کتاب 'سلوشنز' متوسطه - واحد 5 - 5E
در اینجا واژگان واحد 5 - 5E در کتاب درسی Solutions Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "ناراضی"، "معتاد"، "حساس" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
(of two or more things) having qualities in common that are not exactly the same

مشابه, شبیه
او دو پیراهن مشابه در رنگهای مختلف پیدا کرد و تصمیم گرفت هر دو را بخرد.
not pleased or happy with something, because it is not as good as one expected

ناراضی, ناخشنود
مشتریان ناراضی از نقصهای محصول شکایت کردند.
(of a person) having an obligation to do something or to take care of someone or something as part of one's job or role

مسئول, پاسخگو (در قبال چیزی)، عهدهدار
والدین مسئول آموزش ارزشها و مهارتهای زندگی به فرزندان خود هستند.
having or showing excessive or uncontrollable worry or interest in something

شیفته, مجذوب
قمارباز وسواسی نمیتوانست از فکر کردن به برد بزرگ بعدی دست بکشد، حتی پس از اینکه همه چیز را از دست داد.
capable of understanding other people's emotions and caring for them

دلسوز, دارای حس همدردی
او پاسخی حساس به نگرانیهایش داد، که باعث شد احساس شنیده شدن کند.
feeling happy and satisfied with something that has happened or with someone's actions

خوشحال, راضی
او از کمک به رویداد خوشحال است.
getting the results you hoped for or wanted

موفق, موفقیتآمیز
او در صنعت سینما یک کارنامه موفق داشت.
physically or mentally dependent on a substance, behavior, or activity

معتاد
او احساس میکرد به ورزش معتاد شده است، اگر یک روز در باشگاه حاضر نمیشد احساس اضطراب میکرد.
feeling very annoyed because of something that we do not like

عصبانی, خشمگین
وقتی که نقد ناعادلانه را خواند، عصبانی به نظر میرسید.
having an understanding or perception of something, often through careful thought or sensitivity

آگاه
شرکت کارمندان را از طریق اعلانهای ایمیل از سیاستهای جدید آگاه کرد.
(of a person) interested in learning and knowing about things

کنجکاو
طبیعت کنجکاو او باعث شد تا کتابهایی در مورد طیف گستردهای از موضوعات بخواند.
easily recognized due to prior contact or involvement, often evoking a sense of comfort or ease

آشنا
او در محیط آشنا زادگاهش احساس آرامش کرد.
having a quality that is satisfying

خوب, مناسب
هوا خوب بود، بنابراین تصمیم گرفتند در پارک پیکنیک برگزار کنند.
causing damage or negative effects to someone or something

مضر, زیانآور
برخی مواد شیمیایی در محصولات تمیزکننده در صورت بلعیدن میتوانند مضر باشند.
very surprised or upset because of something unexpected or unpleasant

حیرتزده, شوکهشده
وقتی خبر نقل مکان ناگهانی دوستش به خارج را شنید، شوکه شد.