واژگان آیلتس (عمومی) - هنر
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد هنر، مانند "حراج"، "پیشزمینه"، "واقعگرایانه" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آیلتس مورد نیاز است.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
drawings, photographs, and pictures that are prepared for publication in a book, magazine, etc.

تصویر (در کتاب، مجله و...)
آثار هنری پرجنب و جوش تصویرگر، شخصیتهای کتاب کودک را زنده کرد.
a public sale in which goods or properties are sold to the person who bids higher

حراج, مزایده
او در یک حراجی عتیقه شرکت کرد و یک گلدان نادر خرید.
someone who gathers things, as a job or hobby

مجموعهدار
در کودکی، او یک کلکسیونر پروانههای مشتاق بود، همیشه به دنبال گونههای نادر در جنگل میگشت.
a public event in which objects such as paintings, photographs, etc. are shown

نمایشگاه
بازدیدکنندگان تحت تأثیر نمایشگاههای تعاملی در مرکز علوم قرار گرفتند، که به آنها اجازه میداد با مفاهیم علمی مختلف درگیر شوند.
the part of a scene, photograph, etc. that is closest to the observer

پیشزمینه (عکس), پیشنما
درختهای تار در پیشزمینه به نرمی میانزمینه را از کوههای عکاسیپسند که دره را قاب میکنند جدا میکنند.
a picture or drawing in a book, or other publication, particularly one that makes the understanding of something easier

تصویر, عکس
هر فصل از رمان با یک تصویرسازی زیبا آغاز میشد.
to make something happen or be created by giving rise to ideas

انگیزه دادن (برای رسیدن به ایدههای جدید)
رمان چندین اقتباس به فیلمها و نمایشها را الهام بخشید.
a piece of art created with great skill, which is an artist's best work

شاهکار
پس از سالها فداکاری، هنرمند سرانجام آنچه را که منتقدان شاهکار او نامیدند، آشکار کرد.
depicting things as what they are in real life

رئالیستی, واقعگرایانه
او ترجیح میدهد درامهای واقعگرایانه را تماشا کند که پیچیدگیهای زندگی روزمره را منعکس میکنند تا فانتزی یا علمیتخیلی.
the specific theme or topic that a work of art, speech, etc. contains

سوژه, موضوع
در ادبیات، موضوع یک رمان میتواند از هویت شخصی و مسائل اجتماعی تا رویدادهای تاریخی و جهانهای خیالی متغیر باشد.
a painting of a person that is created by the same person

خودنگاره
او تصمیم گرفت با خلق یک خودنگاره برای پروژه بعدی خود، خود را به چالش بکشد.
to repair a work of art, building, etc. so that it is in a good condition again

مرمت کردن, بازسازی کردن
آنها ساختمان تاریخی را به عظمت سابقش بازسازی کردند، با حفظ جزئیات معماری آن.
an oil painting done on a canvas

نقاشی (روی بوم)
مجموعه موزه شامل تابلوهای معروف هنرمندان مشهوری مانند ون گوگ، مونه و پیکاسو بود.
to represent or show something or someone by a work of art

به تصویر کشیدن
در مجسمه، هنرمند مادری را که فرزندش را در آغوش گرفته به تصویر میکشد و لطافت عشق مادرانه را ثبت میکند.
a movement in painting originated in 19th-century France that uses light and color in a way that gives an impression rather than a detailed representation of the subject

امپرسیونیسم, دریافتگری
جنبش امپرسیونیسم در اواخر قرن نوزدهم دنیای هنر را متحول کرد، با تأکید بر قلمزنی آزاد و رنگهای زنده به جای جزئیات دقیق.
a pleasing combination of things in a way that forms a coherent whole

هماهنگی, انطباق
مجسمه به یک هماهنگی کامل از فرم و عملکرد دست یافت، جذابیت زیبایی شناختی را با کاربردی بودن متعادل کرد.
a person who is employed by an artist to pose for a painting, photograph, etc.

مدل هنری
او از کار به عنوان مدل لذت میبرد، و دیدن اینکه چگونه عکاسان مختلف ظاهر او را تفسیر میکنند برایش جذاب بود.
a large painting done on a wall

نقاشی دیواری
حیاط مدرسه با یک نقاشی دیواری رنگارنگ که توسط دانشآموزان و اعضای جامعه در یک رویداد هنری آخر هفته نقاشی شده بود، دگرگون شد.
the period between the 14th and 16th centuries in Europe, marked by a rise of interest in Greek and Roman cultures, which is dominant in the art, philosophy, etc. of the times

رنسانس, دوره نوزایی
لئوناردو داوینچی و میکلآنژ دو تن از مشهورترین هنرمندان رنسانس هستند.
someone who makes works of art by carving or shaping stone, wood, clay, metal, etc. into different forms

مجسمهساز
او از مهارت مجسمهساز که جزئیات پیچیده مجسمه برنزی را که موجودی افسانهای را به تصویر میکشید، تحسین کرد.
a painting or drawing, representing objects that do not move, such as flowers, glassware, etc.

نقاشی طبیعت بیجان
او یک ترکیب از کتابها و یک قوری برای طراحی طبیعت بیجان خود تنظیم کرد و بر روی بافتها و شکلهای هر شیء تمرکز کرد.
a 20th-century style of art and literature in which unrelated events or images are combined in an unusual way to represent the experiences of the mind

فراواقعگرایی, سورئالیسم
سوررئالیسم در ادبیات اغلب شامل سناریوهای عجیب و خیالی میشود که واقعیت و تخیل را برای کاوش ذهن ناخودآگاه ترکیب میکنند.
a physical location from which a scene, landscape, or object can be looked at

زاویه دید مناسب, موضع مشرف
مسیر به یک نقطه دید سنگی که بر دریاچه اشراف دارد ختم میشود.
a late 19th-century style or movement of art that tried to express thoughts and states of mind in strong words and images, called symbols, and avoided detailed representations of the reality

نمادگرایی, سمبولیسم
کاوش در نمادگرایی در آثار هنری نیازمند تفسیر نشانههای بصری و ارجاعات فرهنگی است.
(of a form of art) showing forms, colors, or shapes that do not represent real-world objects, focusing on ideas or emotions instead

انتزاعی (هنر)
هنرمند از ضربههای جسورانه و رنگهای پرجنبوجوش برای خلق یک ترکیببندی انتزاعی استفاده کرد که حس انرژی و حرکت را برمیانگیخت.
a style and movement of art, music, and literature in the early 20th century that expresses extreme feelings and emotions instead of showing events or objects in a realistic manner

هیجاننمایی
the act or process of creating written works, such as essays, poems, or music

خلق, آهنگسازی، ترانهسرایی
معلم یک انشاء در مورد مسائل زیستمحیطی تعیین کرد.
an individual who is an expert of art, food, music, etc. and can judge its quality

خبره
خبره هنری با اشتیاق گالری را مرور کرد، با چشمی تیزبین که سالها مطالعه و قدردانی آن را صیقل داده بود، ضربههای قلم مو و ترکیببندیها را تحسین کرد.
a style of art, music, or design that arose in the 1950s and is associated with simplicity and uses only a limited number of elements

کمینهگرایی, مینیمالیسم، سادهگرایی
کار هنرمند نمونهای عالی از مینیمالیسم است.
