کتاب 'سلوشنز' پیشمتوسطه - واحد 1 - 1G
در اینجا واژگان از واحد 1 - 1G در کتاب دوره Solutions Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "واکنش نشان دادن"، "علاقه"، "ناراحت کننده" و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
used when naming, or giving description or information about people, things, or situations

بودن
اسم سگ ماکس است.
to receive or come to have something

دریافت کردن, گرفتن
آیا برای تولدت هدیههای جالبی گرفتی؟
to become knowledgeable or skilled in something by doing it, studying, or being taught

یاد گرفتن, آموختن
من یاد گرفتم که چگونه دوچرخه سواری کنم وقتی بچه بودم.
to have very strong feelings for someone or something that is important to us and we like a lot and want to take care of

عاشق بودن, دوست داشتن
او عمیقاً پدربزرگ و مادربزرگش را دوست دارد و اغلب به دیدنشان میرود.
to use money as a payment for services, goods, etc.

خرج کردن
من باید مراقب باشم که برای اقلام غیرضروری زیاد خرج نکنم.
to look at a thing or person and pay attention to it for some time

تماشا کردن, نگاه کردن
او روی نیمکت پارک نشست و به بچههایی که در زمین بازی بازی میکردند نگاه کرد.
to act or behave in a particular way in response to something

واکنش نشان دادن, عکسالعمل نشان دادن
ورزشکار آموزش دید تا به سیگنالهای مربی فوراً واکنش نشان دهد و در کسری از ثانیه در طول بازی تصمیم بگیرد.
to make something visible or noticeable

نشان دادن
آیا مفاهیم طراحی خود را به مشتری نشان دادهاید؟
the desire to find out or learn more about a person or thing

علاقه, تمایل
علیرغم تفاوتهایشان، آنها از طریق یک علاقه مشترک به داوطلبی در پناهگاه حیوانات، زمینه مشترکی پیدا کردند.
making us feel tired and unsatisfied because of not being interesting

خستهکننده, کسالتآور، حوصلهسربر
کلاس خستهکننده بود چون معلم فقط از کتاب درسی میخواند.
able to make people laugh

بامزه, خندهدار
من آن را خندهدار مییابم وقتی گربهها دنبال دم خود میدوند.
causing feelings of disappointment or annoyance by stopping someone from achieving their desires or goals

مستاصل, ناامید
مشکلات فنی در نرمافزار کل پروژه را بسیار ناامیدکننده کرد.
making us feel interested, happy, and energetic

هیجانانگیز, مهیج
کنسرت هیجانانگیز بود، با اجراهای شگفتانگیز از گروههای موردعلاقهام.
causing sadness, anger, or concern

نگرانکننده, ناراحتکننده
پایان فیلم به طور غیرمنتظرهای ناراحتکننده بود.
worthy of being approved or admired

عالی, خیلی خوب
والدین من عالی هستند، آنها همیشه در هر کاری که انجام میدهم از من حمایت میکنند.
extremely bad or unpleasant

بسیار بد, افتضاح
غذا در رستوران وحشتناک بود و طعم بدی در دهانم باقی گذاشت.
causing slight anger

آزاردهنده, اعصابخردکن
عادت آزاردهنده ضربه زدن مداوم به پایش در طول جلسه حواس همه را پرت کرد.
causing a person to become filled with fear

وحشتناک, ترسناک
در فورانهای آتشفشانی زیبایی وحشتناکی وجود دارد.