مطمئن
اگر از وفاداری او مطمئن هستید، میتوانید راز خود را به او بگویید.
در اینجا واژگان از واحد 3 - 3E در کتاب Solutions Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "نامطمئن"، "مستقل"، "وفاداری"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
مطمئن
اگر از وفاداری او مطمئن هستید، میتوانید راز خود را به او بگویید.
مردد
او از پاسخ خود در آزمون مطمئن نبود، مطمئن نبود که گزینه درست را انتخاب کرده است.
صبور
معلم با دانشآموزی که در حال تقلا بود صبور بود و تا زمانی که مفهوم را درک کرد کمک اضافی ارائه داد.
بیقرار
بیصبر از تأخیرها، او تصمیم گرفت با خدمات مشتری تماس بگیرد.
صادق
شاهد صادق در دادگاه شهادت داد و شواهد حیاتی برای پرونده ارائه کرد.
ناصادق
تقلب در امتحانات یک عمل نادرست است که یکپارچگی علمی را تضعیف میکند.
مسئول
او احساس مسئولیت میکند برای رفاه والدین سالخوردهاش.
بیخیال
رها کردن بچهها در خانه به تنهایی توسط همسایههای نگران غیرمسئولانه تلقی شد.
قابلقبول
کیفیت گزارش قابل قبول بود، اما میتوانست بهبود یابد.
غیر قابل قبول
شرایط در تسهیلات توسط بازرسان بهداشت غیرقابل قبول تشخیص داده شد.
وابسته
بسیاری از گیاهان برای تولید مثل به انواع خاصی از گردهافشانها وابسته هستند.
مستقل
هنرمند مستقل بدون جستجوی تایید از دیگران، به دنبال علاقه خود رفت.
ناعادلانه
سیستم نمرهدهی معلم به نظر بسیاری از دانشآموزان خودسرانه و ناعادلانه بود.
حقوقی
او یک متخصص حقوقی استخدام کرد تا به او در پیمودن پیچیدگیهای سیستم حقوقی کمک کند.
غیرقانونی
دانلود مطالب دارای حق چاپ بدون اجازه غیرقانونی است.
احتمالی
با مدارک و تجربه چشمگیرش، او یک نامزد محتمل برای این شغل است.
بعید
بعید به نظر میرسد که فردا باران ببارد، زیرا پیشبینی هوا آسمان صاف را پیشبینی میکند.
تعجببرانگیز
تصمیم ناگهانی او برای ترک شغلش کاملاً تعجبآور بود.
قابل پیشبینی
پایان ناخوشایند احساس غیرمنتظرهای نداشت، زیرا بازتابی از تن فیلم بود.
قابل رؤیت
نقصهای نقاشی در بررسی دقیق قابل مشاهده بودند.
نامرئی
ویروس در میکروسکوپ نامرئی بود، که نیاز به تکنیکهای پیشرفته برای مطالعه ساختار آن داشت.
وفادار
در طول سالها، او به اصول خود وفادار ماند و هرگز به باورهایش خیانت نکرد.
وفادار
طرفدار وفادار با وفاداری در هر بازی حاضر شد و با اشتیاق از تیمش حمایت کرد، چه ببرد چه ببازد.
خائن
سرباز خیانتکار همقطارانش را در میانه نبرد رها کرد.
وفاداری
او انتظار وفاداری از تیم خود در ازای رهبریاش داشت.
وفادارانه
آنها علیرغم خطرات، به حمایت وفادارانه از جنبش ادامه دادند.