شخصیت - مغرور و متکبر
کشف کنید که چگونه اصطلاحات انگلیسی مانند "سر متورم" و "اسب بالا" به غرور و تکبر در انگلیسی مربوط میشوند.
مرور
فلشکارتها
آزمون
a type of unfriendly behavior that is meant to show that one is better than other people

خود را بالاتر از بقیه دانستن, از دماغ فیل افتاده
از وقتی ترفیع گرفته، خودش را از بقیه بالاتر میداند.
a sense of high self-esteem or self-importance that one has

خودبزرگبینی, خودپسندی
بعد از بردن جایزه، خودش را خیلی مهم میدانست.
to behave in a way that makes others think one is more important or of higher status than one actually is

خود را گرفتن, کلاس گذاشتن
پولدار نیست، اما هر وقت پیش دوستان قدیمیاش است کلاس میگذارد.
one's arrogant and pretentious behavior that is meant to prove one's superiority over others

خودبرتربینی, رفتار مغرورانه
او بعد از ترفیع گرفتن مغرور شده است.
used to describe someone who takes too much pride or satisfaction in their achievements

از خود راضی, باد به غبغب انداخته
از اینکه پروژه را زودتر از همه تمام کرده بود، باد به غبغب انداخته بود.
an action that makes one feel more important than others

خودنمایی برای ارضای غرور, حال دادن به غرور خودش
پروژه برای مدیر تبدیل شد به خودنمایی برای ارضای غرورش.
used to describe someone who has an excessively high opinion of themselves

از خودراضی, خیلی مغرور
وقتی همه از ارائهاش تعریف کردند، حسابی از خودراضی شد.
used for saying that a person looks extremely satisfied, happy, or proud because of something they have done or achieved

به خود بالیدن, به خود افتخار کردن
وقتی ایدهاش را پذیرفتند، حسابی به خودش افتخار میکرد.
to fail to achieve success by having too much confidence in one's ability or position

خود را دست بالا گرفتن, زیادی به خود مطمئن بودن
وقتی تهدید کرد استعفا میدهد، زیادی به خودش مطمئن بود و آنها هم گذاشتند برود.
behaving in a manner that highlights one's often non-existant superiority over others

متکبر, متکبر و مغرور
او متکبرانه رفتار کرد وقتی مدیرعامل را علنی نقد کرد.
someone who considers themselves more important than others and often behaves in a very formal and old-fashioned way

مغرور و رسمی, مغرور و خشک
همه او را خشک و مغرور میدانند چون لباس غیررسمی نمیپوشد.
to boost or satisfy one's sense of self-importance or self-esteem

هندوانه زیر بغل کسی گذاشتن, به کسی حس غرور دادن
فقط برای اینکه هندوانه زیر بغل رئیس بگذارد از او تعریف کرد.
to take pride in one's deeds or achievements

سر خود را بالا گرفتن, به خود افتخار کردن
مسابقه را باخت، اما چون همه تلاشش را کرده بود سرش را بالا گرفت.