaining after all deductions, especially the excess of revenues over outlays during a given period

Ex:

درآمد خالص معمولاً پس از استهلاک و سایر هزینه‌های غیرنقدی محاسبه می‌شود.

Cambridge English: CAE (C1 Advanced)
اصول اکولوژیکی و حفاظت آلودگی، زباله و تأثیر انسانی رویدادهای انرژی، منابع و محیط زیست فیزیک و حالت‌های ماده
فرآیندهای شیمیایی و مواد زیست‌شناسی، ژنتیک و فرآیندهای زندگی فرم‌های هنری و فرآیندهای خلاقانه صحنه هنری
ورزش روش‌ها و درمان‌های پزشکی بیماری‌ها، آسیب‌ها و شرایط خاص سلامت عمومی و سیستم‌های پزشکی
محرومیت اجتماعی و مسائل اساسی ویژگی‌های شخصی و شخصیت چارچوب‌های اجتماعی، حکمرانی و رفاه استخدام و نقش‌های شغلی
فرهنگ محیط کار و شغل تجارت و پویایی‌های بازار دستگاه‌ها و سیستم‌های تکنولوژیکی تلفن زدن و گفتار مستقیم
ظاهر فیزیکی و شکل مطالعات آکادمیک و مدارک تحصیلی مهارت‌ها و شایستگی‌ها جرم و پیامدهای قانونی
پوشاک، هزینه و سبک‌ها جوامع تاریخی و نظام‌های اقتصادی عملکرد و شرایط کاری مدیریت مالی و سلامت اقتصادی
ساختارهای شرکتی و اقدامات استراتژیک ناوبری اجتماعی و الگوهای رفتاری دیدگاه‌ها، باورها و پشت سر گذاشتن چالش‌ها صفات و مفهوم خود
فرآیندهای شناختی و حافظه تحلیل، قضاوت و حل مسئله نوآوری، توسعه و عملکرد خرافات & ماوراءالطبیعه
رسانه، انتشار و پویایی اطلاعات حالات و واکنش‌های عاطفی تفسیر و بیان ارتباطی ارتباط رسمی و تبادل اطلاعات
تأثیر اجتماعی و راهبردها رفتار شخصی و خودمدیریتی وضعیت و شرط کیفیت‌های رابطه‌ای و انتزاعی
وضوح، ادراک و واقعیت سبک و جو قضاوت‌های منفی و نقص‌ها قضاوت‌های مثبت و ارزش بالا
تعاملات چالش‌برانگیز و تاکتیک‌های اجتماعی خانواده و ارتباطات اجتماعی قیدها و عبارات قیدی اقدامات دستی یا حرکت فیزیکی
سطح و شدت اشیاء روزمره و زندگی خانگی غذا، آشپزی و صرف غذا موجودات و رفتارهای آنها