Cambridge English: CAE (C1 Advanced) - عملکرد و شرایط کاری

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
Cambridge English: CAE (C1 Advanced)
to ace [فعل]
اجرا کردن

عملکرد عالی داشتن

Ex: The athlete trained rigorously and managed to ace the competition , winning a gold medal .

ورزشکار به سختی تمرین کرد و توانست در مسابقه عالی عمل کند و مدال طلا را به دست آورد.

to commence [فعل]
اجرا کردن

شروع شدن

Ex: As soon as everyone is seated , the play will commence .

به محض اینکه همه نشستند، نمایش آغاز خواهد شد.

hectic [صفت]
اجرا کردن

پرمشغله

Ex: She had a hectic schedule with meetings , deadlines , and constant travel .

او یک برنامه پرمشغله با جلسات، مهلت‌ها و سفرهای مداوم داشت.

monotonous [صفت]
اجرا کردن

یکنواخت

Ex: The monotonous routine of his daily life left him yearning for excitement and new experiences .

روال یکنواخت زندگی روزمره او او را مشتاق هیجان و تجربیات جدید کرد.

stimulating [صفت]
اجرا کردن

هیجان‌انگیز

Ex: He enjoyed the stimulating atmosphere of the bustling city .

او از فضای تحریک‌کننده شهر شلوغ لذت برد.

tedious [صفت]
اجرا کردن

خسته‌کننده

Ex: Listening to the lecturer drone on about the same topic for hours became tedious after a while .

گوش دادن به سخنرانی که ساعت‌ها درباره یک موضوع یکنواخت صحبت می‌کرد پس از مدتی خسته‌کننده شد.

اجرا کردن

کم‌اشتغال

Ex: The underemployed workforce seeks opportunities for career advancement and better utilization of their skills .

نیروی کار کم‌بهره‌مند به دنبال فرصت‌هایی برای پیشرفت شغلی و استفاده بهتر از مهارت‌های خود است.

boardroom [اسم]
اجرا کردن

اتاق هیئت مدیره

Ex: The boardroom overlooked the city skyline , offering a breathtaking view during meetings .

اتاق جلسات مشرف به خط افق شهر بود و در طول جلسات منظره‌ای نفس‌گیر ارائه می‌داد.

sick leave [اسم]
اجرا کردن

مرخصی استعلاجی

Ex: The company policy allows for paid sick leave for full-time employees .

سیاست شرکت اجازه مرخصی استعلاجی با حقوق را برای کارمندان تمام وقت می‌دهد.

اجرا کردن

مرخصی زایمان

Ex: After her maternity leave , she plans to return to work part-time initially .

پس از مرخصی زایمان، او قصد دارد ابتدا به صورت پاره‌وقت به کار بازگردد.

اجرا کردن

تبعیض

Ex: The new policies aim to combat discrimination and promote equality for all employees .

سیاست‌های جدید با هدف مبارزه با تبعیض و ترویج برابری برای همه کارکنان طراحی شده‌اند.

pension [اسم]
اجرا کردن

حقوق بازنشستگی

Ex: She was concerned about the security of her pension following the company 's financial difficulties .

او نگران امنیت بازنشستگی خود پس از مشکلات مالی شرکت بود.

workload [اسم]
اجرا کردن

حجم کاری

Ex: He asked for an assistant to help with his increasing workload .

او برای کمک با بار کاری رو به افزایشش یک دستیار خواست.

increment [اسم]
اجرا کردن

سنوات

Ex: He negotiated for a higher increment during his performance review .

او در بررسی عملکرد خود برای افزایش بیشتر مذاکره کرد.

اجرا کردن

با موفقیت شروع شدن

Ex: The concert tour did n't get off the ground until the band 's new album was released and started gaining popularity .
flexitime [اسم]
اجرا کردن

وقت کاری شناور

Ex: Employees on flexitime can start work earlier or later .

کارمندان با زمان کاری انعطاف‌پذیر می‌توانند زودتر یا دیرتر کار را شروع کنند.

nine to five [عبارت]
اجرا کردن

a typical full-time job that operates during standard business hours, typically from 9 AM to 5 PM, Monday to Friday

Ex:
perk [اسم]
اجرا کردن

مزیت

Ex: Health insurance is a common perk offered by most employers to ensure the well-being of their employees .

بیمه سلامت یک مزیت رایج است که اکثر کارفرمایان برای اطمینان از رفاه کارکنان خود ارائه می‌دهند.

اجرا کردن

شروع کردن

Ex: Before you embark on your trip around the world , make sure you have all the necessary documents .

قبل از اینکه شروع کنید به سفر دور دنیا، مطمئن شوید که همه مدارک لازم را دارید.

to ensure [فعل]
اجرا کردن

اطمینان حاصل کردن

Ex: The chef is ensuring that each dish meets the restaurant 's standards .

آشپز اطمینان حاصل می‌کند که هر غذا با استانداردهای رستوران مطابقت دارد.

اجرا کردن

دورکاری

Ex:

او از دورکاری لذت می‌برد زیرا به او اجازه می‌دهد بین کار و زندگی خانوادگی تعادل برقرار کند.

اجرا کردن

حرفه‌ای

Ex: A businesslike approach helped the team meet its deadlines .

یک رویکرد حرفه‌ای به تیم کمک کرد تا به مهلت‌های خود برسد.

dress code [اسم]
اجرا کردن

*کد پوشش

Ex: The school has a dress code that requires students to wear uniforms .

مدرسه یک کد لباس دارد که دانش‌آموزان را ملزم به پوشیدن یونیفرم می‌کند.

to execute [فعل]
اجرا کردن

اجرا کردن

Ex: The professional skateboarder executed a complex trick , demonstrating a high level of proficiency .

اسکیت‌بورد حرفه‌ای یک حرکت پیچیده را اجرا کرد، که نشان‌دهنده سطح بالایی از مهارت بود.

chore [اسم]
اجرا کردن

کار خانه

Ex: Updating the database daily became a chore no one wanted to do .

به‌روزرسانی روزانه پایگاه داده به یک کار خسته‌کننده تبدیل شد که هیچ‌کس نمی‌خواست انجام دهد.

اجرا کردن

تسهیل کردن

Ex: Proper training can facilitate employee adaptation to new technologies .

آموزش مناسب می‌تواند تسهیل کند سازگاری کارکنان با فناوری‌های جدید را.

obstacle [اسم]
اجرا کردن

مانع

Ex: Fear of failure was the main obstacle to her success .
expense [اسم]
اجرا کردن

هزینه‌های حرفه‌ای

Ex: The firm reimbursed training expenses for all staff members .

شرکت هزینه‌های آموزش را برای تمام اعضای کارکنان بازپرداخت کرد.

اجرا کردن

به طور موفقیت‌آمیز اجرا کردن

Ex: The project manager outlined a timeline to implement the proposed changes and improve workflow efficiency .

مدیر پروژه یک جدول زمانی برای اجرای تغییرات پیشنهادی و بهبود کارایی گردش کار ترسیم کرد.

اجرا کردن

با کار سختی مواجه شدن

Ex: As a teacher , I have my work cut out for me when it comes to preparing lessons that engage and challenge my students .
to smooth [فعل]
اجرا کردن

صاف کردن

Ex: The therapist smoothed the path to recovery for her patients by creating a supportive environment .

درمانگر با ایجاد یک محیط حمایتی، راه بهبودی را برای بیمارانش هموار کرد.

to conduct [فعل]
اجرا کردن

اداره کردن

Ex: The captain is responsible for conducting the team 's training sessions to improve performance .

کاپیتان مسئول اجرای جلسات تمرین تیم برای بهبود عملکرد است.

اجرا کردن

a salary that is equal to or higher than what other employers offer for similar jobs

Ex:
Cambridge English: CAE (C1 Advanced)
اصول اکولوژیکی و حفاظت آلودگی، زباله و تأثیر انسانی رویدادهای انرژی، منابع و محیط زیست فیزیک و حالت‌های ماده
فرآیندهای شیمیایی و مواد زیست‌شناسی، ژنتیک و فرآیندهای زندگی فرم‌های هنری و فرآیندهای خلاقانه صحنه هنری
ورزش روش‌ها و درمان‌های پزشکی بیماری‌ها، آسیب‌ها و شرایط خاص سلامت عمومی و سیستم‌های پزشکی
محرومیت اجتماعی و مسائل اساسی ویژگی‌های شخصی و شخصیت چارچوب‌های اجتماعی، حکمرانی و رفاه استخدام و نقش‌های شغلی
فرهنگ محیط کار و شغل تجارت و پویایی‌های بازار دستگاه‌ها و سیستم‌های تکنولوژیکی تلفن زدن و گفتار مستقیم
ظاهر فیزیکی و شکل مطالعات آکادمیک و مدارک تحصیلی مهارت‌ها و شایستگی‌ها جرم و پیامدهای قانونی
پوشاک، هزینه و سبک‌ها جوامع تاریخی و نظام‌های اقتصادی عملکرد و شرایط کاری مدیریت مالی و سلامت اقتصادی
ساختارهای شرکتی و اقدامات استراتژیک ناوبری اجتماعی و الگوهای رفتاری دیدگاه‌ها، باورها و پشت سر گذاشتن چالش‌ها صفات و مفهوم خود
فرآیندهای شناختی و حافظه تحلیل، قضاوت و حل مسئله نوآوری، توسعه و عملکرد خرافات & ماوراءالطبیعه
رسانه، انتشار و پویایی اطلاعات حالات و واکنش‌های عاطفی تفسیر و بیان ارتباطی ارتباط رسمی و تبادل اطلاعات
تأثیر اجتماعی و راهبردها رفتار شخصی و خودمدیریتی وضعیت و شرط کیفیت‌های رابطه‌ای و انتزاعی
وضوح، ادراک و واقعیت سبک و جو قضاوت‌های منفی و نقص‌ها قضاوت‌های مثبت و ارزش بالا
تعاملات چالش‌برانگیز و تاکتیک‌های اجتماعی خانواده و ارتباطات اجتماعی قیدها و عبارات قیدی اقدامات دستی یا حرکت فیزیکی
سطح و شدت اشیاء روزمره و زندگی خانگی غذا، آشپزی و صرف غذا موجودات و رفتارهای آنها