کلمات عمومی پایه آیلتس برای "شدت کم"

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به شدت کم را که برای آزمون آموزش عمومی آیلتس ضروری است، یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS General (نمره 5)
moderate [صفت]
اجرا کردن

در حد متوسط

Ex: She prefers to eat moderate portions to avoid overeating .

او ترجیح می‌دهد portions متوسط بخورد تا از پرخوری اجتناب کند.

mild [صفت]
اجرا کردن

خفیف

Ex: His mild reaction to the criticism was unexpected .

واکنش ملایم او به انتقاد غیرمنتظره بود.

light [صفت]
اجرا کردن

کم (صدا)

Ex: He preferred light background noise while working to stay focused .

او هنگام کار برای حفظ تمرکز، صدای پس‌زمینه سبک را ترجیح می‌داد.

gentle [صفت]
اجرا کردن

نرم

Ex: She has a gentle touch that soothes the baby to sleep .

او لمس ملایمی دارد که کودک را آرام می‌کند و به خواب می‌برد.

slight [صفت]
اجرا کردن

اندک

Ex: She felt a slight breeze on her face as she walked outside .

او هنگام بیرون رفتن نسیم ملایمی را روی صورتش احساس کرد.

mellow [صفت]
اجرا کردن

ملایم

Ex: The sunset painted the sky in mellow shades of orange and pink .

غروب خورشید آسمان را با رنگ‌های ملایم نارنجی و صورتی رنگ آمیزی کرد.

اجرا کردن

از شدت چیزی کاستن

Ex: Charitable efforts have alleviated the suffering caused by the natural disaster .

تلاش‌های خیریه رنج ناشی از بلای طبیعی را کاهش داده‌اند.

to moderate [فعل]
اجرا کردن

از شدت چیزی کاستن

Ex: The speaker moderated her tone during the discussion to avoid offending sensitive listeners .

گوینده در طول بحث لحن خود را ملایم کرد تا از آزردن شنوندگان حساس جلوگیری کند.

to lighten [فعل]
اجرا کردن

از شدت چیزی کم کردن

Ex: The successful completion of the project lightened the overall stress .

تکمیل موفقیت‌آمیز پروژه، استرس کلی را کاهش داد.

to soothe [فعل]
اجرا کردن

آرام کردن

Ex: He is soothing his sore throat with a warm cup of tea .

او با یک فنجان چای گرم گلودردش را تسکین می‌دهد.

to relieve [فعل]
اجرا کردن

تسکین دادن

Ex: A warm bath relieved the muscle tension after a long day .

یک حمام گرم تنش عضلانی را پس از یک روز طولانی تسکین داد.

to ease [فعل]
اجرا کردن

تسکین دادن

Ex: The therapist used relaxation techniques to ease the anxiety of her patient before the interview .

درمانگر از تکنیک‌های آرامش‌بخش برای کاهش اضطراب بیمارش قبل از مصاحبه استفاده کرد.

balanced [صفت]
اجرا کردن

متوازن

Ex: The dancer demonstrated grace and agility with her balanced movements .

رقصنده با حرکات متعادل خود ظرافت و چابکی را نشان داد.

واژگان برای IELTS General (نمره 5)
اندازه و مقیاس ابعاد وزن و ثبات افزایش در مقدار
کاهش مقدار شدت بالا شدت کم فضا و مساحت
شکل‌ها Speed Significance تأثیر و قدرت
منحصر به فرد بودن Complexity Value Quality
چالش‌ها ثروت و موفقیت فقر و شکست Appearance
Age شکل بدن Wellness بافت‌ها
Intelligence صفات مثبت انسانی صفات منفی انسانی صفات اخلاقی
پاسخ‌های عاطفی حالات عاطفی رفتارهای اجتماعی طعم‌ها و بوها
صداها Temperature Probability اقدامات رابطه‌ای
زبان بدن و حرکات حالت‌ها و موقعیت‌ها نظرات افکار و تصمیمات
دانش و اطلاعات تشویق و دلسردی درخواست و پیشنهاد پشیمانی و غم
احترام و تأیید تلاش و پیشگیری لمس و نگه داشتن اقدامات فیزیکی و واکنش‌ها
جنبش‌ها فرماندهی و اعطای مجوزها درگیر شدن در ارتباط کلامی درک و یادگیری
درک حواس استراحت و آرامش خوردن و نوشیدن تغییر و شکل‌دهی
خلق و تولید سازماندهی و جمع‌آوری آماده‌سازی غذا سرگرمی‌ها و روال‌ها
Shopping مالی و ارز زندگی اداری حرفه‌های تخصصی
شغل‌های کار دستی شغل‌های خدمات و پشتیبانی حرفه‌های خلاقانه و هنری House
Human Body Health ورزش مسابقات ورزشی
Transportation جامعه و رویدادهای اجتماعی بخش‌های شهر دوستی و دشمنی
روابط عاشقانه احساسات مثبت احساسات منفی Family
حیوانات Weather غذا و نوشیدنی سفر و گردشگری
Pollution Migration فجایع مواد
قیدهای حالت قیدهای نظر قیدهای قطعیت قیدهای تکرار
قیدهای زمان قیدهای مکان قیدهای درجه قیدهای تأکید
قیدهای هدف و قصد قیدهای پیوندی