Cambridge English: CAE (C1 Advanced) - قضاوت‌های مثبت و ارزش بالا

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
Cambridge English: CAE (C1 Advanced)
enhanced [صفت]
اجرا کردن

بهبودیافته

Ex: The enhanced nutritional value of the fortified cereal made it a healthier breakfast option for consumers .

ارزش غذایی بهبود یافته غلات غنی‌شده، آن را به یک گزینه صبحانه سالم‌تر برای مصرف‌کنندگان تبدیل کرد.

first-rate [صفت]
اجرا کردن

عالی

Ex:

او یک کت و شلوار درجه یک به جلسه کاری پوشید.

acclaimed [صفت]
اجرا کردن

ستایش شده

Ex: The acclaimed artist 's paintings are displayed in prestigious galleries worldwide .

نقاشی‌های هنرمند ستوده شده در گالری‌های معتبر سراسر جهان به نمایش گذاشته شده‌اند.

اجرا کردن

تغییر تازه

Ex: The new restaurant in town offers a unique culinary experience , providing a breath of fresh air among the usual dining options .
renowned [صفت]
اجرا کردن

مشهور

Ex: The renowned chef 's restaurant received a Michelin star for its exceptional cuisine .

رستوران سرآشپز معروف به خاطر آشپزی استثنایی‌اش ستاره میشلن دریافت کرد.

superior [صفت]
اجرا کردن

عالی

Ex: The superior durability of the product justified its higher price .

دوام برتر محصول قیمت بالاتر آن را توجیه می‌کرد.

merit [اسم]
اجرا کردن

شایستگی

Ex: Admission to the university is based on a combination of academic merit and personal qualities .

پذیرش در دانشگاه بر اساس ترکیبی از شایستگی تحصیلی و کیفیت‌های شخصی است.

advisable [صفت]
اجرا کردن

توصیه شده

Ex: Arriving early is advisable for securing a good seat .

رسیدن زود توصیه می‌شود برای تضمین صندلی خوب.

اجرا کردن

ضروری

Ex: Oxygen is indispensable for human life .

اکسیژن برای زندگی انسان ضروری است.

ingenious [صفت]
اجرا کردن

مبتکرانه

Ex: Her ingenious idea for a solar-powered water heater won first prize at the science fair .
inspired [صفت]
اجرا کردن

(of a person) showing strong creativity or originality

Ex: An inspired leader can motivate a team effectively .
inventive [صفت]
اجرا کردن

مبتکر

Ex: The inventive artist pushes the boundaries of traditional art forms , exploring new techniques and materials .

هنرمند خلاق مرزهای فرم‌های هنری سنتی را جابجا می‌کند، در حالی که تکنیک‌ها و مواد جدید را کشف می‌کند.

feasible [صفت]
اجرا کردن

شدنی

Ex: The project manager determined that the proposed plan was feasible given the available resources and timeline .

مدیر پروژه تعیین کرد که طرح پیشنهادی با توجه به منابع موجود و جدول زمانی عملی است.

rewarding [صفت]
اجرا کردن

پرثمر

Ex: Receiving recognition for one 's hard work is rewarding , as it validates one 's efforts .

دریافت قدردانی برای کار سخت رضایتبخش است، زیرا تلاش‌های فرد را تأیید می‌کند.

notable [صفت]
اجرا کردن

چشمگیر

Ex: The notable improvement in her grades was the result of hard work .

بهبود قابل توجه در نمره‌های او نتیجه تلاش سخت بود.

striking [صفت]
اجرا کردن

جلب توجه

Ex: The actor ’s performance was so striking that it received widespread acclaim from critics and audiences alike .

اجرای بازیگر آنقدر تکان‌دهنده بود که مورد تحسین گسترده منتقدان و تماشاگران قرار گرفت.

supremacy [اسم]
اجرا کردن

the state or condition of having the highest authority, power, or influence over others

Ex: Technological supremacy often determines global economic power .
اجرا کردن

در اثر مرور زمان ارزش خود را ثابت کردن

Ex: A stable relationship stands the test of time .
stroke [اسم]
اجرا کردن

an event that occurs suddenly or by chance, without an obvious cause

Ex: By a stroke of fate , they met again after years .
promising [صفت]
اجرا کردن

(آینده) امیدبخش

Ex: His dedication and hard work make him a promising candidate for promotion .

فداکاری و سخت‌کوشی او، او را به یک نامزد امیدوارکننده برای ارتقاء تبدیل می‌کند.

rarity [اسم]
اجرا کردن

a refined, delicate, or thin quality

Ex: The music had a rarity of tone that enchanted listeners .
auspicious [صفت]
اجرا کردن

خوش‌آیند

Ex: Finding the rare coin was an auspicious event for the collector .

پیدا کردن سکه نادر یک رویداد خوش یمن برای کلکسیونر بود.

اجرا کردن

یک بار در عمر

Ex:

این یک فرصت یک بار در زندگی است. به نظر من، فقط یک احمق می‌گوید نه.

durable [صفت]
اجرا کردن

بادوام

Ex: Durable friendships often withstand the test of time .
asset [اسم]
اجرا کردن

اموال

Ex: Her creativity is a real asset to the team .

خلاقیت او یک دارایی واقعی برای تیم است.

Cambridge English: CAE (C1 Advanced)
اصول اکولوژیکی و حفاظت آلودگی، زباله و تأثیر انسانی رویدادهای انرژی، منابع و محیط زیست فیزیک و حالت‌های ماده
فرآیندهای شیمیایی و مواد زیست‌شناسی، ژنتیک و فرآیندهای زندگی فرم‌های هنری و فرآیندهای خلاقانه صحنه هنری
ورزش روش‌ها و درمان‌های پزشکی بیماری‌ها، آسیب‌ها و شرایط خاص سلامت عمومی و سیستم‌های پزشکی
محرومیت اجتماعی و مسائل اساسی ویژگی‌های شخصی و شخصیت چارچوب‌های اجتماعی، حکمرانی و رفاه استخدام و نقش‌های شغلی
فرهنگ محیط کار و شغل تجارت و پویایی‌های بازار دستگاه‌ها و سیستم‌های تکنولوژیکی تلفن زدن و گفتار مستقیم
ظاهر فیزیکی و شکل مطالعات آکادمیک و مدارک تحصیلی مهارت‌ها و شایستگی‌ها جرم و پیامدهای قانونی
پوشاک، هزینه و سبک‌ها جوامع تاریخی و نظام‌های اقتصادی عملکرد و شرایط کاری مدیریت مالی و سلامت اقتصادی
ساختارهای شرکتی و اقدامات استراتژیک ناوبری اجتماعی و الگوهای رفتاری دیدگاه‌ها، باورها و پشت سر گذاشتن چالش‌ها صفات و مفهوم خود
فرآیندهای شناختی و حافظه تحلیل، قضاوت و حل مسئله نوآوری، توسعه و عملکرد خرافات & ماوراءالطبیعه
رسانه، انتشار و پویایی اطلاعات حالات و واکنش‌های عاطفی تفسیر و بیان ارتباطی ارتباط رسمی و تبادل اطلاعات
تأثیر اجتماعی و راهبردها رفتار شخصی و خودمدیریتی وضعیت و شرط کیفیت‌های رابطه‌ای و انتزاعی
وضوح، ادراک و واقعیت سبک و جو قضاوت‌های منفی و نقص‌ها قضاوت‌های مثبت و ارزش بالا
تعاملات چالش‌برانگیز و تاکتیک‌های اجتماعی خانواده و ارتباطات اجتماعی قیدها و عبارات قیدی اقدامات دستی یا حرکت فیزیکی
سطح و شدت اشیاء روزمره و زندگی خانگی غذا، آشپزی و صرف غذا موجودات و رفتارهای آنها