کتاب 'اینسایت' فوق متوسط - واحد 5 - 5E

در اینجا واژگان واحد 5 - 5E در کتاب درسی Insight Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "جذاب"، "بینش‌آور"، "گیرا" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'اینسایت' فوق متوسط
moving [صفت]
اجرا کردن

تکان‌دهنده

Ex:

او کتاب را به طرز باورنکردنی تکان‌دهنده یافت، با توصیف‌های زنده از مبارزات و پیروزی‌های شخصیت‌ها.

complex [صفت]
اجرا کردن

پیچیده

Ex: He designed a complex machine that performs multiple functions simultaneously .

او یک ماشین پیچیده طراحی کرد که چندین عملکرد را به طور همزمان انجام می‌دهد.

insightful [صفت]
اجرا کردن

آگاه

Ex: The journalist 's insightful interviews with experts helped readers grasp the nuances of the political situation .

مصاحبه‌های بینش‌مند روزنامه‌نگار با متخصصان به خوانندگان کمک کرد تا ظرافت‌های وضعیت سیاسی را درک کنند.

gripping [صفت]
اجرا کردن

هیجا‌ن‌انگیز

Ex:

فیلم مهیج با پیچ‌و‌تاب‌های جذاب داستان و صحنه‌های پرتعلیق، بینندگان را تا آخرین لحظه حدس‌زن نگه داشت.

riveting [صفت]
اجرا کردن

خیره‌کننده

Ex: The speaker gave a riveting presentation on climate change , sparking important discussions among the audience .

سخنران یک ارائه جذاب در مورد تغییرات آب و هوایی ارائه داد که بحث‌های مهمی را در میان مخاطبان برانگیخت.

touching [صفت]
اجرا کردن

تأثیرگذار

Ex: He wrote a touching letter to thank his teacher for years of support .

او یک نامه تاثیرگذار نوشت تا از معلم خود برای سال‌های حمایت تشکر کند.

perceptive [صفت]
اجرا کردن

باهوش و زیرک

Ex: A perceptive person can often predict outcomes based on subtle clues .

یک فرد تیزبین اغلب می‌تواند بر اساس سرنخ‌های ظریف نتایج را پیش‌بینی کند.

intricate [صفت]
اجرا کردن

پیچیده

Ex: She wore an intricate necklace made of intertwined gold chains .

او یک گردنبند پیچیده از زنجیرهای طلای درهم تنیده پوشیده بود.

meaningful [صفت]
اجرا کردن

پرمعنی

Ex: His meaningful apology showed genuine remorse for his actions .

عذرخواهی معنادار او نشان‌دهنده پشیمانی واقعی از اعمالش بود.