کتاب 'سلوشنز' پیشمتوسطه - واحد 3 - 3E
در اینجا واژگان از واحد 3 - 3E در کتاب Solutions Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "نامطمئن"، "مستقل"، "وفاداری"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
feeling completely sure about something and showing that you believe it

مطمئن
او مطمئن بود که برنامه کار خواهد کرد.
(of a person) showing a lack of confidence and having doubts about something

مردد
آنها درباره سرمایهگذاری در کسبوکار جدید بدون یک طرح تجاری دقیق نامطمئن بودند.
able to remain calm, especially in challenging or difficult situations, without becoming annoyed or anxious

صبور
دکتر با بیمار مسنی که سوالات تکراری درباره داروهایش میپرسید، صبور باقی ماند.
unable to wait calmly for something or someone, often feeling irritated or frustrated

بیقرار, کمصبر
مشتری بیصبر شد و خواستار خدمات سریعتر از کارکنان شد.
telling the truth and having no intention of cheating or stealing

صادق, درستکار
علیرغم وسوسه، او صادق باقی ماند و از گرفتن اعتبار برای کار دیگری امتناع کرد.
not truthful or trustworthy, often engaging in immoral behavior

ناصادق, فریبکار
تاکتیکهای ناصادقانه فروشنده منجر به بیاعتمادی در میان مشتریان شد.
(of a person) having an obligation to do something or to take care of someone or something as part of one's job or role

مسئول, پاسخگو (در قبال چیزی)، عهدهدار
والدین مسئول آموزش ارزشها و مهارتهای زندگی به فرزندان خود هستند.
neglecting one's duties or obligations, often causing harm or inconvenience to others

بیخیال, بیمسئولیت
راننده بیمسئولیت با ارسال پیامک در حین رانندگی باعث تصادف شد.
capable of being approved

قابلقبول
دمای غذا برای سرو قابل قبول بود.
(of a thing) not pleasing or satisfying enough

غیر قابل قبول, نارضایتبخش
تاخیر در تحویل غیرقابل قبول بود، و ما مجبور شدیم سفارش را لغو کنیم.
unable to survive, succeed, or stay healthy without someone or something

وابسته, متکی
علیرغم سالهای زندگی مستقل، او هنوز از نظر عاطفی به دوستان دوران کودکی خود وابسته احساس میکرد.
able to do things as one wants without needing help from others

مستقل
علیرغم سن کم، او کاملاً مستقل است، امور مالی و مسئولیتهای خود را مدیریت میکند.
relatively large in number, amount, or size

نسبتاً بزرگ
او سهم منصفانهای از سود سرمایهگذاری تجاری دریافت کرد.
lacking fairness or justice in treatment or judgment

ناعادلانه, غیر منصفانه
تصمیم داور از سوی هر دو تیم ناعادلانه تلقی شد.
related to the law or the legal system

حقوقی
سازمانهای کمک حقوقی به افراد کمدرآمد کمک حقوقی رایگان ارائه میدهند.
forbidden by the law

غیرقانونی
رانندگی با ماشین بدون گواهینامه رانندگی معتبر غیرقانونی است.
having a possibility of happening or being the case

احتمالی, محتمل
ابرهای تیره نشان دهنده احتمال محتمل بارش در طول روز هستند.
having a low chance of happening or being true

بعید, غیر محتمل
با توجه به پیشرفت فعلی، بعید است که آنها پروژه را به موقع به پایان برسانند.
causing a feeling of shock, disbelief, or wonder

تعجببرانگیز, حیرتآور، غافلگیرکننده
مهربانی شگفتانگیز غریبهها روزش را ساخت.
not causing surprise or unexpectedness, usually because it was already known or predicted

قابل پیشبینی, ازقبلدانستهشده
تصمیم غیرقابل پیشبینی او از الگوی انتخابهای قبلیاش پیروی کرد.
able to be seen with the eyes

قابل رؤیت, مشهود، نمایان
قله کوه از دور قابل مشاهده بود، بر فراز مناظر اطراف سر برافراشته بود.
not capable of being seen with the naked eye

نامرئی
باکتریهای نامرئی روی دستگیره در میتوانند بیماری را پخش کنند اگر به درستی تمیز نشوند.
staying loyal and dedicated to a certain person, idea, group, etc.

وفادار
کارمند وفادار به طور مداوم سر وقت سر کار حاضر میشد و وظایف را با فداکاری و سختکوشی انجام میداد.
showing firm and constant support to a person, organization, cause, or belief

وفادار
علیرغم پیشنهادهای شرکتهای رقیب، او به کارفرمای خود وفادار ماند و روابطی که در طول سالها ساخته بود را ارزشمند دانست.
failing to remain faithful to a person, group, or cause

خائن, بدعهد، بدپیمان، ناسپاس
کارمند با افشای اطلاعات محرمانه به رقبا، به شرکت بی وفا بود.
