واژگان ضروری برای TOEFL - رنگها و اشکال
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد رنگ ها و اشکال، مانند "بنفش"، "زمرد"، "موازی" و غیره را که برای آزمون TOEFL مورد نیاز است، یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
having a dull yellowish-brown color

خاکی (رنگ)
طراح یک خط جدید از کیفهای دستی خاکی را به نمایش گذاشت که از طبیعت و سادگی الهام گرفته شده بود.
deep red in color

شرابیرنگ
جلد کتاب با حروف طلایی ظریف روی پسزمینه بورگوندی طراحی شده بود.
having a greenish-brown color

فندقی
او یک شال فندقی پوشیده بود که کاملاً با رنگهای متغیر فصل هماهنگ بود.
having a bluish-purple color

بنفش
چشمهایش زیر نور ماه بنفش میدرخشید.
having a pale, light brown color like sand

بژ
پردههای اتاق خواب از پارچهای بژ نرم ساخته شده بود که نور خورشید را به آرامی پخش میکرد.
(of hair or fur) having a bright orange-brown color

حنایی (بهویژه رنگ مو), هویجی
دم زنجبیلی روباه در حال دویدن تکان خورد.
having a bright green color

سبز زمردی
مزرعه با چمن زمردی پوشیده شده بود، سرسبز و دعوتکننده.
lacking color or hue

خنثی (رنگ)
دیوارهای خنثی به آثار هنری اجازه میدهند که برجسته شوند.
(of a color) showing darkness and intensity

تیره (رنگ)
غروب خورشید آسمان را در سایههای عمیق نارنجی و صورتی غرق کرد.
difficult to notice or detect because of its slight or delicate nature

نامحسوس
تغییرات منو ظریف اما مؤثر بودند، تجربه کلی غذا خوردن را بهبود بخشیدند.
(of colors) not too bright or glaring, in a way that is relaxing to the eyes

ملیح
رنگهای ملایم گلها به زیبایی با رنگهای طبیعی باغ ترکیب شدند.
the space between two lines or surfaces that are joined, measured in degrees or radians

زاویه
درک زاویههای مختلف در هندسه برای حل مسائل ضروری است.
positioned at a right angle to the horizon or ground, typically moving up or down

عمودی
نمودار دادهها را با میلههای عمودی نشان میداد که هر دسته را نمایندگی میکرد.
positioned across and parallel to the ground and not up or down

افقی
نمودار میلهای دادهها را در قالب افقی نمایش داد.
having an equal distance from each other at every point

موازی
ریلهای راهآهن به یکدیگر موازی هستند.
(geometry) a flat shape consisting of three straight sides and three angles

مثلث
او کاغذ را به شکل یک مثلث برای پروژه اریگامی خود تا زد.
the quality of having two halves that are exactly the same, which are separated by an axis

تقارن
هنرمند عمداً تقارن را در نقاشی شکست تا تنش ایجاد کند.
(geometry) a curved shape or design that gradually winds around a center or axis

مارپیچ
ژیمناست یک سری بینقص از چرخشها و پرشها را اجرا کرد و یک مارپیچ هوایی چشمگیر ایجاد کرد.
(geometry) a shape that is not two-dimensional because it has height, width, and length

شکل سهبعدی, جسم سهبعدی
در طراحی معماری، از اشکال جامد برای ایجاد سازههای سهبعدی استفاده میشود که از زوایای مختلف قابل مشاهده هستند.
(geometry) a flat shape with four right angles, especially one with opposing sides that are equal and parallel to each other

مستطیل
هنرمند از مستطیلها در نقاشی خود برای ایجاد حس تعادل استفاده کرد.
(in geometry) a three-dimensional surface where all points are equidistant from a center

کره (هندسه)
در فیزیک، میدانها گاهی به صورت کرهها نمایش داده میشوند.
(geometry) a three dimensional shape with a circular base that rises to a single point

مخروط
سرآشپز سه اسکوپ بستنی را در یک مخروط وافل برای دسر تابستانی عالی چید.
a solid with a polygonal base and triangular faces that meet at a single point

هرم
مهندسان یک هرم شیشهای برای ورودی موزه طراحی کردند.
a three-dimensional figure made of six square or rectangular faces

مکعب
هر مکعب در نمودار یک واحد حجم را نشان میداد.
rounded in shape but wider in one direction, such as the shape of an egg

بیضیشکل
آویز بیضی شکل از یک زنجیر ظریف به دور گردنش آویزان بود، با سطح صیقلی اش نور را میگرفت.
a measure of the height, length, or width of an object in a certain direction

بُعد, جنبه
در طراحی پل جدید، مهندسان ابعاد رودخانه و مناظر اطراف را در نظر گرفتند.
