کلمات عمومی پایه آیلتس برای "بافت‌ها"

در اینجا، شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به بافت ها را که برای آزمون عمومی آموزش IELTS ضروری است، یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان برای IELTS General (نمره 5)
rough [صفت]
اجرا کردن

سخت و ناهموار

Ex: The sandpaper had a rough texture , perfect for smoothing out rough surfaces .

کاغذ سنباده بافت زبری داشت، که برای صاف کردن سطوح ناهموار عالی بود.

soft [صفت]
اجرا کردن

نرم

Ex: The baby 's skin was as soft as a feather .

پوست نوزاد به نرمی پر بود.

hard [صفت]
اجرا کردن

سفت

Ex: The apples were too hard to bite into .

سیب‌ها خیلی سخت بودند که گاز زده شوند.

sticky [صفت]
اجرا کردن

چسبنده

Ex: She avoided the sticky caramel on the plate .

او از کارامل چسبناک روی بشقاب اجتناب کرد.

greasy [صفت]
اجرا کردن

چرب‌وچیلی

Ex: After eating the greasy burger, he felt a bit queasy and regretted his choice.

بعد از خوردن برگر چرب، او کمی احساس تهوع کرد و از انتخاب خود پشیمان شد.

oily [صفت]
اجرا کردن

چرب‌وچیلی

Ex: She dabbed her slice of pizza with a napkin to remove some of the oily residue .

او تکه پیتزای خود را با دستمال مالید تا مقداری از باقیمانده روغنی را پاک کند.

smooth [صفت]
اجرا کردن

صاف

Ex: She admired the smooth finish of the wooden table .

او از پرداخت صاف میز چوبی تحسین کرد.

spongy [صفت]
اجرا کردن

نرم و انعطاف‌پذیر

Ex: The bread was so spongy that it felt light and airy in my mouth .

نان آنقدر اسفنجی بود که در دهانم سبک و هواکی احساس می‌شد.

crunchy [صفت]
اجرا کردن

ترد

Ex: The crunchy apples were perfect for dipping into creamy peanut butter .

سیب‌های ترد برای فرو بردن در کره بادام زمینی خامه‌ای عالی بودند.

crispy [صفت]
اجرا کردن

ترد

Ex: She enjoyed the crispy texture of the fried chicken, with its golden-brown coating.

او از بافت ترد مرغ سوخاری، با پوشش طلایی-قهوه‌ای آن لذت برد.

glassy [صفت]
اجرا کردن

شیشه‌ای

Ex: The freshly polished table had a glassy shine that made it gleam in the sunlight.

میز تازه صیقل داده شده براقی شیشه‌ای داشت که در نور خورشید می‌درخشید.

sharp [صفت]
اجرا کردن

تیز

Ex: The chef used a sharp knife to precisely slice through the ripe tomato , effortlessly separating it into thin , even slices .

آشپز از یک چاقوی تیز برای برش دقیق گوجه فرنگی رسیده استفاده کرد و به راحتی آن را به برش‌های نازک و یکنواخت تقسیم کرد.

واژگان برای IELTS General (نمره 5)
اندازه و مقیاس ابعاد وزن و ثبات افزایش در مقدار
کاهش مقدار شدت بالا شدت کم فضا و مساحت
شکل‌ها Speed Significance تأثیر و قدرت
منحصر به فرد بودن Complexity Value Quality
چالش‌ها ثروت و موفقیت فقر و شکست Appearance
Age شکل بدن Wellness بافت‌ها
Intelligence صفات مثبت انسانی صفات منفی انسانی صفات اخلاقی
پاسخ‌های عاطفی حالات عاطفی رفتارهای اجتماعی طعم‌ها و بوها
صداها Temperature Probability اقدامات رابطه‌ای
زبان بدن و حرکات حالت‌ها و موقعیت‌ها نظرات افکار و تصمیمات
دانش و اطلاعات تشویق و دلسردی درخواست و پیشنهاد پشیمانی و غم
احترام و تأیید تلاش و پیشگیری لمس و نگه داشتن اقدامات فیزیکی و واکنش‌ها
جنبش‌ها فرماندهی و اعطای مجوزها درگیر شدن در ارتباط کلامی درک و یادگیری
درک حواس استراحت و آرامش خوردن و نوشیدن تغییر و شکل‌دهی
خلق و تولید سازماندهی و جمع‌آوری آماده‌سازی غذا سرگرمی‌ها و روال‌ها
Shopping مالی و ارز زندگی اداری حرفه‌های تخصصی
شغل‌های کار دستی شغل‌های خدمات و پشتیبانی حرفه‌های خلاقانه و هنری House
Human Body Health ورزش مسابقات ورزشی
Transportation جامعه و رویدادهای اجتماعی بخش‌های شهر دوستی و دشمنی
روابط عاشقانه احساسات مثبت احساسات منفی Family
حیوانات Weather غذا و نوشیدنی سفر و گردشگری
Pollution Migration فجایع مواد
قیدهای حالت قیدهای نظر قیدهای قطعیت قیدهای تکرار
قیدهای زمان قیدهای مکان قیدهای درجه قیدهای تأکید
قیدهای هدف و قصد قیدهای پیوندی