واژگان ضروری برای TOEFL - رنگها و اشکال
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد رنگ ها و اشکال، مانند "بنفش"، "زمرد"، "موازی" و غیره را که برای آزمون TOEFL مورد نیاز است، یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
having a dull yellowish-brown color

خاکی (رنگ)
اتاق نشیمن با رنگهای خاکی تزئین شده بود، با مبلمان و پردههای خاکی.
deep red in color

شرابیرنگ
دیوارهای اتاق ناهارخوری به رنگ بورگوندی غنی رنگ آمیزی شده بود.
having a greenish-brown color

فندقی
هنرمند از رنگهای فندقی برای ثبت جوهره یک جنگل آفتابی در نقاشی استفاده کرد.
having a bluish-purple color

بنفش
دیوارهای اتاق او به رنگ بنفش ملایم رنگ آمیزی شده بود.
having a pale, light brown color like sand

بژ
گربه روی فرش بژ حلقه زد، کاملاً با رنگهای خنثی آن ترکیب شد.
(of hair or fur) having a bright orange-brown color

حنایی (بهویژه رنگ مو), هویجی
پوشش زنجبیلی گربه آن را در باغ آسان برای مشاهده میکرد.
having a bright green color

سبز زمردی
باغ پس از باران با برگهای زمردی درخشان آراسته شده بود.
lacking color or hue

خنثی (رنگ)
اتاق با رنگهای خنثی رنگآمیزی شده بود.
(of a color) showing darkness and intensity

تیره (رنگ)
هنرمند از قرمز عمیق برای انتقال شور و شدت در نقاشی خود استفاده کرد.
difficult to notice or detect because of its slight or delicate nature

نامحسوس
تغییر ظریفی در رفتار او وجود داشت، تقریباً برای کسانی که او را خوب نمیشناختند غیرقابل تشخیص بود.
(of colors) not too bright or glaring, in a way that is relaxing to the eyes

ملیح
رنگهای ملایم غروب به آسمان ظاهری رویایی داد.
the space between two lines or surfaces that are joined, measured in degrees or radians

زاویه
درک زاویههای مختلف در هندسه برای حل مسائل ضروری است.
positioned at a right angle to the horizon or ground, typically moving up or down

عمودی
او گلها را در ردیفهای عمودی در باغ کاشت.
positioned across and parallel to the ground and not up or down

افقی
او قفسه کتاب را در موقعیت افقی در مقابل دیوار قرار داد.
having an equal distance from each other at every point

موازی
او ماشینش را موازی با جدول پارک کرد.
(geometry) a flat shape consisting of three straight sides and three angles

مثلث
او کاغذ را به شکل یک مثلث برای پروژه اریگامی خود تا زد.
the quality of having two halves that are exactly the same, which are separated by an axis

تقارن
معماران اغلب از تقارن برای ایجاد ساختمانهای متعادل بصری استفاده میکنند.
(geometry) a curved shape or design that gradually winds around a center or axis

مارپیچ
صدف دریایی یک مارپیچ کامل را به نمایش گذاشت که به طور پیچیدهای توسط طبیعت شکل گرفته بود.
(geometry) a shape that is not two-dimensional because it has height, width, and length

شکل سهبعدی, جسم سهبعدی
کره یک شکل جامد است که تمام نقاط آن از مرکز آن فاصله یکسانی دارند، شبیه به یک توپ کاملاً گرد.
(geometry) a flat shape with four right angles, especially one with opposing sides that are equal and parallel to each other

مستطیل
پنجره یک مستطیل بزرگ بود که اجازه میداد نور طبیعی زیادی به داخل اتاق بتابد.
(in geometry) a three-dimensional surface where all points are equidistant from a center

کره (هندسه)
دانشجویان هندسه یاد گرفتند که یک کره کامل بسازند.
(geometry) a three dimensional shape with a circular base that rises to a single point

مخروط
تزئینات مهمانی شامل مخروطهای کاغذی رنگی پر از آب نبات برای مهمانان بود.
a solid with a polygonal base and triangular faces that meet at a single point

هرم
کلاس هندسه یک مخروط و یک هرم را مقایسه کرد.
a three-dimensional figure made of six square or rectangular faces

مکعب
مهندسان اتاق را بهعنوان یک مکعب ساده مدلسازی کردند.
rounded in shape but wider in one direction, such as the shape of an egg

بیضیشکل
میز بیضی شکل یک محیط دنج برای گردهماییهای صمیمی فراهم کرد، با شکل کشیدهاش که امکان نشستن راحت را فراهم میکرد.
a measure of the height, length, or width of an object in a certain direction

بُعد, جنبه
هنگام انتخاب مبلمان برای اتاق، او نه تنها اندازه بلکه بعد بصری آن را نیز در نظر گرفت.
