واژگان برای IELTS General (نمره 5) - Speed

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به سرعت را که برای آزمون آموزش عمومی آیلتس ضروری هستند، یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS General (نمره 5)
slow [قید]
اجرا کردن

به آرامی

Ex: The traffic moved slow along the highway due to the heavy rain .

ترافیک به دلیل باران شدید به آهستگی در طول بزرگراه حرکت می‌کرد.

fast [صفت]
اجرا کردن

سریع

Ex: He had a fast response to emergency situations .

او به موقعیت‌های اضطراری سریع پاسخ می‌داد.

quick [قید]
اجرا کردن

سریع

Ex: The rabbit darted quick across the field .

خرگوش سریع از میان مزرعه دوید.

high-speed [صفت]
اجرا کردن

سریع

Ex: The high-speed elevator whisked them to the top floor in seconds .

آسانسور سریع‌السیر آنها را در عرض چند ثانیه به بالاترین طبقه برد.

rapid [صفت]
اجرا کردن

سریع

Ex: He typed at a rapid pace , finishing the report in record time .

او با سرعت سریع تایپ کرد، گزارش را در زمان رکورد به پایان رساند.

speedy [صفت]
اجرا کردن

سریع

Ex: She gave a speedy response to the urgent email .

او پاسخ سریعی به ایمیل فوری داد.

snaillike [صفت]
اجرا کردن

بسیار کند

Ex: She moved at a snaillike pace through the crowded market .

او با سرعتی مثل حلزون از میان بازار شلوغ حرکت کرد.

snail-paced [صفت]
اجرا کردن

بسیار کند

Ex: The snail-paced traffic on the highway added hours to their journey .

ترافیک کند مانند حلزون در بزرگراه ساعت‌ها به سفرشان اضافه کرد.

leisurely [صفت]
اجرا کردن

آرام و ریلکس

Ex: He read the newspaper in a leisurely fashion , savoring each article .

او روزنامه را به شیوه‌ای آرام خواند، از هر مقاله لذت می‌برد.

gradual [صفت]
اجرا کردن

تدریجی

Ex: Learning a new language is a gradual process that takes time and practice .

یادگیری یک زبان جدید یک فرآیند تدریجی است که زمان و تمرین می‌طلبد.

to slow [فعل]
اجرا کردن

آهسته کردن

Ex: The pilot slowed the aircraft during the descent for a smooth landing .

خلبان در حین فرود برای یک فرود نرم، هواپیما را کند کرد.

to brake [فعل]
اجرا کردن

ترمز کردن

Ex: The instructor taught the new driver how to properly brake in various situations .

مربی به راننده جدید آموزش داد که چگونه در شرایط مختلف به درستی ترمز کند.

اجرا کردن

آهسته‌تر شدن

Ex: She had to slow down because she was getting out of breath .

او مجبور شد کند شود چون نفسش گرفته بود.

واژگان برای IELTS General (نمره 5)
اندازه و مقیاس ابعاد وزن و پایداری افزایش مقدار
کاهش مقدار شدت بالا شدت کم فضا و منطقه
اشکال Speed Significance نفوذ و قدرت
بی نظیری Complexity Value Quality
چالش‌ها ثروت و موفقیت فقر و شکست Appearance
Age شکل بدن Wellness بافت‌ها
Intelligence صفات مثبت انسانی صفات منفی انسان ویژگی‌های اخلاقی
پاسخ‌های عاطفی حالت‌های عاطفی رفتارهای اجتماعی طعم‌ها و بوها
صداها Temperature Probability اقدامات رابطه‌ای
زبان بدن و حرکات حالت‌ها و موقعیت‌ها نظرات افکار و تصمیمات
دانش و اطلاعات تشویق و دلسردی درخواست و پیشنهاد پشیمانی و اندوه
احترام و تایید تلاش و پیشگیری لمس و نگه داشتن اقدامات و واکنش های فیزیکی
حرکات فرماندهی و اعطای مجوزها درگیر شدن در ارتباط کلامی درک و یادگیری
درک حواس استراحت و آرامش خوردن و نوشیدن تغییر و شکل دادن
خلق و تولید سازماندهی و جمع آوری تهیه غذا سرگرمی ها و روال ها
Shopping مالی و ارز زندگی اداری شغل‌های تخصصی
مشاغل کار دستی مشاغل خدمات و پشتیبانی حرفه‌های خلاقانه و هنری House
Human Body Health ورزش مسابقات ورزشی
Transportation جامعه و رویدادهای اجتماعی بخش های شهر دوستی و دشمنی
روابط عاشقانه احساسات مثبت احساسات منفی Family
حیوانات Weather غذا و نوشیدنی سفر و گردشگری
Pollution Migration فجایع مواد
قیدهای حالت قیدهای نظر قیدهای قطعیت قیدهای تکرار
قیدهای زمان قیدهای مکان قیدهای درجه قیدهای تأکید
قیدهای هدف و قصد قیدهای پیوندی