کمبریج انگلیش: CAE (C1 پیشرفته) - عملکرد و شرایط کاری
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to perform extremely well in something, especially a test

عملکرد عالی داشتن
با آمادهسازی متمرکز، نامزد شغلی در مصاحبه بسیار عالی عمل کرد و موقعیت را به دست آورد.
to start happening or being

شروع شدن
جلسه با سخنان افتتاحی رئیس آغاز شد.
extremely busy and chaotic

پرمشغله
تغییرات آخر دقیقه برنامهریزی رویداد را حتی از معمول پرمشغلهتر کرد.
boring because of being the same thing all the time

یکنواخت, خستهکننده
کارهای تکراری در خط مونتاژ کار را یکنواخت و غیرجذاب کرد.
causing excitement, interest, or activity, often through intellectual or emotional engagement

هیجانانگیز
کارگاه فعالیتهای تحریککننده ای را ارائه داد که برای افزایش خلاقیت و مهارتهای حل مسئله طراحی شده بودند.
boring and repetitive, often causing frustration or weariness due to a lack of variety or interest

خستهکننده, کسلکننده
مرتب کردن به هم ریختگی در اتاق زیر شیروانی به عنوان یک تلاش خسته کننده و زمان بر ثابت شد.
(of a person) not having much work to do in their job or being unable to use their full potential

کماشتغال, نیمهبیکار
جمعیت کماشتغال اغلب به دنبال فرصتهایی برای پیشرفت شغلی یا آموزش اضافی است.
a room where the board of directors meet

اتاق هیئت مدیره
تصمیمات مهم درباره استراتژی شرکت اغلب در اتاق هیئت مدیره گرفته میشوند.
a specific period of time granted to a person who is ill to temporary leave work

مرخصی استعلاجی
او پس از مرخصی استعلاجی خود با حال بهتری به کار بازگشت.
a period of time when a woman can take a break from working and stay home before and after the birth of her child

مرخصی زایمان
مرخصی زایمان به او اجازه داد تا بدون نگرانی از مسئولیتهای کاری با نوزاد تازه متولد شده خود ارتباط برقرار کند.
the practice of treating a person or different categories of people less fairly than others

تبعیض
او پس از مشاهده رفتار ناعادلانه با همکارانش، علیه تبعیض سخن گفت.
a regular payment made to a retired person by the government or a former employer

حقوق بازنشستگی
کارمندان دولت اغلب به عنوان بخشی از مزایای بازنشستگی خود مستمری دریافت میکنند.
the amount of work that a person or organization has to do

حجم کاری
استرس و فرسودگی شغلی میتواند ناشی از مدیریت مداوم یک بار کاری بیش از حد باشد.
an increase in someone's salary that happens at regular intervals

سنوات, اضافه حقوق
ما شاهد یک افزایش پایدار در فروش در سه ماهه گذشته بودیم.
to start functioning or making progress effectively

با موفقیت شروع شدن
a flexible work schedule in which employees can set their own working hours within a certain framework or range of hours

وقت کاری شناور
شرکت زمان انعطافپذیر را برای بهبود تعادل کار و زندگی معرفی کرد.
a typical full-time job that operates during standard business hours, typically from 9 AM to 5 PM, Monday to Friday
an extra benefit that one receives in addition to one's salary due to one's job

مزیت
مزایای کارآموزی شامل دسترسی رایگان به دورههای توسعه حرفهای و رویدادهای شبکهسازی میشود.
to start a significant or challenging course of action or journey

شروع کردن, آغاز کردن
آنها شروع کردند به یک نوسازی عمده خانهشان، آن را به یک فضای مدرن تبدیل کردند.
to make sure that something will happen

اطمینان حاصل کردن
کاپیتان اطمینان حاصل کرد از ایمنی مسافران در طول طوفان.
the practice of working from a location outside the office, typically from home, using electronic communication

دورکاری, کار از راه دور
دورکاری میتواند بهرهوری را برای برخی از انواع شغلها افزایش دهد.
organized and efficient in a way suited to professional or commercial activity

حرفهای, کارآمد
او حتی تحت فشار نیز رفتار حرفهای خود را حفظ کرد.
a set of guidelines specifying the types of clothing and grooming considered acceptable or appropriate in a particular setting or for a specific event

*کد پوشش
شرکت یک کد لباس حرفهای برای کارکنان خود اعمال میکند.
to perform or carry out a skillful and well-coordinated action or maneuver

اجرا کردن, انجام دادن
در یک موقعیت پرتنش، جراح عمل ظریف را با دقت جراحی اجرا کرد.
a routine task that must be done regularly, often boring or unpleasant

کار خانه, وظیفه روزمره
نوشتن گزارشها هر هفته به یک کار خستهکننده تبدیل شد.
to help something, such as a process or action, become possible or simpler

تسهیل کردن
فناوری میتواند ارتباط بین اعضای تیم را تسهیل کند.
an intangible difficulty or challenge that must be overcome

مانع, سد، مشکل
سوء تفاهم بزرگترین مانع در مذاکرات آنها بود.
money spent by an employee to perform job-related tasks, typically paid back by an employer

هزینههای حرفهای, هزینههای کاری
هزینههای لوازم اداری معمولاً از طریق بخش حسابداری درخواست میشوند.
to put a plan or idea into action using tangible and specific steps to ensure its successful realization

به طور موفقیتآمیز اجرا کردن
در تلاش برای بهبود خدمات به مشتریان، فروشگاه خردهفروشی تصمیم گرفت یک سیستم بازخورد جدید را اجرا کند تا به نگرانیهای مشتریان رسیدگی کند.
used to say that something is very difficult and one will need to put a lot of effort into doing it

کار سختی در پیش داشتن, کار دشواری پیش رو داشتن
او بااستعداد است، اما برای رقابت با متخصصها کار سختی در پیش خواهد داشت.
to remove obstacles or difficulties

صاف کردن, تسهیل کردن
دولت سیاستهایی را برای تسهیل فرآیند اخذ مجوز برای کسبوکارهای کوچک اجرا کرد.
to direct or participate in the management, organization, or execution of something

اداره کردن, اجرا کردن
مدیرعامل شخصاً مذاکرات با شرکای تجاری بالقوه را انجام خواهد داد.
a salary that is equal to or higher than what other employers offer for similar jobs
