واژگان آیلتس (عمومی) - فیلم و تئاتر

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره فیلم و تئاتر، مانند "cast"، "edit"، "scenario" و غیره را که برای آزمون آیلتس مورد نیاز است، یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان آیلتس (عمومی)
cast [اسم]
اجرا کردن

بازیگران

Ex: The cast worked together for months to perfect their performances .
dramatic [صفت]
اجرا کردن

نمایشی

Ex:

بازیگر یک اجرای دراماتیک قدرتمند ارائه داد.

to edit [فعل]
اجرا کردن

تدوین کردن

Ex: The independent filmmaker spent months editing her debut feature film .
genre [اسم]
اجرا کردن

ژانر

Ex: The Renaissance period saw the emergence of the genre of portraiture .

دوره رنسانس شاهد ظهور سبک پرتره بود.

interval [اسم]
اجرا کردن

وقفه

Ex: The theater announced that the interval would last ten minutes .

تئاتر اعلام کرد که میان‌پرده ده دقیقه طول خواهد کشید.

preview [اسم]
اجرا کردن

پیش‌نمایش

Ex: A special preview of the upcoming season aired on television last night .

یک پیش‌نمایش ویژه از فصل آینده شب گذشته از تلویزیون پخش شد.

to produce [فعل]
اجرا کردن

تولید کردن (فیلم، نمایشنامه و ...)

Ex: The renowned director secured funding from investors to produce a groundbreaking science fiction film .

کارگردان مشهور بودجه‌ای از سرمایه‌گذاران برای تولید یک فیلم علمی‌تخیلی پیشگامانه تأمین کرد.

release [اسم]
اجرا کردن

(ترانه، فیلم و...) اثر منتشرشده

Ex: The release of the documentary drew critical acclaim .
scenario [اسم]
اجرا کردن

فیلم‌نامه

Ex: She imagined various scenarios for her future career path before making a decision .

او قبل از تصمیم‌گیری، سناریوهای مختلفی را برای مسیر شغلی آینده‌اش تصور کرد.

script [اسم]
اجرا کردن

فیلم‌نامه

Ex: The cast received their scripts ahead of the first rehearsal .

بازیگران فیلمنامه‌های خود را قبل از اولین تمرین دریافت کردند.

to shoot [فعل]
اجرا کردن

فیلم‌برداری کردن

Ex: They shot several takes before getting the perfect one for the film .

آنها چندین بار فیلمبرداری کردند قبل از اینکه بهترین را برای فیلم بگیرند.

villain [اسم]
اجرا کردن

ضدقهرمان

Ex: A good villain makes the story more exciting .

یک شرور خوب داستان را جذاب‌تر می‌کند.

stunt [اسم]
اجرا کردن

بدل‌کاری

Ex: The director was pleased with how the stunt added excitement to the storyline .

کارگردان از اینکه چگونه حرکت نمایشی هیجان را به داستان اضافه کرد راضی بود.

adaptation [اسم]
اجرا کردن

اقتباس (فیلم، کتاب و...)

Ex: The adaptation remained faithful to the original stage play , preserving its timeless themes and dialogue .

اقتباس به نمایش صحنه‌ای اصلی وفادار ماند و تم‌ها و دیالوگ‌های جاودانه آن را حفظ کرد.

اجرا کردن

به‌صورت فیلم‌ یا تئاتر در آوردن (کتاب یا داستان)

Ex: The playwright took creative liberties to dramatize the historical event , bringing it to life on stage .

نمایشنامه‌نویس آزادی‌های خلاقانه‌ای برای نمایشی کردن رویداد تاریخی گرفت و آن را روی صحنه زنده کرد.

اجرا کردن

برداشت

Ex: The dancer 's interpretation of the choreography was both graceful and powerful , conveying a range of emotions through movement .

تفسیر رقصنده از رقص‌آرایی هم زیبا و هم قدرتمند بود، که طیفی از احساسات را از طریق حرکت منتقل می‌کرد.

to portray [فعل]
اجرا کردن

ایفای نقش کردن

Ex: He was chosen to portray the iconic historical figure in the epic biopic , showcasing his versatility as an actor .

او برای بازی کردن نقش چهره تاریخی نمادین در فیلم زندگینامه حماسی انتخاب شد، که نشان دهنده تنوع او به عنوان یک بازیگر است.

theatrical [صفت]
اجرا کردن

نمایشی

Ex: The festival included a series of theatrical events .
ad lib [قید]
اجرا کردن

فی‌البداهه

Ex:

در طول ارائه، او به سوال غیرمنتظره بداهه پاسخ داد و دانش عمیق خود را در مورد موضوع نشان داد.

allegory [اسم]
اجرا کردن

تمثیل

Ex: Dante 's Divine Comedy is a rich allegory .

کمدی الهی دانته یک تمثیل غنی است.

auditorium [اسم]
اجرا کردن

جایگاه حضار

Ex: The orchestra performed a mesmerizing concert in the acoustically excellent auditorium , captivating the audience with their music .

ارکستر یک کنسرت مسحورکننده در سالن با آکوستیک عالی اجرا کرد و با موسیقی خود مخاطبان را مجذوب کرد.

cliffhanger [اسم]
اجرا کردن

پایان نفس‌گیر

Ex: Each episode of the television series ended with a cliffhanger , keeping viewers engaged and invested in the ongoing narrative arc .

هر قسمت از سریال تلویزیونی با یک cliffhanger به پایان می‌رسید، بینندگان را درگیر و سرمایه‌گذاری شده در قوس روایی جاری نگه می‌داشت.

prop [اسم]
اجرا کردن

وسیله صحنه

Ex:

او به طور تصادفی یک گلدان اکسسوار را در طول تمرینات شکست.

costume [اسم]
اجرا کردن

لباس (بازیگر و غیره)

Ex: Halloween is the perfect opportunity to get creative and put together a unique costume that reflects your personality or favorite character .

هالووین فرصت مناسبی برای خلاقیت و تهیه یک لباس منحصر به فرد است که شخصیت یا شخصیت مورد علاقه شما را منعکس می‌کند.

to direct [فعل]
اجرا کردن

کارگردانی کردن

Ex: She was hired to direct the actors in the upcoming theater production .

او برای کارگردانی بازیگران در تولید تئاتر آینده استخدام شد.

heroine [اسم]
اجرا کردن

قهرمان زن

Ex: The heroine of the play is a strong and determined woman .

قهرمان زن نمایش زنی قوی و مصمم است.

audience [اسم]
اجرا کردن

حضار

Ex: The audience was moved by the powerful speech .

تماشاگران تحت تأثیر سخنرانی قدرتمند قرار گرفتند.

scene [اسم]
اجرا کردن

صحنه

Ex: The scene in the restaurant was hilarious .

صحنه در رستوران خنده‌دار بود.

character [اسم]
اجرا کردن

شخصیت

Ex: The Joker is a villainous character in Batman comics and movies .

جوکر یک شخصیت شرور در کمیک‌ها و فیلم‌های بتمن است.