واژگان برای IELTS General (نمره 5) - قیدهای مکان
در اینجا، شما برخی از قیدهای مکان را یاد خواهید گرفت که برای آزمون IELTS General Training ضروری هستند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
at a specific, immediate location

اینجا, به اینجا
او دیروز کیفش را اینجا گذاشت.
at a place that is not where the speaker is

آنجا, به آنجا
لطفاً آنجا کنار در بایستید.
to or in all places

همهجا
در طول جشنواره، تزئینات همه جا در شهر وجود داشت.
in, at, or to some unspecified place

جایی
او بسته را جایی نزدیک در ورودی گذاشت.
to, in, or at any place

هر جا, هر کجا
شما میتوانید هر جایی که دوست دارید در تئاتر بنشینید.
at, in, or to another place

در جای دیگر
او تصمیم گرفت در جای دیگری تحصیل کند زیرا کالج محلی برنامه او را ارائه نمیداد.
in, at, or to a higher position

در بالای, بهسمت بالا
نقاشی آویزان بود، با نورافکنی که دقیقاً بالای آن میدرخشید.
in a position or location situated beneath or lower than something else

زیر, پایین
گنج به عمق زیر پنهان شده بود.
across from one side to the other

آنسوی, آنطرف
او به طرف دیگر اتاق نگاه کرد تا توجه او را جلب کند.
in or to a position lower than and directly beneath something

زیر, تحت
گربه زیر میز پنهان شد وقتی صدای بلندی شنید.
at the rear, far side, or back side of something

پشت
بچهها پشت سر دویدند وقتی زنگ برای زنگ تفریح به صدا درآمد.
in position or direction that is further forward or in front of a person or thing

جلو, روبهرو
یک کامیون بزرگ دقیقاً جلوتر پارک کرده بود، که دید را مسدود میکرد.
in an open area surrounding a building

بیرون
او ترجیح میدهد یک کتاب در بیرون روی ایوان بخواند.
in or into a room, building, etc.

داخل, به داخل
تیم قبل از بازی داخل رختکن جمع شد.
to or at a great distance

دور
او دور سفر کرد تا پدربزرگ و مادربزرگش را ملاقات کند.
toward random or various directions

اینور و آنور
سگ با خوشحالی در حیاط خلوت دور دوید.
in or traveling to a different country

به خارج, در خارج
او برای کار به خارج از کشور رفت و با ایدههای جدید بازگشت.
to the direction of south

به سمت جنوب, در جهت جنوب
پرندگان مهاجر به سمت جنوب پرواز کردند، در حالی که مسیر مهاجرت ثابت خود را دنبال میکردند.
to the direction of west

به سمت غرب, در جهت غرب
خورشید زیر کوه ها فرو رفت، در حالی که به سمت غرب حرکت می کرد، سایه های بلندی انداخت.
to the direction of north

به سمت شمال, شمالی
سوزن قطبنما به سمت شمال اشاره کرد، و کوهنوردان را در زمین کوهستانی هدایت نمود.
| واژگان برای IELTS General (نمره 5) | |||
|---|---|---|---|
| حیوانات | آب و هوا | غذا و نوشیدنی | سفر و گردشگری |
| آلودگی | مهاجرت | فجایع | مواد |
| قیدهای حالت | قیدهای نظر | قیدهای قطعیت | قیدهای تکرار |
| قیدهای زمان | قیدهای مکان | قیدهای درجه | قیدهای تأکید |
| قیدهای هدف و قصد | قیدهای پیوندی | ||
