اراده
کاهش وزن بیش از یک رژیم غذایی نیاز دارد؛ همچنین به اراده قوی نیاز دارد.
در اینجا واژگان از واحد 10 - مرجع در کتاب درسی Total English Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "اراده"، "شهود"، "رنده"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
اراده
کاهش وزن بیش از یک رژیم غذایی نیاز دارد؛ همچنین به اراده قوی نیاز دارد.
برتری ذهن بر چالش های فیزیکی
تشویق
پس از متقاعدسازی زیاد، او بالاخره موافقت کرد که به پروژه بپیوندد.
دلشوره
با یک پیشآگاهی عجیب از خواب بیدار شدم که روز به بدی تمام خواهد شد.
اعتماد داشتن
من به او اعتماد دارم وقتی نوبت به گرفتن تصمیمهای مهم میرسد.
حس درونی
شهود او به او گفت که مسیر ناامن است.
حس ششم
او هنگام گرفتن تصمیمهای سخت به حس ششم خود تکیه کرد.
ضمیر ناخودآگاه
روانشناسان معتقدند که ناخودآگاه رفتار انسان را به روشهای ناپیدا شکل میدهد.
تبلیغات
تبلیغ دوره آنلاین مرا متقاعد کرد که ثبت نام کنم.
پیشنمایش
تبلیغات
شبکههای اجتماعی چشمانداز تبلیغات مدرن را تغییر دادهاند.
بازاریابی
رسانههای اجتماعی به ابزاری کلیدی در بازاریابی مدرن تبدیل شدهاند.
هوش و ذکاوت
آزمونهای هوش اغلب برای اندازهگیری تواناییهای شناختی استفاده میشوند.
جالب
موزه نمایشگاههای جالب زیادی داشت.
کتابخانه
دیروز کتابهایی که از کتابخانه قرض گرفته بودم را پس دادم.
ضروری
ضروری است برای امتحانات درس بخوانید تا نمرات خوبی کسب کنید.
گاهی اوقات
آنها گاه به گاه در اجراهای زنده شرکت میکنند.
روانشناس
او به عنوان یک روانشناس بالینی تخصص داشت و به افراد مبتلا به اختلالات روانی مختلف درمان ارائه میداد.
مسئولیت
به عنوان سازماندهنده رویداد، او مسئولیت هماهنگی تمامی امور لجستیکی را بر عهده دارد.
مجزا
دوقلوها علایق و سرگرمیهای جداگانه دارند.
عجیب
شعبده باز یک حقه عجیب انجام داد که من هنوز نمیتوانم بفهمم.
پیام بازرگانی
مجری قول داد که پاسخ را پس از وقفه تبلیغاتی فاش کند.
بازار هدف
بدون تحقیق واضح، انتخاب یک بازار هدف میتواند خطرناک باشد.
نشان تجاری
برند کوکاکولا آنقدر قوی است که لوگوی آن در سراسر جهان به سرعت قابل تشخیص است.
تبلیغات مبالغهآمیز
رسانههای اجتماعی نقش بزرگی در هیاهو برای بازی جدید داشتند.
شعار
هر بار که آگهی پخش میشد، شعار جذاب در ذهن بینندگان میماند و آنها را به بازدید از وبسایت ترغیب میکرد.
نماد تجاری
لوگو مؤسسه خیریه ساده اما بسیار به یاد ماندنی بود.
تصمیم نهایی گرفتن
از ذهن کسی پریدن
به ذهن کسی خطور کردن
حرف دل خود را زدن
به خاطر سپردن
محل سکونت
به دلیل تقاضای بالا برای اسکان در طول جشنواره، بسیاری از هتلها کاملاً رزرو شده بودند.
شروع
آغاز رمان صحنه را برای یک ماجراجویی هیجانانگیز در سراسر قارهها آماده کرد.
باور کردن
آنها فریب خوردند تا باور کنند که محصول یک درمان معجزهآسا است.
متغیر
حالش تغییرپذیر بود، در عرض چند دقیقه از شاد به غمگین تبدیل میشد.
قطعاً
کنسرت قطعاً یکی از بهترینهایی بود که تا به حال حضور داشتهام.
وجود
کشف فسیلها وجود گونههای منقرض شده میلیونها سال پیش را تأیید کرد.
دوست
مایکل از بیرون رفتن برای قهوه با دوستانش از کار لذت میبرد تا بعد از یک روز طولانی به روز شود و استراحت کند.
خارجی
او با وجود سالها زندگی در آنجا، احساس میکرد یک خارجی است.
بزرگ
استعداد بزرگ او در موسیقی از سنین پایین آشکار بود.
نرده آهنی
او گریل شکسته پنجره را با یک جدید جایگزین کرد.
سخاوتمند
انعام سخاوتمندانهای که مشتری راضی گذاشت، نشاندهنده قدردانی آنها از خدمات استثنایی بود که دریافت کرده بودند.
فکر کسی را از چیزی دور کردن