کلمات عمومی پایه IELTS برای "صفات منفی انسانی"

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به ویژگی‌های منفی انسانی را که برای آزمون عمومی آموزش آیلتس ضروری هستند، یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS General (نمره 5)
insensitive [صفت]
اجرا کردن

بی‌تفاوت

Ex: The politician 's insensitive remarks about poverty sparked widespread outrage .

اظهارات بی‌احساس سیاستمدار درباره فقر خشم گسترده‌ای را برانگیخت.

thoughtless [صفت]
اجرا کردن

بی‌ملاحظه

Ex: The thoughtless driving led to an accident .

رانندگی بی‌فکر منجر به یک تصادف شد.

careless [صفت]
اجرا کردن

بی‌ملاحظه

Ex: Her careless spending led to financial problems .

خرج‌کردهای بی‌دقت او به مشکلات مالی منجر شد.

lazy [صفت]
اجرا کردن

تنبل

Ex: He missed out on opportunities for advancement at work because he was too lazy to pursue additional training or certifications .

او فرصت‌های پیشرفت در کار را از دست داد زیرا برای دنبال کردن آموزش‌ها یا گواهینامه‌های اضافی خیلی تنبل بود.

cruel [صفت]
اجرا کردن

بی‌رحم

Ex: She could n't believe her sister 's cruel betrayal , revealing her secrets to everyone .

او نمی‌توانست خیانت بی‌رحم خواهرش را باور کند، که رازهایش را به همه گفت.

envious [صفت]
اجرا کردن

حسود

Ex: He tried to hide his envious feelings , but they showed in his passive-aggressive remarks .

او سعی کرد احساسات حسودانه خود را پنهان کند، اما آنها در اظهارات منفعل-پرخاشگرانه‌اش نشان داده شدند.

jealous [صفت]
اجرا کردن

حسود

Ex: She was jealous of her sister 's success .

او از موفقیت خواهرش حسادت می‌کرد.

hateful [صفت]
اجرا کردن

نفرت‌انگیز

Ex: The politician 's speech was filled with hateful rhetoric , stirring up anger among the audience .

سخنرانی سیاستمدار پر از سخنان نفرت‌انگیز بود و خشم را در میان مخاطبان برانگیخت.

pessimistic [صفت]
اجرا کردن

بدبین

Ex: The pessimistic outlook of the team members dampened morale and productivity .

چشم‌انداز بدبینانه اعضای تیم روحیه و بهره‌وری را کاهش داد.

اجرا کردن

بی‌ملاحظه

Ex: The inconsiderate choice of loud music late at night disturbed the neighbors .

انتخاب بی‌ملاحظه موسیقی بلند در دیروقت شب همسایه‌ها را آزار داد.

inflexible [صفت]
اجرا کردن

یک‌دنده

Ex: He 's an inflexible negotiator , unwilling to adjust his terms even slightly .

او یک مذاکره‌کننده سخت‌گیر است که تمایلی به تعدیل شرایطش حتی به میزان اندک ندارد.

unstable [صفت]
اجرا کردن

متزلزل (از نظر روانی)

Ex: She struggled with an unstable temperament , often alternating between extreme joy and deep despair .

او با خلق و خوی ناپایدار دست و پنجه نرم می‌کرد، اغلب بین شادی شدید و ناامیدی عمیق در نوسان بود.

reckless [صفت]
اجرا کردن

بی‌احتیاط

Ex: The reckless hiker ventured into the wilderness unprepared , leading to a dangerous situation .

کوهنورد بی‌پروا بدون آمادگی به طبیعت وحشی رفت که منجر به وضعیت خطرناکی شد.

arrogant [صفت]
اجرا کردن

مغرور

Ex: She came across as arrogant when she dismissed their suggestions .

وقتی پیشنهادهایشان را رد کرد، متکبر به نظر رسید.

calculating [صفت]
اجرا کردن

مکار

Ex:

ظلم محاسبه‌گر شرور او را حتی ترسناک‌تر کرد.

اجرا کردن

بی تفاوت

Ex: The therapist noted his unresponsive behavior during family sessions .

درمانگر رفتار بی‌تفاوت او را در جلسات خانوادگی یادداشت کرد.

اجرا کردن

شلخته

Ex:

این رویداد به دلیل برنامه‌ریزی ضعیف بی‌نظم به نظر می‌رسید.

stubborn [صفت]
اجرا کردن

لجباز

Ex: His stubborn insistence on doing things his own way often caused delays in the project .

اصرار سرسختانه او بر انجام کارها به روش خودش اغلب باعث تاخیر در پروژه می‌شد.

hostile [صفت]
اجرا کردن

پرخاشگر

Ex: The hostile driver honked and shouted at pedestrians for crossing the street .

راننده خصومت‌آمیز بوق زد و بر سر عابران پیاده برای عبور از خیابان فریاد کشید.

emotional [صفت]
اجرا کردن

احساسی

Ex: She is an emotional person , often shedding tears of joy or sadness during heartfelt moments .

او یک فرد احساساتی است، که اغلب در لحظات تأثرانگیز اشک شادی یا غم می‌ریزد.

useless [صفت]
اجرا کردن

بی‌فایده

Ex: The faulty map was useless for navigation and led us astray .

نقشه معیوب برای ناوبری بی‌فایده بود و ما را گمراه کرد.

واژگان برای IELTS General (نمره 5)
اندازه و مقیاس ابعاد وزن و ثبات افزایش در مقدار
کاهش مقدار شدت بالا شدت کم فضا و مساحت
شکل‌ها Speed Significance تأثیر و قدرت
منحصر به فرد بودن Complexity Value Quality
چالش‌ها ثروت و موفقیت فقر و شکست Appearance
Age شکل بدن Wellness بافت‌ها
Intelligence صفات مثبت انسانی صفات منفی انسانی صفات اخلاقی
پاسخ‌های عاطفی حالات عاطفی رفتارهای اجتماعی طعم‌ها و بوها
صداها Temperature Probability اقدامات رابطه‌ای
زبان بدن و حرکات حالت‌ها و موقعیت‌ها نظرات افکار و تصمیمات
دانش و اطلاعات تشویق و دلسردی درخواست و پیشنهاد پشیمانی و غم
احترام و تأیید تلاش و پیشگیری لمس و نگه داشتن اقدامات فیزیکی و واکنش‌ها
جنبش‌ها فرماندهی و اعطای مجوزها درگیر شدن در ارتباط کلامی درک و یادگیری
درک حواس استراحت و آرامش خوردن و نوشیدن تغییر و شکل‌دهی
خلق و تولید سازماندهی و جمع‌آوری آماده‌سازی غذا سرگرمی‌ها و روال‌ها
Shopping مالی و ارز زندگی اداری حرفه‌های تخصصی
شغل‌های کار دستی شغل‌های خدمات و پشتیبانی حرفه‌های خلاقانه و هنری House
Human Body Health ورزش مسابقات ورزشی
Transportation جامعه و رویدادهای اجتماعی بخش‌های شهر دوستی و دشمنی
روابط عاشقانه احساسات مثبت احساسات منفی Family
حیوانات Weather غذا و نوشیدنی سفر و گردشگری
Pollution Migration فجایع مواد
قیدهای حالت قیدهای نظر قیدهای قطعیت قیدهای تکرار
قیدهای زمان قیدهای مکان قیدهای درجه قیدهای تأکید
قیدهای هدف و قصد قیدهای پیوندی