کتاب 'سلوشنز' پیشمتوسطه - واحد 2 - 2A
در اینجا شما واژگان از واحد 2 - 2A در کتاب Solutions Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "چشم انداز"، "کم عمق"، "صخره"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
an area of scenery visible in a single view

چشمانداز, منظره
تپههای موجدار و جنگلها یک چشمانداز نقاشیگونه ایجاد کردند.
an important or distinctive aspect of something

ویژگی, مشخصه، خصیصه
ویژگی اصلی پارک ملی، آبشار خیرهکننده آن است که هر ساله هزاران بازدیدکننده را به خود جذب میکند.
a hole or chamber formed underground naturally by rocks gradually breaking down over time

غار
ورودی غار توسط شاخ و برگ انبوه پنهان شده بود، که به دنیایی مرموز در زیر سطح منتهی میشد.
an area of rock that is high above the ground with a very steep side, often at the edge of the sea

صخره
فانوس دریایی به طور ناپایدار بر روی قله صخره قرار داشت.
a large, dry area of land with very few plants, typically one covered with sand

بیابان, صحرا
شترها به خوبی برای زنده ماندن در بیابان سازگار شدهاند.
a vast area of land that is covered with trees and shrubs

جنگل
کف جنگل با فرشی ضخیم از برگهای ریخته پوشیده شده بود.
a naturally raised area of land that is higher than the land around it, often with a round shape

تپه
او هر صبح به عنوان بخشی از تمرینش تا تپه میدوید.
a large area of water, surrounded by land

دریاچه
او از یک قایق سواری آرام روی دریاچه لذت برد.
a very tall and large natural structure that looks like a huge hill with a pointed top that is often covered in snow

کوه
کوه مقصدی محبوب برای کوهنوردان و پیادهروها است.
the great mass of salt water that covers most of the earth's surface

اقیانوس
او یک صدف زیبا در ساحل اقیانوس پیدا کرد.
a natural and continuous stream of water flowing on the land to the sea, a lake, or another river

رودخانه
بچهها سنگها را روی سطح آرام رودخانه به پرواز درآوردند.
a solid material forming part of the earth's surface, often made of one or more minerals

سنگ
کوهنورد با دقت از صخره بزرگ بالا رفت.
the area of land where the land meets a body of water such as an ocean, sea, lake, or river

ساحل, کنار دریا
آنها دست در دست در امتداد ساحل راه میرفتند و صدف جمع میکردند.
a small and narrow river that runs on or under the earth

نهر, جوی، رود
ما در طول کوهنوردی خود از یک جویبار عبور کردیم.
a low area of land between mountains or hills, often with a river flowing through it

دره
قطار از یک دره زیبا در مسیر خود عبور کرد.
a mountain with an opening on its top, from which melted rock and ash can be pushed out into the air

آتشفشان
جزیره محل زندگی یک آتشفشان فعال است.
a high place, such as a cliff, from which a river or stream falls

آبشار
صدای آبشار آرامشبخش بود در حالی که از روی صخرهها فرو میریخت.
the state or quality of having no light

تاریکی
او در تاریکی تلوتلو خورد، با تکیه بر حس لامسه خود برای حرکت.
having a great distance from the surface to the bottom

عمیق, پرعمق
دره عمیق بود، با دیوارههای بلندی که به نظر میرسید بیپایان کشیده شدهاند.
so cold that is uncomfortable or harmful

بسیار سرد
دمای یخبندان ساکنان را مجبور کرد تا چند لایه لباس بپوشند و در داخل خانه بمانند تا از سرمای گزنده در امان بمانند.
not extending far upward

کوتاه, کمارتفاع
کودک نوپا برای رسیدن به قفسه کوتاه تقلا کرد.
having a limited distance between opposite sides

باریک, کمعرض، تنگ
پل باریک فقط میتوانست یک ماشین را در یک زمان جا دهد، که باعث تأخیر در ترافیک شد.
having a surface that is covered with large, uneven, or rough rocks, stones, or boulders

سنگی
ساحل سنگی بود، با تختهسنگهای بزرگ پراکنده در امتداد ساحل.
having a short distance from the surface to the bottom

کمعمق
او بذرهای گل را در یک گودال کمعمق در باغ کاشت.
(of a surface) having a sharp slope or angle, making it difficult to climb or walk up

شیبدار, با شیب تند، سربالا
او پس از بالا رفتن از پلههای شیبدار به بالای برج، خود را بینفس یافت.
(of a person) having a height that is greater than what is thought to be the average height

بلند, قدبلند
با قد 1.96 متر، او بسیار بلندقد در نظر گرفته میشود.
having a large length from side to side

عریض, پهن
جاده عریض بود، که هم ماشینها و هم عابران پیاده را به راحتی در خود جای میداد.
in the direction of a road, path, etc., indicating a forward movement

در امتداد
ماشین به آرامی در امتداد جاده حرکت میکرد.
at the rear, far side, or back side of something

پشت
بچهها پشت سر دویدند وقتی زنگ برای زنگ تفریح به صدا درآمد.
in or into a room, building, etc.

داخل, به داخل
تیم قبل از بازی داخل رختکن جمع شد.
at or toward a lower level or position

پایین
هواپیما برای فرود از میان ابرها پایین آمد.
not far from a place

نزدیک
پارک نزدیک خانه ماست، بنابراین اغلب برای پیادهروی عصر به آنجا میرویم.
next to and at the side of something or someone

کنار, پیش
او کنار دوستش روی نیمکت پارک نشست.
