واژگان برای IELTS General (نمره 5) - سرعت
در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به سرعت را که برای آزمون آموزش عمومی آیلتس ضروری هستند، یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
at a speed that is not fast

به آرامی, آهسته
ماشین قدیمی در تپههای شیبدار کاملاً آهسته حرکت میکند.
having a high speed when doing something, especially moving

سریع, تند
قطار سریع در کمترین زمان ممکن به مقصد رسید.
in a manner that is fast and takes little time

سریع, بهسرعت
او مجبور شد خیلی سریع یاد بگیرد که چگونه کنار بیاید.
moving or functioning very fast

سریع
تعقیب پرسرعت پس از فرار مظنون از صحنه جرم آغاز شد.
occurring or moving with great speed

سریع, تند
او در یادگیری زبان جدید پیشرفت سریعی داشت.
moving or happening quickly

سریع
او یک خروج سریع از جلسه انجام داد، چون باید به مسئله دیگری رسیدگی میکرد.
resembling or moving at the slow and deliberate pace characteristic of a snail

بسیار کند
پیشرفت لاکپشتی او در پروژه تیم را ناامید کرد.
moving or progressing very slowly

بسیار کند
صف کند مانند حلزون در بانک او را به قرارش دیر رساند.
carried out in a relaxed and unhurried manner

آرام و ریلکس
او قهوه اش را به آرامی نوشید، از لحظه ساکت لذت می برد.
occurring slowly and step-by-step over a long period of time

تدریجی
بهبودی او پس از عمل جراحی تدریجی بود، با پیشرفت هایی که در طول چند هفته مشاهده شد.
to decrease the speed of something

آهسته کردن, از سرعت کاستن، کند کردن
او پس از یک تمرین شدید، تردمیل را به سرعت راه رفتن کند کرد.
to slow down or stop a moving car, etc. by using the brakes

ترمز کردن, ترمز گرفتن
همانطور که قطار به ایستگاه نزدیک میشد، مهندس شروع به ترمز کردن تدریجی کرد تا توقفی ملایم و دقیق را تضمین کند.
to move with a lower speed or rate of movement

آهستهتر شدن, از سرعت چیزی کم شدن
همانطور که قطار وارد ایستگاه شد، شروع به کند شدن تدریجی کرد.
