کتاب 'اینسایت' فوق متوسط - واحد 9 - 9A

در اینجا واژگان واحد 9 - 9A در کتاب درسی Insight Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "ظاهر شدن"، "حجیم"، "انعطاف پذیر"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'اینسایت' فوق متوسط
to emerge [فعل]
اجرا کردن

نمایان شدن

Ex: As the investigation progressed , new evidence began to emerge , shedding light on the mystery .

با پیشرفت تحقیق، شواهد جدیدی شروع به ظهور کردند، که راز را روشن کرد.

technology [اسم]
اجرا کردن

فناوری

Ex: The impact of technology on daily life is undeniable .

تأثیر فناوری بر زندگی روزمره انکارناپذیر است.

start-up [اسم]
اجرا کردن

شرکت نوپا

Ex: They pitched their start-up idea to investors .

آنها ایده استارتاپ خود را به سرمایه‌گذاران ارائه دادند.

tech [اسم]
اجرا کردن

کالج فنی‌حرفه‌ای

Ex: The tech offers courses in automotive repair and electronics .

تک دوره‌هایی در تعمیر خودرو و الکترونیک ارائه می‌دهد.

handset [اسم]
اجرا کردن

گوشی تلفن

Ex: She put the handset down after finishing the conversation .

او پس از پایان گفتگو گوشی را گذاشت.

cord [اسم]
اجرا کردن

کابل

Ex:

او از یک سیم رابط برای اتصال چندین دستگاه استفاده کرد.

keypad [اسم]
اجرا کردن

صفحه‌شماره

Ex: He pressed the buttons on the keypad to unlock the door to the office .

او دکمه‌های روی صفحه کلید را فشار داد تا در دفتر را باز کند.

headset [اسم]
اجرا کردن

هدفون

Ex: They used a wireless headset for the gaming session .

آن‌ها از یک هدست بی‌سیم برای جلسه بازی استفاده کردند.

earbuds [اسم]
اجرا کردن

هدفون کوچک

Ex: The earbuds fell out of his ears while he was running .

هدفون‌ها هنگام دویدن از گوشش افتاد.

bulky [صفت]
اجرا کردن

حجیم

Ex: They donated their bulky old television in favor of a sleeker , more modern model .

آنها تلویزیون قدیمی حجیم خود را به نفع مدلی شیک‌تر و مدرن‌تر اهدا کردند.

اجرا کردن

پیشرفته‌ترین

Ex: The cutting-edge architecture of the building features sustainable design elements and smart technology for energy efficiency .

معماری پیشرفته ساختمان شامل عناصر طراحی پایدار و فناوری هوشمند برای بهره‌وری انرژی است.

handy [صفت]
اجرا کردن

به‌دردبخور

Ex: The handy gadget clipped onto his belt was a multi-tool with various functions .

گجت کاربردی متصل به کمربندش یک ابزار چندکاره با عملکردهای مختلف بود.

pricey [صفت]
اجرا کردن

گران

Ex: They considered buying a new car , but all the options they liked were too pricey .

آن‌ها خرید ماشین جدید را در نظر گرفتند، اما همه گزینه‌هایی که دوست داشتند خیلی گران بودند.

sleek [صفت]
اجرا کردن

صاف و براق (سطح)

Ex: The horse ’s sleek coat gleamed in the afternoon sunlight .

پوشش صاف اسب در نور خورشید بعدازظهر می‌درخشید.

exorbitant [صفت]
اجرا کردن

گزاف

Ex: The company faced backlash for its exorbitant pricing of essential medications , putting them out of reach for those in need .

شرکت به دلیل قیمت‌های سرسام‌آور داروهای ضروری با واکنش منفی مواجه شد و آن‌ها را از دسترس نیازمندان خارج کرد.

reasonable [صفت]
اجرا کردن

معقول

Ex: They reached a reasonable compromise after hours of negotiation .

آن‌ها پس از ساعت‌ها مذاکره به یک سازش منطقی رسیدند.

fragile [صفت]
اجرا کردن

آسیب‌پذیر

Ex: She felt emotionally fragile after the loss of her pet .

او پس از از دست دادن حیوان خانگی‌اش احساس شکنندگی عاطفی کرد.

resilient [صفت]
اجرا کردن

انعطاف‌پذیر

Ex: The resilient elastic in the waistband of the pants maintained its shape even after repeated stretching .

کش انعطاف‌پذیر در کمربند شلوار حتی پس از کشش‌های مکرر شکل خود را حفظ کرد.

cumbersome [صفت]
اجرا کردن

دست‌و‌پاگیر

Ex: Maneuvering the cumbersome machinery in the workshop required careful precision .

هدایت ماشین‌آلات حجیم در کارگاه به دقت دقیقی نیاز داشت.

elegant [صفت]
اجرا کردن

شیک

Ex: The bride looked stunning in her elegant wedding dress , radiating grace and charm as she walked down the aisle .

عروس در لباس عروسی زیبا خود خیره کننده به نظر می‌رسید، در حالی که در راهرو راه می‌رفت، از لطف و جذابیت می‌درخشید.

plain [صفت]
اجرا کردن

ساده

Ex: The curtains were plain , allowing ample sunlight to filter into the room .

پرده‌ها ساده بودند، که اجازه می‌داد نور خورشید به وفور به داخل اتاق بتابد.

innovative [صفت]
اجرا کردن

نوآورانه

Ex: His innovative approach to teaching engages students in ways traditional methods can not .

رویکرد نوآورانه او در تدریس، دانش‌آموزان را به روش‌هایی درگیر می‌کند که روش‌های سنتی نمی‌توانند.

useless [صفت]
اجرا کردن

بی‌فایده

Ex: The faulty map was useless for navigation and led us astray .

نقشه معیوب برای ناوبری بی‌فایده بود و ما را گمراه کرد.

convenient [صفت]
اجرا کردن

مناسب

Ex: I love that the library has extended hours ; it 's very convenient for students .
obsolete [صفت]
اجرا کردن

منسوخ

Ex: Her obsolete clothing style reminded everyone of past fashion eras .

سبک لباس منسوخ او همه را به یاد دوران های گذشته مد می انداخت.

اجرا کردن

بادوام

Ex: They chose hard-wearing materials for the outdoor furniture .

آنها مواد بادوام را برای مبلمان فضای باز انتخاب کردند.

اجرا کردن

استقبال‌کننده یک محصول یا فناوری جدید

Ex: She became an early adopter of digital payments .

او به یکی از پذیرندگان اولیه پرداخت‌های دیجیتال تبدیل شد.