کتاب 'سلوشنز' متوسطه - واحد 5 - 5A - بخش 2

در اینجا واژگان از واحد 5 - 5A - بخش 2 در کتاب درسی Solutions Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "اسکرول"، "عدم انتخاب"، "آیکون"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' متوسطه
to scroll [فعل]
اجرا کردن

اسکرول کردن (کامپیوتر)

Ex: He scrolled down the document to find the information he needed .

او برای یافتن اطلاعات مورد نیازش، سند را به پایین اسکرول کرد.

to check [فعل]
اجرا کردن

انتخاب کردن

Ex: To complete your registration , check the box to agree to the terms and conditions .

برای تکمیل ثبت‌نام خود، کادر را علامت بزنید تا با شرایط و ضوابط موافقت کنید.

to uncheck [فعل]
اجرا کردن

از حالت انتخاب در آوردن

Ex: I accidentally checked the box , so I had to uncheck it .

من به طور تصادفی کادر را تیک زدم، بنابراین مجبور شدم آن را حذف تیک کنم.

to follow [فعل]
اجرا کردن

دنبال کردن (فضای مجازی)

Ex: If you follow our company 's Instagram account , you 'll get exclusive sneak peeks of our upcoming products .
to copy [فعل]
اجرا کردن

کپی کردن

Ex: To transfer the photos , copy them from the phone to the computer .

برای انتقال عکس‌ها، آن‌ها را از تلفن به کامپیوتر کپی کنید.

to paste [فعل]
اجرا کردن

چسباندن

Ex: The student copied the paragraph from the textbook and pasted it into his essay .

دانشجو پاراگراف را از کتاب درسی کپی کرد و در مقاله خود چسباند.

to create [فعل]
اجرا کردن

به وجود آوردن

Ex: They created a new software program to solve the problem .

آنها یک برنامه نرم‌افزاری جدید برای حل مشکل ایجاد کردند.

to click [فعل]
اجرا کردن

کلیک کردن

Ex:

برای زوم کردن روی نقشه، روی ناحیه مورد نظر دوبار کلیک کنید.

trash [اسم]
اجرا کردن

زباله

Ex:

کوچه به دلیل سطل‌های زباله زباله سرریز شده بوی وحشتناکی می‌داد.

recycle bin [اسم]
اجرا کردن

سطل زباله (در کامپیوتر)

Ex: The recycle bin icon is usually on the desktop .

آیکون سطل بازیافت معمولاً روی دسکتاپ قرار دارد.

page [اسم]
اجرا کردن

صفحه (اینترنتی)

Ex: I found an interesting article on the news page of the site .

من یک مقاله جالب در صفحه اخبار سایت پیدا کردم.

menu [اسم]
اجرا کردن

منو (کامپیوتر)

Ex: He selected the " Save " option from the menu .

او گزینه "ذخیره" را از منو انتخاب کرد.

document [اسم]
اجرا کردن

سند

Ex: He stored important documents securely in a fireproof safe .

او اسناد مهم را به طور ایمن در یک گاوصندوق ضد آتش ذخیره کرد.

password [اسم]
اجرا کردن

کلمه عبور

Ex: Her password consists of a combination of letters and numbers .

رمز عبور او ترکیبی از حروف و اعداد است.

username [اسم]
اجرا کردن

نام کاربری

Ex: The website wo n't let me use that username ; it 's already taken .

وبسایت اجازه نمی‌دهد که من از آن نام کاربری استفاده کنم؛ قبلاً گرفته شده است.

name [اسم]
اجرا کردن

نام

Ex: She wrote her name in beautiful cursive handwriting .

او اسم خود را با خط تحریری زیبا نوشت.

address [اسم]
اجرا کردن

نشانی

Ex:

آدرس ایمیل قبلاً گرفته شده بود، بنابراین او مجبور شد یکی دیگر را انتخاب کند.

file [اسم]
اجرا کردن

فایل

Ex: Please attach the PDF file to the email as soon as possible .

لطفاً فایل PDF را در اسرع وقت به ایمیل پیوست کنید.

to work [فعل]
اجرا کردن

کار کردن

Ex: My phone works fine after the update .

تلفن من بعد از به‌روزرسانی کار می‌کند.

window [اسم]
اجرا کردن

پنجره (کامپیوتر)

Ex: He minimized the window to make more room for the spreadsheet .

او پنجره را کوچک کرد تا فضای بیشتری برای صفحه گسترده ایجاد کند.

folder [اسم]
اجرا کردن

پوشه (کامپیوتر)

Ex: I ca n't find the folder where I stored the backup .
link [اسم]
اجرا کردن

پیوند

Ex: The website 's homepage featured a link to the contact information .

صفحه اصلی وب‌سایت دارای یک پیوند به اطلاعات تماس بود.

box [اسم]
اجرا کردن

جعبه

Ex: Do n’t forget to fill in the box .

فراموش نکنید که جعبه را پر کنید.

button [اسم]
اجرا کردن

دکمه (کامپیوتر و...)

Ex: Press the button to turn on the television .

برای روشن کردن تلویزیون دکمه را فشار دهید.

icon [اسم]
اجرا کردن

آیکون (رایانه)

Ex: In the software program , clicking on the trash can icon deleted selected files from the system .

در برنامه نرم‌افزاری، کلیک بر روی آیکن سطل زباله فایل‌های انتخاب شده را از سیستم حذف می‌کند.

to text [فعل]
اجرا کردن

پیام دادن (از طریق موبایل)

Ex:

ما به همسایه‌هایمان پیام دادیم تا آنها را به باربیکیو دعوت کنیم.

account [اسم]
اجرا کردن

حساب کاربری

Ex: Logging into your email account enables you to send and receive messages securely .

ورود به حساب ایمیل شما امکان ارسال و دریافت پیام‌ها را به صورت ایمن فراهم می‌کند.

to delete [فعل]
اجرا کردن

حذف کردن

Ex: Make sure to delete your browsing history for privacy reasons .

مطمئن شوید که برای حفظ حریم خصوصی، تاریخچه مرور خود را حذف می‌کنید.

to log in [فعل]
اجرا کردن

وارد سیستم شدن (کامپیوتر و غیره)

Ex: You need to log in to your bank account to transfer money .

برای انتقال پول باید به حساب بانکی خود وارد شوید.

application [اسم]
اجرا کردن

برنامه

Ex: I installed a photo editing application on my laptop .

من یک برنامه ویرایش عکس روی لپ‌تاپم نصب کردم.

photograph [اسم]
اجرا کردن

عکس

Ex: The couple hired a professional photographer to take photographs at their wedding .

این زوج یک عکاس حرفه‌ای استخدام کردند تا عکس‌ها را در عروسیشان بگیرد.

empty [صفت]
اجرا کردن

خالی

Ex: The empty suitcase sat in the corner , waiting to be filled with clothes for the trip .

چمدان خالی در گوشه نشسته بود، منتظر بود تا با لباس‌های سفر پر شود.