موافقت و مخالفت - اختلاف و مخالفت 3
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به درگیری و مخالفت مانند "نزاع"، "درگیر کردن" و "درگیری" را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
نپسندیدن و امتیاز منفی دادن (فضای مجازی)
به عنوان یک ناظر، مهم است که مشارکتهایی که اسپم یا تحریکآمیز هستند را داونوت کنید.
نشان دادن مخالفت (فضای مجازی)
ویدیو به دلیل کیفیت پایین، داونوتهای زیادی دریافت کرد.
سنگها را وا کندن
درگیر شدن
مدیر به طور عاقلانه ای از درگیر کردن اعضای تیم در سیاست های اداری اجتناب کرد.
جروبحث
تبادل کلمات بین مربی و داور به سرعت تشدید شد.
ببخشید
ببخشید، اما فکر نمیکنم این چیزی باشد که او اصلاً منظورش بوده.
بحث کردن یا مخالفت کردن
او در حال حاضر با نماینده خدمات مشتریان در مورد کیفیت پایین محصول به شدت بحث میکند.
قطع ارتباط کردن
تفاوتهای سیاسی باعث شد که همسایهها با هم دعوا کنند، که منجر به رابطهای پرتنش شد.
خصومت
کشمکش دیرینه بین دو خانواده در نهایت به حل و فصل رسید.
مشاجره کردن
پادشاهیهای همسایه برای دههها بر سر مسیرهای تجاری و منابع دعوا کردند.
جروبحث
دعواهای مداوم آنها درباره کارهای خانه هم اتاقیهایشان را دیوانه میکرد.
دعوا کردن
دو بوکسور تا دور آخر جنگیدند.
مقابله به مثل کردن
مبارزه
آنها شاهد نبرد بین کودکان برای آخرین تکه کیک بودند.
حلوفصل کردن
تیمها اغلب مجبورند در مسابقات سخت بجنگند تا برنده در ورزشهای رقابتی مشخص شود.
قیلوقال
او در یک درگیری بین هواداران رقیب مجروح شد.
نزاع
او در درگیری مجروح شد، در میان مشتهای پرتاب شده و بطریهای شکسته گیر افتاد.
اختلافنظر
اصطکاک بین دو بخش، توانایی آنها را برای همکاری موثر مختل کرد.
تفاوت
با تمام قدرت به کاری پرداختن
دفاع کردن از کسی در مشاجره
کشمکش غیرقابل حل سیاسی
پیشنهادهای کمیته در بنبست رکود کردند در حالی که اعضا به جای سازش، اتهامات رد و بدل میکردند.
چانه زدن
قبل از انجام خرید، اغلب ایده خوبی است که کمی چانه بزنید، زیرا برخی از فروشندگان ممکن است مایل به ارائه تخفیف باشند.
تصادفی بودن
معلوم میشود که این یک موضوع بسیار حساس برای من است.
اعتراض کردن (با صاف کردن گلو)
او در پاسخ به ادعاهای اغراقآمیز فروشنده درباره مزایای محصول خرناس کشید.
جروبحث
کارمندان با مدیریت در مورد ساعات کاری خود اختلاف داشتند.
گیر انداختن
باید اعتراف کنم، شما من را آنجا دارید—آن جنبه را در نظر نگرفته بودم.
مخالف بودن