Cambridge English: CAE (C1 Advanced) - تفسیر و بیان ارتباطی

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
Cambridge English: CAE (C1 Advanced)
conversely [قید]
اجرا کردن

از سوی دیگر

Ex: While some students thrive in hands-on learning environments , conversely , others excel in more theoretical and lecture-based settings .

در حالی که برخی از دانش آموزان در محیط های یادگیری عملی پیشرفت می کنند، برعکس، برخی دیگر در محیط های نظری و مبتنی بر سخنرانی عالی عمل می کنند.

to imply [فعل]
اجرا کردن

به‌طور ضمنی دلالت کردن

Ex: The teacher 's tone of voice implied disappointment with the class 's performance .

لحن صدای معلم ناامیدی از عملکرد کلاس را اشاره می‌کرد.

to infer [فعل]
اجرا کردن

استنباط کردن

Ex: The team inferred historical events from the artifacts discovered during the excavation .

تیم از اشیاء کشف شده در حین حفاری، رویدادهای تاریخی را استنباط کرد.

speechless [صفت]
اجرا کردن

ناتوان از سخن

Ex:

پس از تماشای اجرای شگفت‌انگیز، تماشاگران بی‌صدا ماندند.

اجرا کردن

منظور کسی را فهمیدن

Ex: The job interview went well , but the manager 's tone made me read between the lines and feel uncertain about their decision .
to touch [فعل]
اجرا کردن

از نظر احساسی تحت‌تأثیر قرار گرفتن

Ex: Seeing the children play together so happily touched him with a sense of joy .

دیدن کودکان که با خوشحالی با هم بازی می‌کنند او را با احساسی از شادی لمس کرد.

sense of the past [عبارت]
اجرا کردن

a mental awareness or understanding of how past events, cultures, or ways of life influence the present

Ex: Museums help preserve our sense of the past.
اجرا کردن

نسبت به چیزی پنجاه پنجاه بودن

Ex: He felt mixed emotions after getting the job offer excited but also nervous .

او پس از دریافت پیشنهاد کار احساسات مختلطی داشت—هیجان‌زده اما همچنین عصبی.

اجرا کردن

حس درونی

Ex: The athlete trusted her gut feeling when it came to making game-time decisions .
اجرا کردن

خود را خالی کردن

Ex: John had been holding onto a secret for years , and he knew it was time to get it off his chest and tell his family the truth .
اجرا کردن

جبران کردن

Ex: The organization sought additional sources of revenue to compensate for reduced funding .

سازمان به دنبال منابع درآمدی اضافی برای جبران کاهش بودجه بود.

اجرا کردن

درک

Ex: Developing appreciation for history takes time .

توسعه قدردانی از تاریخ زمان می‌برد.

اجرا کردن

to become completely and suddenly very much in love with someone

Ex: He fell head over heels in love with her the moment they met .
fingers crossed [حرف ندا]
اجرا کردن

انگشتانم را ضربدری میکنم!

Ex: He submitted his proposal , fingers crossed it gets approved .

او پیشنهاد خود را ارسال کرد، انگشتانش را به هم قفل کرد به امید اینکه تأیید شود.

evocative [صفت]
اجرا کردن

برانگیزنده

Ex: The evocative scent of freshly baked bread reminded him of his childhood .

بوی یادآورنده نان تازه پخته شده، او را به یاد دوران کودکی اش انداخت.

to [ring] true [عبارت]
اجرا کردن

به نظر درست آمدن

Ex: Hearing how hard they 've worked to succeed in business really rings true and is inspirational .
to liven up [فعل]
اجرا کردن

انرژی دادن

Ex: The individual added a splash of color to their wardrobe and adopted a more outgoing personality to liven up their social life .

فرد مورد نظر یک اسپلش رنگ به کمد لباس خود اضافه کرد و شخصیتی برونگراتر را برای زنده کردن زندگی اجتماعی خود پذیرفت.

hot air [اسم]
اجرا کردن

حرف مفت

Ex: The salesman 's pitch was nothing but hot air , with exaggerated claims about the product 's effectiveness .

حرف‌های فروشنده چیزی جز حرف‌های پوچ نبود، با ادعاهای اغراق‌آمیز درباره اثربخشی محصول.

Cambridge English: CAE (C1 Advanced)
اصول اکولوژیکی و حفاظت آلودگی، زباله و تأثیر انسانی رویدادهای انرژی، منابع و محیط زیست فیزیک و حالت‌های ماده
فرآیندهای شیمیایی و مواد زیست‌شناسی، ژنتیک و فرآیندهای زندگی فرم‌های هنری و فرآیندهای خلاقانه صحنه هنری
ورزش روش‌ها و درمان‌های پزشکی بیماری‌ها، آسیب‌ها و شرایط خاص سلامت عمومی و سیستم‌های پزشکی
محرومیت اجتماعی و مسائل اساسی ویژگی‌های شخصی و شخصیت چارچوب‌های اجتماعی، حکمرانی و رفاه استخدام و نقش‌های شغلی
فرهنگ محیط کار و شغل تجارت و پویایی‌های بازار دستگاه‌ها و سیستم‌های تکنولوژیکی تلفن زدن و گفتار مستقیم
ظاهر فیزیکی و شکل مطالعات آکادمیک و مدارک تحصیلی مهارت‌ها و شایستگی‌ها جرم و پیامدهای قانونی
پوشاک، هزینه و سبک‌ها جوامع تاریخی و نظام‌های اقتصادی عملکرد و شرایط کاری مدیریت مالی و سلامت اقتصادی
ساختارهای شرکتی و اقدامات استراتژیک ناوبری اجتماعی و الگوهای رفتاری دیدگاه‌ها، باورها و پشت سر گذاشتن چالش‌ها صفات و مفهوم خود
فرآیندهای شناختی و حافظه تحلیل، قضاوت و حل مسئله نوآوری، توسعه و عملکرد خرافات & ماوراءالطبیعه
رسانه، انتشار و پویایی اطلاعات حالات و واکنش‌های عاطفی تفسیر و بیان ارتباطی ارتباط رسمی و تبادل اطلاعات
تأثیر اجتماعی و راهبردها رفتار شخصی و خودمدیریتی وضعیت و شرط کیفیت‌های رابطه‌ای و انتزاعی
وضوح، ادراک و واقعیت سبک و جو قضاوت‌های منفی و نقص‌ها قضاوت‌های مثبت و ارزش بالا
تعاملات چالش‌برانگیز و تاکتیک‌های اجتماعی خانواده و ارتباطات اجتماعی قیدها و عبارات قیدی اقدامات دستی یا حرکت فیزیکی
سطح و شدت اشیاء روزمره و زندگی خانگی غذا، آشپزی و صرف غذا موجودات و رفتارهای آنها