Cambridge English: CAE (C1 Advanced) - ناوبری اجتماعی و الگوهای رفتاری

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
Cambridge English: CAE (C1 Advanced)
اجرا کردن

رفتار انسانی

Ex:

فرهنگ نقش کلیدی در شکل‌دهی به رفتار انسانی دارد.

conformity [اسم]
اجرا کردن

انطباق

Ex: The school promotes conformity to its academic standards and ethical guidelines .

مدرسه انطباق با استانداردهای علمی و دستورالعمل‌های اخلاقی خود را ترویج می‌کند.

mindset [اسم]
اجرا کردن

ذهنیت

Ex: Adopting an entrepreneurial mindset helped her to innovate and take calculated risks .

اتخاذ یک ذهنیت کارآفرینانه به او کمک کرد تا نوآوری کند و ریسک‌های محاسبه شده بپذیرد.

obedience [اسم]
اجرا کردن

اطاعت

Ex: Obedience to the rules is essential for maintaining order in the classroom .

اطاعت از قوانین برای حفظ نظم در کلاس ضروری است.

peer group [اسم]
اجرا کردن

گروه همسالان

Ex: Peer group pressure can affect decision-making .

فشار گروه همسالان می‌تواند بر تصمیم‌گیری تأثیر بگذارد.

اجرا کردن

روبرو شدن با

Ex:

پروژه با مشکلات فنی زیادی روبرو شد.

اجرا کردن

تشکیل دادن

Ex: These ingredients constitute the base of the recipe .

این مواد تشکیل دهنده تشکیل می‌دهند پایه دستور غذا را.

اجرا کردن

حرف کسی سند بودن

Ex: My friend said the movie was incredibly funny , and I decided to take his word for it and went to see it .
to cope [فعل]
اجرا کردن

از عهده (چیزی) برآمدن

Ex: Patients coping with chronic illnesses develop resilience to maintain a high quality of life .

بیمارانی که با بیماری‌های مزمن کنار می‌آیند، انعطاف‌پذیری را برای حفظ کیفیت بالای زندگی توسعه می‌دهند.

اجرا کردن

to clearly distinguish between two things, especially to separate similar ideas, actions, or categories

Ex:
اجرا کردن

اثبات کردن

Ex: The court needed concrete evidence to establish the defendant 's guilt .

دادگاه به شواهد محکمی نیاز داشت تا ثابت کند متهم گناهکار است.

survival [اسم]
اجرا کردن

بقاء

Ex: The film depicted the family 's struggle for survival during the war .

فیلم به تصویر کشید مبارزه خانواده برای بقا در طول جنگ.

to drive [فعل]
اجرا کردن

موجب افزایش شدن

Ex: What 's driving the expansion of the tech industry is the rapid pace of innovation .

آنچه که رهبری گسترش صنعت فناوری را بر عهده دارد، سرعت سریع نوآوری است.

mainstream [اسم]
اجرا کردن

عرف

Ex: The band 's music , once considered underground , has now become part of the mainstream .

موسیقی گروه، که زمانی زیرزمینی محسوب می‌شد، اکنون بخشی از جریان اصلی شده است.

to mistake [فعل]
اجرا کردن

اشتباه کردن

Ex: People commonly mistake him for his twin brother .

مردم معمولاً او را با برادر دوقلویش اشتباه می‌گیرند.

to shape [فعل]
اجرا کردن

حالت دادن

Ex: Environmental factors such as climate and geography can shape the evolution of species over time .

عوامل محیطی مانند آب و هوا و جغرافیا می‌توانند تکامل گونه‌ها را در طول زمان شکل دهند.

conscious [صفت]
اجرا کردن

هوشیار

Ex: The child became conscious after being given oxygen .

کودک پس از دریافت اکسیژن هوشیار شد.

means [اسم]
اجرا کردن

وسیله

Ex: Saving and investing wisely are effective means to secure financial stability .

پس‌انداز و سرمایه‌گذاری عاقلانه روش‌های مؤثری برای تضمین ثبات مالی هستند.

to undergo [فعل]
اجرا کردن

تحمل کردن

Ex: Individuals often undergo emotional changes during significant life events .

افراد اغلب در طول رویدادهای مهم زندگی تغییرات عاطفی را تجربه می‌کنند.

اجرا کردن

منفعت شخصی

Ex: Investors usually hold a vested interest in rapid growth .

سرمایه‌گذاران معمولاً منفعت شخصی در رشد سریع دارند.

craze [اسم]
اجرا کردن

علاقه زودگذر

Ex: This winter , a craze for hot chocolate bombs took over holiday dessert tables .

این زمستان، شور و هیجان برای بمب‌های شکلات داغ میزهای دسر تعطیلات را تسخیر کرد.

to tackle [فعل]
اجرا کردن

تلاش به مقابله با چیزی کردن

Ex: Volunteers in the community are actively tackling social problems for positive change .

داوطلبان در جامعه به طور فعال در حال مقابله با مشکلات اجتماعی برای تغییر مثبت هستند.

اجرا کردن

یک زنگ هشدار

Ex: Failing the exam was his wake-up call to study harder .

شکست در امتحان زنگ هشدار او برای مطالعه سخت‌تر بود.

اجرا کردن

برهان نقض

Ex: During the debate , each speaker raised counterarguments to undermine the opposing side 's position .

در طول مناظره، هر سخنران استدلال‌های متقابل را مطرح کرد تا موضع طرف مقابل را تضعیف کند.

to sway [فعل]
اجرا کردن

تحت‌تأثیر قرار دادن

Ex: The persuasive documentary aimed to sway viewers to reconsider their attitudes towards climate change .

مستند متقاعد کننده با هدف ترغیب بینندگان به تجدید نظر در نگرش خود نسبت به تغییرات آب و هوایی ساخته شد.

اجرا کردن

ساکن شدن

Ex: The team is still getting used to the changes , but they are starting to settle in .

تیم هنوز در حال عادت کردن به تغییرات است، اما آنها شروع به ساکن شدن کرده‌اند.

outsider [اسم]
اجرا کردن

بیگانه

Ex: In the debate , he played the role of the outsider , challenging traditional views .

در بحث، او نقش خارجی را بازی کرد و به چالش کشیدن دیدگاه‌های سنتی پرداخت.

queue [اسم]
اجرا کردن

صف

Ex: The passengers formed a queue to board the airplane .

مسافران برای سوار شدن به هواپیما یک صف تشکیل دادند.

Cambridge English: CAE (C1 Advanced)
اصول اکولوژیکی و حفاظت آلودگی، زباله و تأثیر انسانی رویدادهای انرژی، منابع و محیط زیست فیزیک و حالت‌های ماده
فرآیندهای شیمیایی و مواد زیست‌شناسی، ژنتیک و فرآیندهای زندگی فرم‌های هنری و فرآیندهای خلاقانه صحنه هنری
ورزش روش‌ها و درمان‌های پزشکی بیماری‌ها، آسیب‌ها و شرایط خاص سلامت عمومی و سیستم‌های پزشکی
محرومیت اجتماعی و مسائل اساسی ویژگی‌های شخصی و شخصیت چارچوب‌های اجتماعی، حکمرانی و رفاه استخدام و نقش‌های شغلی
فرهنگ محیط کار و شغل تجارت و پویایی‌های بازار دستگاه‌ها و سیستم‌های تکنولوژیکی تلفن زدن و گفتار مستقیم
ظاهر فیزیکی و شکل مطالعات آکادمیک و مدارک تحصیلی مهارت‌ها و شایستگی‌ها جرم و پیامدهای قانونی
پوشاک، هزینه و سبک‌ها جوامع تاریخی و نظام‌های اقتصادی عملکرد و شرایط کاری مدیریت مالی و سلامت اقتصادی
ساختارهای شرکتی و اقدامات استراتژیک ناوبری اجتماعی و الگوهای رفتاری دیدگاه‌ها، باورها و پشت سر گذاشتن چالش‌ها صفات و مفهوم خود
فرآیندهای شناختی و حافظه تحلیل، قضاوت و حل مسئله نوآوری، توسعه و عملکرد خرافات & ماوراءالطبیعه
رسانه، انتشار و پویایی اطلاعات حالات و واکنش‌های عاطفی تفسیر و بیان ارتباطی ارتباط رسمی و تبادل اطلاعات
تأثیر اجتماعی و راهبردها رفتار شخصی و خودمدیریتی وضعیت و شرط کیفیت‌های رابطه‌ای و انتزاعی
وضوح، ادراک و واقعیت سبک و جو قضاوت‌های منفی و نقص‌ها قضاوت‌های مثبت و ارزش بالا
تعاملات چالش‌برانگیز و تاکتیک‌های اجتماعی خانواده و ارتباطات اجتماعی قیدها و عبارات قیدی اقدامات دستی یا حرکت فیزیکی
سطح و شدت اشیاء روزمره و زندگی خانگی غذا، آشپزی و صرف غذا موجودات و رفتارهای آنها