کتاب 'سلوشنز' متوسطه - واحد 6 - 6E

در اینجا شما واژگان از واحد 6 - 6E در کتاب Solutions Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "شبیه بودن به"، "تکیه کردن به"، "پرورش دادن"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' متوسطه
اجرا کردن

مراقبت کردن

Ex: My grandmother looked after me after my parents passed away .

مادربزرگم بعد از فوت والدینم از من مراقبت کرد.

اجرا کردن

از بالا به کسی نگاه کردن (استعاری)

Ex: The overconfident athlete looked down on his competitors , believing he was superior in every way .

ورزشکار بیش از حد مطمئن به خود، رقبای خود را تحقیر می‌کرد، با این باور که او از هر نظر برتر است.

to look up [فعل]
اجرا کردن

جستجو کردن (در لغت‌نامه و غیره)

Ex: You can look up any unfamiliar term on the internet .

شما می‌توانید هر عبارت ناآشنا را در اینترنت جستجو کنید.

اجرا کردن

تحسین کردن

Ex:

دیدن کسی که این همه مردم به او احترام می‌گذارند الهام‌بخش است.

to ask out [فعل]
اجرا کردن

کسی را به قرار عاشقانه دعوت کردن

Ex:

او درباره دعوت دوستش به یک قرار عصبی است.

to bring up [فعل]
اجرا کردن

مطرح کردن

Ex: She always brings up her hometown in conversations .

او همیشه در مکالمات به یاد می‌آورد زادگاهش را.

to call off [فعل]
اجرا کردن

لغو کردن

Ex: We might need to call off the picnic if it keeps raining .

ممکن است مجبور شویم پیکنیک را لغو کنیم اگر باران ادامه یابد.

اجرا کردن

اتفاقی مواجه شدن

Ex: While researching for my project , I came across an interesting article that provided valuable insights .

در حین تحقیق برای پروژه‌ام، به مقاله‌ای جالب برخوردم که بینش‌های ارزشمندی ارائه می‌کرد.

to count on [فعل]
اجرا کردن

روی کسی یا چیزی حساب کردن

Ex: Clients need to count on the quality of our services for long-term satisfaction .

مشتریان باید بتوانند روی کیفیت خدمات ما برای رضایت بلندمدت حساب کنند.

to give up [فعل]
اجرا کردن

تسلیم شدن

Ex: It ’s easy to give up when things get tough , but perseverance is key .

وقتی کارها سخت می‌شود دست کشیدن آسان است، اما پشتکار کلید است.

hold up [جمله]
اجرا کردن

صبر کن

Ex: Hold up a second , I need to grab my coat before we leave .
اجرا کردن

از کسی الگو گرفتن

Ex:

موسیقیدان جوان امیدوار است که پس از حضور در کنسرت گیتاریست مشهور، سبک او را الگو بگیرد.

اجرا کردن

تبدیل شدن

Ex: The water in the pot will turn into steam when it boils .

آب در قابلمه وقتی بجوشد به بخار تبدیل می‌شود.