واژگان آیلتس (عمومی) - فضا

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره فضا، مانند "اتمسفر"، "پرتاب"، "هوا فضا" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آیلتس مورد نیاز است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان آیلتس (عمومی)
astronaut [اسم]
اجرا کردن

فضانورد

Ex: The astronaut gazed at Earth from the spacecraft 's window , marveling at its beauty .

فضانورد از پنجره فضاپیما به زمین نگاه کرد، از زیبایی آن متحیر شد.

atmosphere [اسم]
اجرا کردن

جو

Ex: The spacecraft burned up upon entering Jupiter 's dense atmosphere .

فضاپیما هنگام ورود به اتمسفر متراکم مشتری سوخت.

اجرا کردن

ایستگاه فضایی

Ex: Astronauts aboard the space station conduct experiments in microgravity that can not be performed on Earth .

فضانوردان در ایستگاه فضایی آزمایش‌هایی در شرایط ریزگرانش انجام می‌دهند که روی زمین قابل انجام نیست.

sunlight [اسم]
اجرا کردن

آفتاب

Ex: The sunlight reflected off the ocean , creating a dazzling display of colors .

نور خورشید از اقیانوس منعکس شد و نمایشی خیره‌کننده از رنگ‌ها را ایجاد کرد.

moonlight [اسم]
اجرا کردن

مهتاب

Ex: The garden was bathed in a gentle moonlight that made the flowers glow .

باغ در نور ملایم ماه غسل داده شده بود که گل‌ها را می‌درخشاند.

asteroid [اسم]
اجرا کردن

سیارک

Ex: NASA 's mission to study the asteroid Bennu aims to gather data that could help protect Earth from future asteroid impacts .

ماموریت ناسا برای مطالعه سیارک بنو با هدف جمع‌آوری داده‌هایی است که می‌تواند به محافظت از زمین در برابر برخوردهای آینده سیارک‌ها کمک کند.

astronomer [اسم]
اجرا کردن

منجم

Ex: The astronomer 's research contributed to our understanding of black holes and their gravitational effects .

تحقیقات ستاره‌شناس به درک ما از سیاهچاله‌ها و اثرات گرانشی آنها کمک کرد.

astronomy [اسم]
اجرا کردن

علم نجوم

Ex: The recent discovery of a black hole in a distant galaxy has provided new insights into the field of astronomy .

کشف اخیر یک سیاهچاله در کهکشانی دور، بینش‌های جدیدی در زمینه نجوم ارائه کرده است.

galaxy [اسم]
اجرا کردن

کهکشان

Ex: Dwarf galaxies are smaller galaxies with fewer stars and less mass compared to larger spiral or elliptical galaxies .

کهکشان‌های کوتوله، کهکشان‌های کوچکتری هستند با ستاره‌های کمتر و جرم کمتر در مقایسه با کهکشان‌های مارپیچی یا بیضوی بزرگتر.

to launch [فعل]
اجرا کردن

پرتاب کردن (به فضا)

Ex: NASA plans to launch a new satellite into orbit next month .

ناسا برنامه‌ریزی کرده است که ماه آینده یک ماهواره جدید را به مدار پرتاب کند.

to orbit [فعل]
اجرا کردن

دور مدار چرخیدن

Ex: The comet orbits the sun in a highly elliptical path , taking it far out into the outer reaches of the solar system .

ستاره دنباله‌دار به دور خورشید در یک مسیر بسیار بیضوی می‌چرخد، که آن را به دورترین نقاط منظومه شمسی می‌برد.

rocket [اسم]
اجرا کردن

موشک

Ex: Rocket designs vary depending on the payload .
satellite [اسم]
اجرا کردن

قمر (در نجوم)

Ex: Saturn 's ring system is composed of countless particles and small natural satellites .

سیستم حلقه‌ای زحل از ذرات بی‌شماری و ماهواره‌های طبیعی کوچک تشکیل شده است.

اجرا کردن

منظومه شمسی

Ex: Space probes have explored different parts of the solar system .

کاوشگرهای فضایی بخش‌های مختلف منظومه شمسی را کاوش کرده‌اند.

spacecraft [اسم]
اجرا کردن

فضاپیما

Ex: The spacecraft included various instruments and sensors to measure cosmic radiation and analyze planetary compositions .

فضاپیما شامل ابزارها و سنسورهای مختلفی برای اندازه‌گیری تشعشعات کیهانی و تحلیل ترکیبات سیاره‌ای بود.

to voyage [فعل]
اجرا کردن

سفر کردن (در دریا یا فضا)

Ex: The fantasy novel unfolds as the characters voyage through enchanted realms .

رمان فانتزی در حالی که شخصیت‌ها از قلمروهای جادویی سفر می‌کنند، روایت می‌شود.

aerospace [اسم]
اجرا کردن

هوافضا

Ex: The conference focused on the future of aerospace innovation and sustainability .

کنفرانس بر آینده نوآوری هوافضا و پایداری متمرکز بود.

اجرا کردن

صورت فلکی

Ex: Astronomers use telescopes to study distant galaxies located near constellations .

ستاره‌شناسان از تلسکوپ‌ها برای مطالعه کهکشان‌های دوردست واقع در نزدیکی صورت‌های فلکی استفاده می‌کنند.

gravity [اسم]
اجرا کردن

گرانش

Ex: Astronauts experience microgravity in space , where the effects of gravity are greatly reduced compared to Earth 's surface .

فضانوردان در فضا ریزگرانش را تجربه می‌کنند، جایی که اثرات گرانش در مقایسه با سطح زمین به شدت کاهش می‌یابد.

lunar [صفت]
اجرا کردن

قمری

Ex: Lunar rocks brought back from Apollo missions provide valuable insights into the moon 's composition .
meteor [اسم]
اجرا کردن

شهاب

Ex: A meteorite is a meteor that survives its passage through the atmosphere and lands on Earth 's surface .

شهاب‌سنگ شهابی است که از گذر از جو جان سالم به در می‌برد و بر سطح زمین فرود می‌آید.

rotation [اسم]
اجرا کردن

چرخش

Ex: The moon completes one rotation per orbit around the Earth .
axis [اسم]
اجرا کردن

محور

Ex: Every rotating body must have an axis of motion .
weightless [صفت]
اجرا کردن

بی‌وزن

Ex: During the dive of the aircraft , passengers felt briefly weightless before gravity reasserted itself .

در طول شیرجه هواپیما، مسافران به طور مختصر بی‌وزن احساس کردند قبل از اینکه گرانش دوباره اعمال شود.

mission [اسم]
اجرا کردن

مأموریت

Ex: SpaceX 's Crew Dragon completed its first manned mission to the International Space Station .

کرو دراگون اسپیس‌اکس اولین ماموریت سرنشین‌دار خود به ایستگاه فضایی بین‌المللی را تکمیل کرد.

booster [اسم]
اجرا کردن

موشک تقویت‌کننده

countdown [اسم]
اجرا کردن

شمارش معکوس (قبل از پرتاب موشک و...)

probe [اسم]
اجرا کردن

سفینه کاوشگر

Ex: Scientists eagerly awaited the probe 's findings .
to wane [فعل]
اجرا کردن

شکل هلالی گرفتن

Ex:

در طول فاز رشد، نور ماه به تدریج کاهش می‌یابد.

to wax [فعل]
اجرا کردن

از هلال به بدر رسیدن (ماه)

Ex: Tonight , we can observe the crescent moon waxing in the evening sky .

امشب می‌توانیم هلال ماه را در حال افزایش در آسمان شامگاهی مشاهده کنیم.