کتاب 'سلوشنز' متوسطه - واحد 3 - 3E

در اینجا واژگان واحد 3 - 3E در کتاب درسی Solutions Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "خنثی"، "اضطراب"، "رضایت" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' متوسطه
to describe [فعل]
اجرا کردن

توصیف کردن

Ex: The guide described the historical significance of the ancient ruins .

راهنما اهمیت تاریخی ویرانه‌های باستانی را توضیح داد.

feeling [اسم]
اجرا کردن

احساس

Ex: Sometimes , a simple hug can convey more than words , expressing a deep feeling of love and connection .

گاهی اوقات، یک آغوش ساده می‌تواند بیش از کلمات انتقال دهد، بیانگر احساسی عمیق از عشق و ارتباط.

afraid [صفت]
اجرا کردن

ترسیده

Ex: The child is afraid of loud noises .

کودک از صداهای بلند می‌ترسد.

anxious [صفت]
اجرا کردن

مضطرب

Ex: She was anxious about the health of her loved one , waiting for test results to come back .
ashamed [صفت]
اجرا کردن

شرمنده

Ex: He was ashamed , feeling like he had let down his family .
cross [صفت]
اجرا کردن

آزرده‌خاطر

Ex: She became cross when her colleague repeatedly interrupted her during the meeting .

وقتی همکارش در طول جلسه بارها حرفش را قطع کرد، عصبانی شد.

depressed [صفت]
اجرا کردن

ناامید

Ex: She felt depressed after receiving the disappointing news .
disgusted [صفت]
اجرا کردن

منزجرشده

Ex: The disgusted customers left the restaurant after finding a cockroach in their food .

مشتریان منزجر پس از پیدا کردن سوسک در غذایشان رستوران را ترک کردند.

envious [صفت]
اجرا کردن

حسود

Ex: He tried to hide his envious feelings , but they showed in his passive-aggressive remarks .

او سعی کرد احساسات حسودانه خود را پنهان کند، اما آنها در اظهارات منفعل-پرخاشگرانه‌اش نشان داده شدند.

proud [صفت]
اجرا کردن

مفتخر

Ex: They were proud of their new home after years of hard work to afford it .

آنها از خانه جدیدشان مغرور بودند پس از سال‌ها کار سخت برای تأمین آن.

surprised [صفت]
اجرا کردن

متعجب

Ex: She looked surprised when they threw her a birthday party .

او متعجب به نظر می‌رسید وقتی برایش جشن تولد گرفتند.

anger [اسم]
اجرا کردن

خشم

Ex: The child 's anger erupted when their favorite toy was taken away .

خشم کودک زمانی که اسباب‌بازی مورد علاقه‌اش از او گرفته شد، فوران کرد.

angry [صفت]
اجرا کردن

عصبانی

Ex: They were angry about the delay in their flight .

آن‌ها به دلیل تأخیر پروازشان عصبانی بودند.

anxiety [اسم]
اجرا کردن

اضطراب

Ex: Many students experience anxiety around exam time , but there are resources available to help .

بسیاری از دانش‌آموزان در زمان امتحان اضطراب را تجربه می‌کنند، اما منابعی برای کمک وجود دارد.

shame [اسم]
اجرا کردن

شرم

Ex:

او پس از اینکه متوجه شد تولد دوستش را فراموش کرده است، احساس عمیقی از شرم کرد.

to envy [فعل]
اجرا کردن

حسادت کردن

Ex: I envy my sister 's natural talent for music and wish I could play an instrument as well as she does .

من به استعداد طبیعی خواهرم در موسیقی حسادت می‌کنم و آرزو می‌کنم که بتوانم سازی را به خوبی او بنوازم.

happiness [اسم]
اجرا کردن

شادی

Ex: Being surrounded by nature always brings her a deep sense of peace and happiness .

احاطه شدن توسط طبیعت همیشه به او احساس عمیقی از آرامش و خوشحالی می‌دهد.

happy [صفت]
اجرا کردن

شاد

Ex: They felt happy and excited about their upcoming vacation .

آن‌ها درباره تعطیلات پیش‌روی خود خوشحال و هیجان‌زده احساس می‌کردند.

sadness [اسم]
اجرا کردن

ناراحتی

Ex: Despite her efforts to mask it , her voice betrayed the underlying sadness she felt .

علیرغم تلاش‌هایش برای پنهان کردن آن، صدایش اندوه نهفته‌ای را که احساس می‌کرد فاش کرد.

sad [صفت]
اجرا کردن

ناراحت

Ex: He looked sad because he did n't get the job he wanted .
contentment [اسم]
اجرا کردن

رضایت

Ex: He experienced contentment from being surrounded by his family .

او از بودن در کنار خانواده‌اش رضایت را تجربه کرد.

content [صفت]
اجرا کردن

راضی

Ex:

کارمند راضی قدردانی خود را از محیط کار حمایتی ابراز کرد.

surprising [صفت]
اجرا کردن

تعجب‌برانگیز

Ex: His sudden decision to quit his job was quite surprising .

تصمیم ناگهانی او برای ترک شغلش کاملاً تعجب‌آور بود.

suspicious [صفت]
اجرا کردن

مشکوک

Ex: The manager became suspicious when he noticed discrepancies in the financial reports .

مدیر وقتی که ناهمخوانی‌هایی در گزارش‌های مالی مشاهده کرد مشکوک شد.

hopeful [صفت]
اجرا کردن

امیدوار

Ex: Despite several rejections , the hopeful writer continued to submit her manuscript , believing in its potential .

علیرغم چندین رد، نویسنده امیدوار به ارسال دستنوشته خود ادامه داد، به پتانسیل آن ایمان داشت.

hopeless [صفت]
اجرا کردن

ناامیدکننده

Ex: The team faced a hopeless situation , trailing by ten points with only two minutes left in the game .

تیم با یک وضعیت نومیدکننده روبرو شد، ده امتیاز عقب با تنها دو دقیقه باقی مانده در بازی.

dirty [صفت]
اجرا کردن

کثیف

Ex: She had to clean her dirty car after a long road trip .

او مجبور شد ماشین کثیف خود را پس از یک سفر طولانی جاده‌ای تمیز کند.

political [صفت]
اجرا کردن

سیاسی

Ex:

کمپین‌های سیاسی از استراتژی‌های مختلفی برای تحت تأثیر قرار دادن رأی‌دهندگان و کسب حمایت عمومی استفاده می‌کنند.

happily [قید]
اجرا کردن

باخوشحالی

Ex: The dog barked happily as its owner came home .

سگ با خوشحالی پارس کرد وقتی صاحبش به خانه آمد.

اجرا کردن

به‌طرز شگفت انگیزی

Ex: The test results were surprisingly positive , exceeding expectations .

نتایج آزمایش به طور شگفت‌انگیزی مثبت بود، فراتر از انتظارات.

اجرا کردن

مطابق انتظار

Ex: With their history of successful collaborations , unsurprisingly , the duo produced another hit song .

با سابقه همکاری‌های موفقشان، بدون شک، این دوئت یک آهنگ موفق دیگر تولید کردند.

fear [اسم]
اجرا کردن

ترس

Ex: Walking alone in the dark alley filled her with a sense of fear .

راه رفتن تنها در کوچه تاریک او را پر از احساس ترس کرد.

neutral [صفت]
اجرا کردن

بی‌طرف

Ex: He remained neutral during the debate to avoid choosing between the two sides .

او در طول مناظره بی‌طرف باقی ماند تا از انتخاب بین دو طرف اجتناب کند.

love [اسم]
اجرا کردن

عشق

Ex:

داستان عشق پایدار زوج سالخورده الهام‌بخش نوه‌هایشان بود.

contempt [اسم]
اجرا کردن

تحقیر

Ex: He spoke with contempt about the new policy , believing it was ineffective .

او با تحقیر درباره سیاست جدید صحبت کرد، معتقد بود که بی‌اثر است.