Cambridge English: CAE (C1 Advanced) - ساختارهای شرکتی و اقدامات استراتژیک

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
Cambridge English: CAE (C1 Advanced)
اجرا کردن

مالکیت چیزی را به‌دست گرفتن

Ex: The merger allowed the larger company to take over its smaller counterpart and streamline operations .

ادغام به شرکت بزرگتر اجازه داد تا همتای کوچکتر خود را تصاحب کند و عملیات را ساده‌تر نماید.

patent [اسم]
اجرا کردن

سند ثبت اختراع

Ex: The pharmaceutical company was granted a patent for their new drug , ensuring they had exclusive sales rights for the next 20 years .

شرکت دارویی برای داروی جدید خود پتنت دریافت کرد، که به آنها حقوق فروش انحصاری برای 20 سال آینده را تضمین می‌کند.

اجرا کردن

روابط عمومی

Ex: In times of crisis , strong public relations skills are essential for maintaining the company 's reputation .

در زمان‌های بحران، مهارت‌های قوی روابط عمومی برای حفظ اعتبار شرکت ضروری هستند.

shipping [اسم]
اجرا کردن

حمل‌و‌نقل

Ex: The cost of shipping has risen due to increased fuel prices and supply chain disruptions .

هزینه حمل و نقل دریایی به دلیل افزایش قیمت سوخت و اختلالات در زنجیره تأمین افزایش یافته است.

operational [صفت]
اجرا کردن

عملیاتی

Ex: Operational challenges , such as supply chain disruptions , have impacted the company 's ability to meet demand .

چالش‌های عملیاتی، مانند اختلالات در زنجیره تأمین، بر توانایی شرکت در برآوردن تقاضا تأثیر گذاشته است.

to allocate [فعل]
اجرا کردن

اختصاص دادن

Ex: The school board will allocate funds for new classroom equipment in the upcoming fiscal year .

هیئت مدرسه در سال مالی آینده بودجه‌ای را برای تجهیزات جدید کلاس‌ها تخصیص خواهد داد.

to set up [فعل]
اجرا کردن

برپا کردن

Ex: The government is planning to set up programs to address unemployment .

دولت برنامه‌هایی را برای مقابله با بیکاری برپا می‌کند.

corporate [صفت]
اجرا کردن

شرکتی

Ex: They developed a corporate strategy to expand into international markets .

آن‌ها یک استراتژی شرکتی برای گسترش به بازارهای بین‌المللی توسعه دادند.

to co-opt [فعل]
اجرا کردن

همکار کردن

Ex:

شورا برای متنوع‌سازی دیدگاه‌ها، متخصصان جوان را همکار کرد.

insider [اسم]
اجرا کردن

خودی

Ex: The insider leaked details about the new product .

فرد داخلی جزئیات مربوط به محصول جدید را فاش کرد.

اجرا کردن

جهت‌یابی کردن

Ex: Pilots orientate their aircraft based on navigation markers .

جهت‌دهی به خلبانان کمک می‌کند تا هواپیمای خود را بر اساس نشانگرهای ناوبری موقعیت‌دهی کنند.

to pool [فعل]
اجرا کردن

جمع کردن

Ex: Neighbors pooled money to repair the community park .

همسایه‌ها پول را جمع کردند تا پارک محله را تعمیر کنند.

start-up [اسم]
اجرا کردن

شرکت نوپا

Ex: They pitched their start-up idea to investors .

آنها ایده استارتاپ خود را به سرمایه‌گذاران ارائه دادند.

Ltd [اسم]
اجرا کردن

با مسئولیت محدود (شرکت)

Ex:

تشکیل GHI Ltd به عنوان یک شرکت با مسئولیت محدود، مستلزم رعایت الزامات نظارتی بود.

venture [اسم]
اجرا کردن

معامله قماری

Ex: Entering the fashion industry was a bold venture for them .

ورود به صنعت مد یک کار تجاری جسورانه برای آنها بود.

cooperative [صفت]
اجرا کردن

تعاونی

Ex: The cooperative model promotes democratic decision-making .

مدل تعاونی تصمیم‌گیری دموکراتیک را ترویج می‌کند.

اجرا کردن

شرکت رسماً به ثبت رسیده

Ex:

قوانین مالیاتی جدید مزایای متعددی برای کسب‌وکارهای ثبت‌شده فراهم می‌کنند که برای مالکیت‌های انفرادی در دسترس نبود.

managerial [صفت]
اجرا کردن

مدیریتی

Ex: The managerial approach emphasizes efficiency , productivity , and effective communication .

رویکرد مدیریتی بر کارایی، بهره‌وری و ارتباط مؤثر تأکید می‌کند.

اجرا کردن

اداره کردن

Ex: The department has recently administered a restructuring plan for efficiency .

این بخش اخیراً یک برنامه بازسازی برای کارایی مدیریت کرده است.

to close [فعل]
اجرا کردن

بستن (معامله)

Ex: The lawyer provided the necessary legal documents to help close the acquisition of the small startup .

وکیل مدارک حقوقی لازم را برای کمک به بستن خرید استارتاپ کوچک ارائه داد.

to endorse [فعل]
اجرا کردن

حمایت کردن

Ex: Companies often seek celebrities to endorse their products in marketing campaigns .

شرکت‌ها اغلب به دنبال افراد مشهور هستند تا محصولاتشان را در کمپین‌های بازاریابی تأیید کنند.

to merge [فعل]
اجرا کردن

یکی کردن

Ex: The new law proposed to merge multiple local municipalities into a single governing body .

قانون جدید پیشنهاد می‌کند که چندین شهرداری محلی را در یک نهاد حکومتی واحد ادغام کند.

اجرا کردن

تبلیغ کردن

Ex: Authors engage in book signings to publicize their latest literary works .

نویسندگان در جلسات امضا کتاب شرکت می‌کنند تا آثار ادبی جدید خود را تبلیغ کنند.

Cambridge English: CAE (C1 Advanced)
اصول اکولوژیکی و حفاظت آلودگی، زباله و تأثیر انسانی رویدادهای انرژی، منابع و محیط زیست فیزیک و حالت‌های ماده
فرآیندهای شیمیایی و مواد زیست‌شناسی، ژنتیک و فرآیندهای زندگی فرم‌های هنری و فرآیندهای خلاقانه صحنه هنری
ورزش روش‌ها و درمان‌های پزشکی بیماری‌ها، آسیب‌ها و شرایط خاص سلامت عمومی و سیستم‌های پزشکی
محرومیت اجتماعی و مسائل اساسی ویژگی‌های شخصی و شخصیت چارچوب‌های اجتماعی، حکمرانی و رفاه استخدام و نقش‌های شغلی
فرهنگ محیط کار و شغل تجارت و پویایی‌های بازار دستگاه‌ها و سیستم‌های تکنولوژیکی تلفن زدن و گفتار مستقیم
ظاهر فیزیکی و شکل مطالعات آکادمیک و مدارک تحصیلی مهارت‌ها و شایستگی‌ها جرم و پیامدهای قانونی
پوشاک، هزینه و سبک‌ها جوامع تاریخی و نظام‌های اقتصادی عملکرد و شرایط کاری مدیریت مالی و سلامت اقتصادی
ساختارهای شرکتی و اقدامات استراتژیک ناوبری اجتماعی و الگوهای رفتاری دیدگاه‌ها، باورها و پشت سر گذاشتن چالش‌ها صفات و مفهوم خود
فرآیندهای شناختی و حافظه تحلیل، قضاوت و حل مسئله نوآوری، توسعه و عملکرد خرافات & ماوراءالطبیعه
رسانه، انتشار و پویایی اطلاعات حالات و واکنش‌های عاطفی تفسیر و بیان ارتباطی ارتباط رسمی و تبادل اطلاعات
تأثیر اجتماعی و راهبردها رفتار شخصی و خودمدیریتی وضعیت و شرط کیفیت‌های رابطه‌ای و انتزاعی
وضوح، ادراک و واقعیت سبک و جو قضاوت‌های منفی و نقص‌ها قضاوت‌های مثبت و ارزش بالا
تعاملات چالش‌برانگیز و تاکتیک‌های اجتماعی خانواده و ارتباطات اجتماعی قیدها و عبارات قیدی اقدامات دستی یا حرکت فیزیکی
سطح و شدت اشیاء روزمره و زندگی خانگی غذا، آشپزی و صرف غذا موجودات و رفتارهای آنها