کتاب 'سلوشنز' پیش‌متوسطه - واحد 2 - 2H

در اینجا واژگان از واحد 2 - 2H در کتاب دوره Solutions Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "غواصی با لوله تنفس"، "جهتیابی"، "فرود با طناب"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' پیش‌متوسطه
outdoor [صفت]
اجرا کردن

بیرونی

Ex: She loves visiting outdoor pools during the summer to swim under the sun .

او عاشق استخرهای روباز در تابستان است تا زیر آفتاب شنا کند.

activity [اسم]
اجرا کردن

فعالیت

Ex: Reading books is an enjoyable activity that helps expand your knowledge .

خواندن کتاب‌ها یک فعالیت لذت‌بخش است که به گسترش دانش شما کمک می‌کند.

abseil [اسم]
اجرا کردن

صخره‌نوردی با کمربند

Ex: He was nervous before the abseil , but quickly gained confidence .

او قبل از فرود با طناب عصبی بود، اما به سرعت اعتماد به نفس پیدا کرد.

to jet ski [فعل]
اجرا کردن

جت‌اسکی راندن

Ex:

راهنما به آنها آموزش داد که چگونه به صورت ایمن جت اسکی در دریا باز بروند.

kayak [اسم]
اجرا کردن

کایاک

Ex: Traditional kayaks were originally crafted by indigenous peoples using wood , sealskin , or other materials .

کایاک‌های سنتی در ابتدا توسط مردمان بومی با استفاده از چوب، پوست خوک دریایی یا مواد دیگر ساخته می‌شدند.

اجرا کردن

دوچرخه مخصوص کوهنوردی

Ex: He adjusted the suspension on his mountain bike before the ride .

او قبل از سواری، تعلیق دوچرخه کوهستان خود را تنظیم کرد.

اجرا کردن

جهت‌یابی (نوعی ورزش)

Ex:

او به عنوان بخشی از آموزش جهتیابی، خواندن نقشه و قطب نما را یاد گرفت.

paintball [اسم]
اجرا کردن

پینت‌‌بال (نوعی ورزش)

Ex: She was eliminated in the first round of the paintball match .

او در دور اول مسابقه پینت بال حذف شد.

quad biking [اسم]
اجرا کردن

موتور‌ چهار‌چرخ‌سواری

Ex: The quad biking trail offered a thrilling ride through the forest .

مسیر کواد بایکینگ یک سواری هیجان‌انگیز از میان جنگل ارائه می‌داد.

اجرا کردن

صخره‌نوردی

Ex: He practiced rock climbing on a steep cliff .

او صخره‌نوردی را روی یک صخره شیبدار تمرین کرد.

kitesurfing [اسم]
اجرا کردن

موج‌سواری با کایت

Ex: Beginners in kitesurfing often start by practicing kite control on the beach .

تازه‌کارها در کایت‌سرفینگ اغلب با تمرین کنترل کایت در ساحل شروع می‌کنند.

اجرا کردن

پرش بانجی

Ex: They traveled to New Zealand specifically to experience bungee jumping at one of the world ’s most famous sites .

آن‌ها به نیوزیلند سفر کردند تا به طور خاص پرش بانجی را در یکی از معروف‌ترین مکان‌های جهان تجربه کنند.

camping [اسم]
اجرا کردن

کمپینگ

Ex:

او کمپینگ در کمپ را به جای طبیعت وحشی ترجیح می‌دهد.

canoe [اسم]
اجرا کردن

قایق کانو

Ex: In some cultures , canoes have been traditionally crafted from wood or bark for centuries .

در برخی فرهنگ‌ها، قایق‌های باریک به طور سنتی از چوب یا پوست درخت برای قرن‌ها ساخته شده‌اند.

cycling [اسم]
اجرا کردن

دوچرخه‌سواری

Ex:

او یک دوچرخه کوهستان جدید برای دوچرخه‌سواری در مسیرهای ناهموار و کاوش در طبیعت خرید.

اجرا کردن

کایت‌سواری

Ex: They spent the afternoon hang gliding from the top of the mountain .

آنها بعدازظهر را با گلایدر سواری از بالای کوه گذراندند.

hiking [اسم]
اجرا کردن

پیاده‌روی

Ex: She joined a hiking group to meet like-minded individuals and discover new trails .

او به یک گروه کوهنوردی پیوست تا با افراد همفکر ملاقات کند و مسیرهای جدیدی را کشف کند.

karting [اسم]
اجرا کردن

کارتینگ

Ex:

کودکان از یک روز هیجان‌انگیز کارتینگ با دوستانشان لذت بردند.

اجرا کردن

پاروزنی ایستاده

Ex:

بعد از یک پیاده‌روی طولانی، برای خنک شدن به paddleboarding در دریاچه رفتیم.

اجرا کردن

اسکیت‌بازى

Ex:

او تا زمانی که احساس اعتماد به نفس بیشتری کند، اسکیت روی چرخ تمرین کرد.

snorkeling [اسم]
اجرا کردن

غواصی با لوله تنفسی

Ex:

او در حال شناوری با لوله تنفس یک لاک‌پشت دریایی را دید.

walking [اسم]
اجرا کردن

پیاده‌روی

Ex: The park is a popular spot for walking and picnics .

پارک یک مکان محبوب برای پیاده‌روی و پیک نیک است.

windsurfing [اسم]
اجرا کردن

بادسواری

Ex: He spent the summer practicing windsurfing , improving his skills and learning new techniques .

او تابستان را به تمرین بادسواری گذراند، مهارت‌هایش را بهبود بخشید و تکنیک‌های جدیدی یاد گرفت.

to do [فعل]
اجرا کردن

انجام دادن

Ex:

با دست‌هایت چه کردی؟

homework [اسم]
اجرا کردن

تکلیف

Ex: They need to finish their English homework before the deadline .

آن‌ها باید تکالیف انگلیسی خود را قبل از مهلت تمام کنند.

to go [فعل]
اجرا کردن

رفتن

Ex: He went into the kitchen to prepare dinner for the family.

او به آشپزخانه رفت تا شام را برای خانواده آماده کند.

bike [اسم]
اجرا کردن

دوچرخه

Ex: The children love riding their bikes around the neighborhood .

بچه‌ها دوست دارند با دوچرخه‌هایشان در محله بگردند.

ride [اسم]
اجرا کردن

سواری (کردن)

Ex: The family decided to go for a bike ride along the picturesque trails in the national park .

خانواده تصمیم گرفتند برای یک سواری دوچرخه در امتداد مسیرهای دیدنی پارک ملی بروند.

shopping [اسم]
اجرا کردن

خرید

Ex: The festival included music , food , and shopping .

جشنواره شامل موسیقی، غذا و خرید بود.

swimming [اسم]
اجرا کردن

شنا

Ex: They joined a swimming club to meet other swimmers and train together .

آن‌ها به یک کلاب شنا پیوستند تا با شناگران دیگر ملاقات کنند و با هم تمرین کنند.

to have [فعل]
اجرا کردن

خوردن یا نوشیدن

Ex: I had a sandwich for lunch today .

امروز برای ناهار یک ساندویچ خوردم.

lunch [اسم]
اجرا کردن

ناهار

Ex: Some people choose to skip lunch when they are busy or not feeling hungry .

بعضی از افراد وقتی مشغول هستند یا گرسنه نیستند، انتخاب می‌کنند که ناهار را حذف کنند.

cafe [اسم]
اجرا کردن

کافه

Ex: We met at the neighborhood cafe for brunch and caught up on each other 's lives .

ما در کافه محله برای ناهار ملاقات کردیم و از زندگی یکدیگر باخبر شدیم.

to play [فعل]
اجرا کردن

بازی کردن

Ex: Let 's play a game of charades instead .

بیایید به جای آن یک بازی بازی کنیم.

tennis [اسم]
اجرا کردن

تنیس

Ex:

تنیس یک ورزش سرگرم‌کننده و رقابتی است که با راکت و توپ بازی می‌شود.

DVD [اسم]
اجرا کردن

دی‌وی‌دی

Ex: The DVD includes bonus features like behind-the-scenes footage .

دی‌وی‌دی شامل ویژگی‌های اضافی مانند فیلم‌های پشت صحنه می‌شود.

to watch [فعل]
اجرا کردن

تماشا کردن

Ex: The circus act was impressive and entertaining to watch .

نمایش سیرک چشمگیر و سرگرم‌کننده برای تماشا بود.