کتاب 'اینسایت' فوق متوسط - بینش واژگان 6
در اینجا کلمات از Vocabulary Insight 6 در کتاب درسی Insight Upper-Intermediate، مانند "regret"، "slightly"، "corruption" و غیره را پیدا خواهید کرد.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to a high degree, used for emphasis

خیلی, بسیار
من واقعاً بعد از آن دویدن خستهام.
in a total or complete way

خیلی, بسیار، کاملاً
او کاملاً از شنیدن دلیل امتناع کرد.
to a moderate degree or extent

تا حدودی, تا حدی
فیلم تا حدودی بهتر از چیزی بود که انتظار داشتم.
to want something to happen or be true

امیدوار بودن
او امیدوار بود که او او را به خاطر اشتباه ببخشد.
to feel sad, sorry, or disappointed about something that has happened or something that you have done, often wishing it had been different

افسوس خوردن, حسرت کشیدن، متأسف بودن
او پشیمان بود که وقتی فرصت داشت وقت بیشتری را با خانوادهاش نگذراند.
to a very great amount or degree

به شدت, شدیداً
بسیار مهم است که در هوای گرم هیدراته بمانید.
more than average, but not too much

نسبتاً
من اخیراً نسبتاً مشغول بودهام، روی چندین پروژه کار میکنم.
to the fullest degree or extent, used for emphasis

کاملاً, مطلقاً
اتاق کاملاً ساکت بود در حالی که همه منتظر اعلام بودند.
in a small amount, extent, or level

کمی, اندکی
دما کمی در طول شب کاهش یافت.
to a degree that is high but not very high

نسبتاً, تقریباً
او نسبتاً مطمئن است که کلیدهایش را روی پیشخوان آشپزخانه گذاشته است.
to a great extent or degree

خیلی, بسیار
امروز بیرون خیلی گرم است.
to the highest extent or capacity

کاملاً, بهطور کامل
او هرگز کاملاً از شوک بهبود نیافت.
used to express strong emotions, concerns, or intensity of feeling

بهشدت, عمیقاً
من عمیقاً برای حمایت شما سپاسگزارم.
to a large or significant degree

قویاً, شدیداً
او به شدت تحت تأثیر پایان فیلم قرار گرفت.
to put someone or something in a position in which they are vulnerable or are at risk

به خطر انداختن
استرس مداوم میتواند افراد را در معرض خطرات سلامتی قرار دهد.
to be deceived or tricked by someone or something

فریب خوردن
خیلی سریع فریب وعدههایشان را نخورید؛ مطمئن شوید که اطلاعات را به طور مستقل تأیید میکنید.
to extend or increase in influence or effect over a larger area or group of people

گسترش یافتن, شیوع یافتن، پخش شدن
در حال حاضر، نگرانیها درباره همهگیری در سراسر جهان در حال گسترش است.
a list of things that need to be considered, solved, or done

برنامه
آنها در آخرین لحظه یک موضوع اضافی به دستور کار اضافه کردند.
illegal and dishonest behavior of someone, particularly one who is in a position of power

فساد
فساد در نیروی پلیس منجر به کمبود اعتماد در جامعه شد.
the large words in the upper part of a page of a newspaper, article, etc.

تیتر, عنوان
تیتر با بیان جسورانه خود درباره استعفای ناگهانی سیاستمدار توجه همه را جلب کرد.
a dishonest or illegal way of gaining money

کلاهبرداری, شیادی، گوشبری
آنها پسانداز خود را در یک کلاهبرداری سرمایهگذاری متقلبانه که بازدهی بالا با ریسک کم را وعده میداد، از دست دادند.
(of a video, picture, piece of news, etc.) shared quickly on social media among a lot of Internet users

(محتوای اینترنتی) داغ و پربازدید
توییت او درباره محصول تکنولوژی جدید ویرال شد و منجر به بحثها و گفتگوهای آنلاین شد.
someone who watches or listens to everything that is happening without anyone noticing their presence

ناظر پنهان, مشاهدهگر پنهان
او آرزو داشت در مصاحبه ناظر پنهان باشد.
the raw material that is filmed by a video or movie camera

فیلم خام, فیلم بدونتدوین
گزارشگر فیلمها را از اعتراض بررسی کرد.
the result of an exam that is shown by a letter or number

نمره امتحان
نمره دانشآموز پس از آموزش اضافی بهبود یافت.
spoken descriptions given in a movie or a television show, etc. by a narrator that is not seen by the audience

روایت صوتی, صدای روی فیلم
بازیگر صداگذاری را برای شخصیت انیمیشنی ضبط کرد.
used to say that there is no doubt something is true or is the case

بدون شک, مسلماً
سیاست جدید بدون شک بهرهوری گردش کار را بهبود میبخشد.
in a way that emphasizes sincerity of belief or opinion

واقعاً
او صادقانه باور داشت که او هرگز به او صدمه نخواهد زد.
in a willing and unhesitant manner

بیدرنگ, بلافاصله
او با کمال میل موافقت کرد که به او در نقل مکان به آپارتمان جدید کمک کند.
without being controlled or limited by others

آزادانه
کودکان آزادانه از میان چمنزار میدویدند، فریاد میزدند و میخندیدند.
in a manner that is characterized by genuine feelings and honesty

صادقانه
ما صادقانه معتقدیم که این راهحل به نفع همه خواهد بود.
in a way that shows a good or optimistic attitude, expressing approval, joy, or support

بهشکل مثبت, بهصورت مثبت
تیم به بازخوردهای تشویقکننده سرپرست به طور مثبت واکنش نشان داد.
a piece of information or story that is circulated among a group of people, often without being confirmed as true or accurate

شایعه
to raise money for something by collecting small contributions from a large number of people, typically via the Internet

جمعآوری سرمایه از طریق جمعیت, کراودفاند کردن
او قصد دارد با ارتباط برقرار کردن با حامیان آنلاین، برای فیلم مستقل خود جمعآوری کمک مالی کند.
