کتاب 'سلوشنز' متوسطه - واحد 5 - 5E

در اینجا واژگان واحد 5 - 5E در کتاب درسی Solutions Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "ناراضی"، "معتاد"، "حساس" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' متوسطه
similar [صفت]
اجرا کردن

مشابه

Ex: The two friends had similar tastes in music , enjoying the same bands and artists .

دو دوست سلیقه‌های مشابهی در موسیقی داشتند، از همان گروه‌ها و هنرمندان لذت می‌بردند.

اجرا کردن

ناراضی

Ex: The dissatisfied students voiced their concerns about the course material to the professor .

دانشجویان ناراضی نگرانی‌های خود را درباره مطالب درسی به استاد بیان کردند.

responsible [صفت]
اجرا کردن

مسئول

Ex: She feels responsible for the well-being of her elderly parents .

او احساس مسئولیت می‌کند برای رفاه والدین سالخورده‌اش.

obsessed [صفت]
اجرا کردن

شیفته

Ex: She was obsessed with cleanliness, constantly cleaning and disinfecting every surface in her home.

او وسواس تمیزی داشت، مدام در حال تمیز کردن و ضدعفونی کردن هر سطحی در خانه‌اش بود.

sensitive [صفت]
اجرا کردن

دل‌سوز

Ex: Being sensitive to cultural differences allows for better communication and mutual respect .

حساس بودن به تفاوت‌های فرهنگی امکان ارتباط بهتر و احترام متقابل را فراهم می‌کند.

pleased [صفت]
اجرا کردن

خوشحال

Ex: He was pleased by the warm welcome he received .

او از استقبال گرمی که دریافت کرد خوشحال بود.

successful [صفت]
اجرا کردن

موفق

Ex: Our school has a successful sports program .

مدرسه ما یک برنامه ورزشی موفق دارد.

addicted [صفت]
اجرا کردن

معتاد

Ex: She felt addicted to exercise , feeling anxious if she missed a day at the gym .

او احساس می‌کرد به ورزش معتاد شده است، اگر یک روز در باشگاه حاضر نمی‌شد احساس اضطراب می‌کرد.

angry [صفت]
اجرا کردن

عصبانی

Ex: They were angry about the delay in their flight .

آن‌ها به دلیل تأخیر پروازشان عصبانی بودند.

aware [صفت]
اجرا کردن

آگاه

Ex: The students were not aware of the upcoming test until the teacher reminded them .

دانش‌آموزان از آزمون پیش‌رو مطلع نبودند تا اینکه معلم به آنها یادآوری کرد.

curious [صفت]
اجرا کردن

کنجکاو

Ex: The curious traveler immerses themselves in local culture and customs wherever they go .

مسافر کنجکاو در هر کجا که برود، در فرهنگ و آداب و رسوم محلی غوطه‌ور می‌شود.

familiar [صفت]
اجرا کردن

آشنا

Ex: The professor 's teaching style was familiar to the students who had taken his class before .

سبک تدریس استاد برای دانشجویانی که قبلاً در کلاس او شرکت کرده بودند آشنا بود.

good [صفت]
اجرا کردن

خوب

Ex: The cake tasted so good that everyone wanted a second slice .

کیک آنقدر خوشمزه بود که همه یک برش دوم خواستند.

harmful [صفت]
اجرا کردن

مضر

Ex: Negative self-talk can be harmful to your mental well-being .

گفتگوی درونی منفی می‌تواند برای رفاه روانی شما مضر باشد.

shocked [صفت]
اجرا کردن

حیرت‌زده

Ex: The shocked expression on her face revealed her disbelief at the announcement .

چهره شوکه‌شده او ناباوری‌اش را در برابر این اعلامیه نشان داد.

unhappy [صفت]
اجرا کردن

ناراحت

Ex: She seemed unhappy after the phone call .

او بعد از تماس تلفنی ناراضی به نظر می‌رسید.

worried [صفت]
اجرا کردن

نگران

Ex: They were worried about their health , feeling anxious about the results of their medical tests .

آنها درباره سلامتی خود نگران بودند، احساس اضطراب درباره نتایج آزمایش‌های پزشکی خود داشتند.