کلمات عمومی پایه آیلتس برای "مهاجرت"

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به مهاجرت را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آموزش عمومی آیلتس ضروری هستند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS General (نمره 5)
outsider [اسم]
اجرا کردن

بیگانه

Ex: In the debate , he played the role of the outsider , challenging traditional views .

در بحث، او نقش خارجی را بازی کرد و به چالش کشیدن دیدگاه‌های سنتی پرداخت.

border [اسم]
اجرا کردن

مرز

Ex: As we crossed the border into the neighboring country , we were greeted by customs officials .

همان‌طور که از مرز به کشور همسایه عبور می‌کردیم، مأموران گمرک از ما استقبال کردند.

immigrant [اسم]
اجرا کردن

مهاجر

Ex: The city 's diverse population includes many immigrants from various parts of the world .

جمعیت متنوع شهر شامل بسیاری از مهاجران از نقاط مختلف جهان است.

immigration [اسم]
اجرا کردن

مهاجرت

Ex: Immigration has been a key issue in the national debate on border security .

مهاجرت یک مسئله کلیدی در بحث ملی درباره امنیت مرزها بوده است.

migrant [اسم]
اجرا کردن

مهاجر

Ex: She shared her story as a migrant fleeing war to build a safer life abroad .

او داستان خود را به عنوان یک مهاجر که از جنگ فرار کرده بود برای ساختن یک زندگی امن‌تر در خارج از کشور به اشتراک گذاشت.

migration [اسم]
اجرا کردن

مهاجرت

Ex: During the Gold Rush , mass migration to California transformed the region .

در طول تب طلا، مهاجرت انبوه به کالیفرنیا منطقه را دگرگون کرد.

to displace [فعل]
اجرا کردن

بیرون راندن

Ex: War and political unrest in the area have displaced generations of people .

جنگ و ناآرامی‌های سیاسی در منطقه نسل‌هایی از مردم را جابجا کرده است.

to emigrate [فعل]
اجرا کردن

مهاجرت کردن

Ex: The political instability and economic challenges prompted many citizens to emigrate .

ناپایداری سیاسی و چالش‌های اقتصادی بسیاری از شهروندان را به مهاجرت ترغیب کرد.

اجرا کردن

مهاجرت کردن

Ex: The couple decided to immigrate to Germany after receiving job offers in their respective fields .

این زوج پس از دریافت پیشنهادهای شغلی در زمینه‌های مربوطه خود تصمیم گرفتند به آلمان مهاجرت کنند.

to migrate [فعل]
اجرا کردن

مهاجرت کردن

Ex: During the 19th century , many Europeans migrated to the United States in search of religious freedom and economic opportunities .

در طول قرن نوزدهم، بسیاری از اروپایی‌ها به دنبال آزادی مذهبی و فرصت‌های اقتصادی به ایالات متحده مهاجرت کردند.

واژگان برای IELTS General (نمره 5)
اندازه و مقیاس ابعاد وزن و ثبات افزایش در مقدار
کاهش مقدار شدت بالا شدت کم فضا و مساحت
شکل‌ها Speed Significance تأثیر و قدرت
منحصر به فرد بودن Complexity Value Quality
چالش‌ها ثروت و موفقیت فقر و شکست Appearance
Age شکل بدن Wellness بافت‌ها
Intelligence صفات مثبت انسانی صفات منفی انسانی صفات اخلاقی
پاسخ‌های عاطفی حالات عاطفی رفتارهای اجتماعی طعم‌ها و بوها
صداها Temperature Probability اقدامات رابطه‌ای
زبان بدن و حرکات حالت‌ها و موقعیت‌ها نظرات افکار و تصمیمات
دانش و اطلاعات تشویق و دلسردی درخواست و پیشنهاد پشیمانی و غم
احترام و تأیید تلاش و پیشگیری لمس و نگه داشتن اقدامات فیزیکی و واکنش‌ها
جنبش‌ها فرماندهی و اعطای مجوزها درگیر شدن در ارتباط کلامی درک و یادگیری
درک حواس استراحت و آرامش خوردن و نوشیدن تغییر و شکل‌دهی
خلق و تولید سازماندهی و جمع‌آوری آماده‌سازی غذا سرگرمی‌ها و روال‌ها
Shopping مالی و ارز زندگی اداری حرفه‌های تخصصی
شغل‌های کار دستی شغل‌های خدمات و پشتیبانی حرفه‌های خلاقانه و هنری House
Human Body Health ورزش مسابقات ورزشی
Transportation جامعه و رویدادهای اجتماعی بخش‌های شهر دوستی و دشمنی
روابط عاشقانه احساسات مثبت احساسات منفی Family
حیوانات Weather غذا و نوشیدنی سفر و گردشگری
Pollution Migration فجایع مواد
قیدهای حالت قیدهای نظر قیدهای قطعیت قیدهای تکرار
قیدهای زمان قیدهای مکان قیدهای درجه قیدهای تأکید
قیدهای هدف و قصد قیدهای پیوندی