به خواب رفتن
کشف کنید که چگونه اصطلاحات انگلیسی مانند "hit the sack" و "forty winks" به خواب در انگلیسی مربوط میشوند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
به خواب رفتن
اصلا نخوابیدن
تخت خوابیدن
از سر نخوابیدن از این پهلو به آن پهلو شدن
غرق خواب
چُرت
او برنامهی شلوغی داشت، اما توانست در مسیر برگشت به خانه در قطار چرت کوتاهی بزند.
به خواب رفتن
به رختخواب رفتن
فرد سحرحیز
برای جلوگیری از ترافیک، او به یک سحرخیز تبدیل شده و قبل از ساعت شلوغی به سر کار میرود.
ساعت خواب!
فردی که شبها تا دیر وقت بیدار میماند
به عنوان یک نویسنده، او به عنوان یک جغد شب بیشتر الهام گرفته و مولد است، داستانها را زمانی که جهان میخوابد خلق میکند.
بیدار و هشیار
به خواب عمیق رفته
مثل خرس خوابیدن