واژگان ضروری برای TOEFL - مراحل زندگی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد مراحل زندگی، مانند "تدفین"، "نوزاد"، "جوانی"، و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون TOEFL مورد نیاز است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان ضروری برای TOEFL
adolescence [اسم]
اجرا کردن

بلوغ

Ex: His adolescence was marked by intense curiosity and learning .
adolescent [اسم]
اجرا کردن

نوجوان

Ex: The school offered counseling services for adolescents .
youth [اسم]
اجرا کردن

فرد جوان

Ex: The story is about a youth who overcomes many challenges .

داستان درباره جوانی است که بر چالش‌های بسیاری غلبه می‌کند.

youthful [صفت]
اجرا کردن

جوان و پرانرژی

Ex: Despite his busy schedule , he managed to maintain a youthful appearance through regular exercise and a healthy diet .

علیرغم برنامه شلوغش، او توانست با ورزش منظم و رژیم غذایی سالم ظاهری جوان حفظ کند.

adulthood [اسم]
اجرا کردن

بزرگسالی

Ex: The transition from childhood to adulthood often involves gaining independence and taking on new roles in society .

گذار از کودکی به بزرگسالی اغلب شامل کسب استقلال و پذیرش نقش‌های جدید در جامعه می‌شود.

boyhood [اسم]
اجرا کردن

دوران پسربچگی

Ex: He dreamt of becoming an astronaut ever since his boyhood fascination with the stars .

او از کودکی شیفته ستارگان رویای فضانورد شدن را در سر می‌پروراند.

girlhood [اسم]
اجرا کردن

دوران دختربچگی

Ex: Emily 's love for reading blossomed during her girlhood , as she devoured every book she could get her hands on .

عشق امیلی به خواندن در دوران کودکی او شکوفا شد، در حالی که هر کتابی را که می‌توانست به دست آورد می‌بلعید.

infancy [اسم]
اجرا کردن

نوزادی

Ex: Parents play a crucial role in providing care and nurturing during their child 's infancy , laying the foundation for healthy development .

والدین در ارائه مراقبت و پرورش در دوران نوزادی کودک خود نقش حیاتی دارند و پایه‌های رشد سالم را بنا می‌کنند.

infant [اسم]
اجرا کردن

نوزاد

Ex: The daycare center provides a safe and nurturing environment for infants while their parents are at work .

مرکز مراقبت روزانه محیطی امن و پرورش‌دهنده برای نوزادان فراهم می‌کند در حالی که والدینشان در محل کار هستند.

maturity [اسم]
اجرا کردن

پختگی

Ex: Emily 's parents encouraged her to demonstrate maturity by taking responsibility for her actions and decisions .

والدین امیلی او را تشویق کردند که با پذیرفتن مسئولیت اعمال و تصمیماتش بلوغ را نشان دهد.

premature [صفت]
اجرا کردن

نارس

Ex: The twins were delivered at 30 weeks , making them moderately premature .

دوقلوها در 30 هفتگی به دنیا آمدند، که آنها را نارس متوسط می‌کند.

teens [اسم]
اجرا کردن

نوجوانی

Ex: The teens are a time when peer pressure can be especially strong .

نوجوانی زمانی است که فشار همسالان می‌تواند به ویژه قوی باشد.

anniversary [اسم]
اجرا کردن

سالگرد

Ex: The couple exchanged gifts to mark their tenth anniversary .

زوجین به مناسبت دهمین سالگرد ازدواجشان به یکدیگر هدیه دادند.

burial [اسم]
اجرا کردن

تدفین

Ex: The burial service included prayers and songs .

مراسم تشییع جنازه شامل دعاها و آهنگ‌ها بود.

elder [اسم]
اجرا کردن

فرد بزرگ‌تر

Ex: She learned traditional stories from her tribal elders .
engagement [اسم]
اجرا کردن

نامزدی

Ex: The couple celebrated their engagement with a dinner party .

این زوج نامزدی خود را با یک مهمانی شام جشن گرفتند.

funeral [اسم]
اجرا کردن

مراسم خاک‌سپاری

Ex: After the funeral , there was a reception to share memories and support one another .

پس از مراسم تشییع جنازه، یک پذیرایی برای به اشتراک گذاشتن خاطرات و حمایت از یکدیگر برگزار شد.

juvenile [صفت]
اجرا کردن

مربوط به نوجوان

Ex: He pleaded guilty to charges of juvenile vandalism for spray-painting graffiti on public property .

او به اتهام خرابکاری نوجوانی برای اسپری کردن گرافیتی روی اموال عمومی گناهکار شناخته شد.

underage [صفت]
اجرا کردن

زیر سن قانونی

Ex:

افراد زیر سن قانونی باید برای شرکت در برخی فعالیت‌ها، مانند امضای قراردادها، رضایت والدین را کسب کنند.

widow [اسم]
اجرا کردن

بیوه

Ex: The widow received support from her community after her loss .

بیوه پس از از دست دادنش از جامعه خود حمایت دریافت کرد.

widower [اسم]
اجرا کردن

بیوه

Ex: He never remarried after becoming a widower , dedicating his life to his family .

او پس از بیوه شدن هرگز ازدواج نکرد، زندگی خود را به خانواده اش اختصاص داد.

orphan [اسم]
اجرا کردن

یتیم

Ex: The orphanage provides a safe haven for orphans , offering them shelter , education , and care .

پرورشگاه پناهگاهی امن برای یتیمان فراهم می‌کند، به آن‌ها سرپناه، آموزش و مراقبت ارائه می‌دهد.

elderly [صفت]
اجرا کردن

پیر

Ex: The elderly woman shared stories from her youth , reminiscing about times gone by .

زن مسن داستان‌هایی از جوانی خود به اشتراک گذاشت، با یادآوری روزهای گذشته.

اجرا کردن

مرخصی زایمان

Ex: After her maternity leave , she plans to return to work part-time initially .

پس از مرخصی زایمان، او قصد دارد ابتدا به صورت پاره‌وقت به کار بازگردد.

middle-aged [صفت]
اجرا کردن

میانسال

Ex: She admired the wisdom of her middle-aged mentor .

او از خرد استاد میانسال خود تحسین می‌کرد.

اجرا کردن

فوت شدن

Ex: We were saddened to hear that the town 's oldest resident passed away at the age of 105 .

ما از شنیدن اینکه قدیمی‌ترین ساکن شهر در سن 105 سالگی درگذشت، متأسف شدیم.

retirement [اسم]
اجرا کردن

بازنشستگی

Ex: Many people save for retirement using special savings accounts .

بسیاری از مردم برای بازنشستگی با استفاده از حساب‌های پس‌انداز ویژه پس‌انداز می‌کنند.

senior [صفت]
اجرا کردن

سال‌خورده

Ex: The senior doctor at the hospital has decades of experience in treating patients and training medical students .
toddler [اسم]
اجرا کردن

کودک نوپا

Ex: The toddler ’s first words were eagerly celebrated by the whole family .

اولین کلمات نوزاد با اشتیاق توسط تمام خانواده جشن گرفته شد.

grownup [اسم]
اجرا کردن

فرد بالغ

Ex: As a grownup , responsibility often outweighs the whimsical freedom of childhood .

به عنوان یک بزرگسال، مسئولیت اغلب بر آزادی دمدمی مزاجانه کودکی می‌چربد.