واژگان برای IELTS General (نمره 5) - قیدهای درجه

در اینجا، شما برخی از قیدهای درجه را یاد خواهید گرفت که برای آزمون IELTS General Training لازم است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS General (نمره 5)
quite [قید]
اجرا کردن

کاملاً

Ex: After a long day at work , she found the warm bath quite soothing .

پس از یک روز طولانی کار، او حمام گرم را بسیار آرامش‌بخش یافت.

too [قید]
اجرا کردن

بیش از حد

Ex: I 'm too tired to keep working tonight .

من خیلی خسته‌ام که امشب به کار کردن ادامه دهم.

enough [قید]
اجرا کردن

به‌اندازه کافی

Ex: She worked hard enough to earn a well-deserved promotion .
almost [قید]
اجرا کردن

تقریباً

Ex: They were almost ready to leave when they realized they forgot their tickets .

آن‌ها تقریباً آماده رفتن بودند که متوجه شدند بلیط‌هایشان را فراموش کرده‌اند.

nearly [قید]
اجرا کردن

تقریباً

Ex: The project was nearly complete , lacking only a final review before submission .

پروژه تقریباً کامل بود، فقط یک بررسی نهایی قبل از ارسال باقی مانده بود.

absolutely [قید]
اجرا کردن

خیلی

Ex: The room was absolutely silent .

اتاق کاملاً ساکت بود.

completely [قید]
اجرا کردن

کاملاً

Ex: She was completely unaware of the time .

او کاملاً از زمان بی‌خبر بود.

seriously [قید]
اجرا کردن

به‌طور جدی

Ex: Her reputation was seriously damaged by the scandal .

آبروی او به دلیل رسوایی به شدت آسیب دید.

truly [قید]
اجرا کردن

واقعاً

Ex: He is truly a master of his craft .

او واقعاً استاد کار خود است.

hardly [قید]
اجرا کردن

به سختی

Ex: he issue was hardly addressed in the initial stages of the discussion .

این مسئله به سختی در مراحل اولیه بحث مورد توجه قرار گرفت.

rather [قید]
اجرا کردن

نسبتاً

Ex: The movie was rather boring , I almost fell asleep .

فیلم نسبتاً خسته‌کننده بود، تقریباً خوابم برد.

little [قید]
اجرا کردن

کم

Ex: The city has changed little over the years .

شهر در طول سال‌ها کم تغییر کرده است.

pretty [قید]
اجرا کردن

نسبتاً

Ex: The weather 's been pretty mild this week compared to last .

هوا این هفته در مقایسه با هفته گذشته نسبتاً ملایم بوده است.

very [قید]
اجرا کردن

خیلی

Ex: The teacher 's explanation was very clear .

توضیح معلم خیلی واضح بود.

altogether [قید]
اجرا کردن

در مجموع

Ex: It was n't perfect , but altogether it worked out fine .

کامل نبود، اما در کل، خوب پیش رفت.

deeply [قید]
اجرا کردن

به‌شدت

Ex: They were deeply disappointed by the outcome .

آن‌ها از نتیجه به شدت ناامید شدند.

much [قید]
اجرا کردن

بسیار

Ex: The situation has improved much since last month .

وضعیت از ماه گذشته بسیار بهبود یافته است.

somewhat [قید]
اجرا کردن

تا حدودی

Ex: His explanation was somewhat unclear .

توضیح او تا حدودی نامشخص بود.

so [قید]
اجرا کردن

خیلی

Ex: The movie was so funny yesterday .

فیلم دیروز خیلی خنده‌دار بود.

totally [قید]
اجرا کردن

کاملاً

Ex: The dress she wore was totally out of fashion .

لباسی که پوشیده بود کاملاً از مد افتاده بود.

entirely [قید]
اجرا کردن

به‌طور کامل

Ex: The project was entirely funded by the government .

این پروژه کاملاً توسط دولت تأمین مالی شد.

fully [قید]
اجرا کردن

کاملاً

Ex: He is fully aware of the risks involved .

او کاملاً از خطرات موجود آگاه است.

perfectly [قید]
اجرا کردن

کاملاً

Ex: He was perfectly in sync with the others in the band .
highly [قید]
اجرا کردن

بسیار

Ex: This wine is highly valued among collectors .

این شراب در میان مجموعه‌داران به شدت ارزشمند است.

terribly [قید]
اجرا کردن

به شدت

Ex: He felt terribly proud of his team 's effort .

او به شدت از تلاش تیمش احساس غرور می‌کرد.

awfully [قید]
اجرا کردن

بسیار

Ex: The noise from the construction site was awfully disruptive .

سر و صدا از محل ساخت و ساز به شدت مختل کننده بود.

heavily [قید]
اجرا کردن

به‌شدت

Ex: They are heavily influenced by traditional values .

آن‌ها به شدت تحت تأثیر ارزش‌های سنتی هستند.

obviously [قید]
اجرا کردن

به‌طور مشخص

Ex: He missed his flight and was obviously frustrated with the situation .

او پروازش را از دست داد و واضح بود که از این وضعیت ناراحت است.

واژگان برای IELTS General (نمره 5)
اندازه و مقیاس ابعاد وزن و پایداری افزایش مقدار
کاهش مقدار شدت بالا شدت کم فضا و منطقه
اشکال Speed Significance نفوذ و قدرت
بی نظیری Complexity Value Quality
چالش‌ها ثروت و موفقیت فقر و شکست Appearance
Age شکل بدن Wellness بافت‌ها
Intelligence صفات مثبت انسانی صفات منفی انسان ویژگی‌های اخلاقی
پاسخ‌های عاطفی حالت‌های عاطفی رفتارهای اجتماعی طعم‌ها و بوها
صداها Temperature Probability اقدامات رابطه‌ای
زبان بدن و حرکات حالت‌ها و موقعیت‌ها نظرات افکار و تصمیمات
دانش و اطلاعات تشویق و دلسردی درخواست و پیشنهاد پشیمانی و اندوه
احترام و تایید تلاش و پیشگیری لمس و نگه داشتن اقدامات و واکنش های فیزیکی
حرکات فرماندهی و اعطای مجوزها درگیر شدن در ارتباط کلامی درک و یادگیری
درک حواس استراحت و آرامش خوردن و نوشیدن تغییر و شکل دادن
خلق و تولید سازماندهی و جمع آوری تهیه غذا سرگرمی ها و روال ها
Shopping مالی و ارز زندگی اداری شغل‌های تخصصی
مشاغل کار دستی مشاغل خدمات و پشتیبانی حرفه‌های خلاقانه و هنری House
Human Body Health ورزش مسابقات ورزشی
Transportation جامعه و رویدادهای اجتماعی بخش های شهر دوستی و دشمنی
روابط عاشقانه احساسات مثبت احساسات منفی Family
حیوانات Weather غذا و نوشیدنی سفر و گردشگری
Pollution Migration فجایع مواد
قیدهای حالت قیدهای نظر قیدهای قطعیت قیدهای تکرار
قیدهای زمان قیدهای مکان قیدهای درجه قیدهای تأکید
قیدهای هدف و قصد قیدهای پیوندی