کلمات انگلیسی برای "درگیری و مخالفت"
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به درگیری و مخالفت مانند "نزاع"، "درگیر کردن" و "درگیری" را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
نپسندیدن و امتیاز منفی دادن (فضای مجازی)
اگر با یک دیدگاه خاص مخالف هستید، میتوانید نظر را downvote کنید تا مخالفت خود را ابراز کنید.
نشان دادن مخالفت (فضای مجازی)
او یک downvote به پست گمراهکننده داد.
سنگها را وا کندن
درگیر شدن
مدیر به طور عاقلانه ای از درگیر کردن اعضای تیم در سیاست های اداری اجتناب کرد.
جروبحث
تبادل آنها در جلسه تفاوتهای عمیق در نظرات را آشکار کرد.
ببخشید
ببخشید, اما فکر نمیکنم که درست باشد.
بحث کردن یا مخالفت کردن
دیروز، من با همکارم درباره رفتار غیرحرفهایاش بحث کردم.
قطع ارتباط کردن
سوءتفاهمها درباره یک پروژه باعث شد همکاران با هم اختلاف پیدا کنند و جداگانه کار کنند.
خصومت
کینه آنها سالها پیش بر سر یک اختلاف تجاری آغاز شد.
مشاجره کردن
با وجودی که زمانی دوست بودند، پس از یک سوءتفاهم شروع به دعوا کردند که باعث شکاف در رابطهشان شد.
جروبحث
نبرد درباره قوانین تکالیف به یک مصالحه ختم شد.
دعوا کردن
ضروری است که به جای متوسل شدن به جنگ در درگیریها، راهحلهای صلحآمیز پیدا کنیم.
مقابله به مثل کردن
مبارزه
آنها شاهد نبرد بین کودکان برای آخرین تکه کیک بودند.
حلوفصل کردن
خواهر و برادرها ترجیح دادند که صحبت کنند و زمینه مشترکی پیدا کنند تا اینکه حل اختلافاتشان را بجنگند.
دستپاچگی
او به دلیل کلیدهای گمشده در آشفتگی افتاد.
قیلوقال
پلیس به سرعت برای متفرق کردن درگیری در خارج از استادیوم رسید.
نزاع
پلیس برای متفرق کردن درگیری بین گروههای معترض رقیب شتافت.
اختلافنظر
سیاستهای جدید معرفی شده توسط مدیریت باعث اصطکاک بین کارکنان شد.
تفاوت
اختلافات سیاسی آنها شکاف در دوستی یکبار نزدیکشان ایجاد کرد.
با تمام قدرت به کاری پرداختن
دفاع کردن از کسی در مشاجره
کشمکش غیرقابل حل سیاسی
بنبست سیاسی در قوه مقننه از تصویب لایحه تأمین مالی اضطراری جلوگیری کرد.
چانه زدن
در بازار، او تصمیم گرفت با فروشنده چانه بزند تا قیمت بهتری برای فرش دستبافت بگیرد.
تصادفی بودن
باید بدانی که این اتفاقاً نظر شخصی من است که تو رد میکنی.
اعتراض کردن (با صاف کردن گلو)
وقتی که بهانه عجیب و غریب برای دیر رسیدن به جلسه را شنید، با ناباوری خرناس کشید.
جروبحث
او با صاحبخانه خود درباره افزایش اجارهبها مشاجره داشت.
گیر انداختن
باید اعتراف کنم، شما من را آنجا دارید—آن جنبه را در نظر نگرفته بودم.
مخالف بودن
درباره چیزی آزاردهنده با کسی صحبت کردن
هر طور مایلی