سطح فوق متوسط - وضعیت و حرکات بدن
واژگان را برای صحبت درباره وضعیت، حرکات و حرکات بدن به زبان فرانسوی یاد بگیرید.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
se mettre dans une position horizontale pour se reposer

دراز کشیدن
اگر کمرت درد میکند باید دراز بکشی.
s'allonger sur une surface

خوابیدن, دراز کشیدن
او دوست دارد روی چمن دراز بکشد تا آسمان را تماشا کند.
plier le corps vers le bas

خم شدن, دولا شدن
آنها برای اجتناب از توپ خم میشوند.
se soutenir ou se reposer sur quelque chose pour se stabiliser

تکیه دادن (به)
کتابها روی قفسه به هم تکیه میدهند.
allonger son corps ou ses membres pour se détendre

(بدن) خود را کشیدن, خود را کش دادن
ما هر صبح با هم کشش میدهیم.
en position où le corps repose sur les fesses avec le buste vertical

نشسته (حالت)
کودکان نشسته داستان را گوش میدادند.
faire des mouvements vifs des bras et des mains en parlant

سر و دست خود را خیلی تکان دادن, ایما و اشاره کردن
پلیس برای هدایت ترافیک با دست و بازو حرکت میکرد.
mouvoir la main pour saluer ou attirer l'attention

دست تکان دادن
rester en position verticale, ne pas tomber

سر پا ایستادن
lever les épaules pour montrer l'indifférence ou l'ignorance

شانه بالا انداختن
qui a de la grâce, de l'élégance dans les mouvements

موزون, برازنده، موقرانه
شاخههای زیبا بید مجنون با باد میرقصند.
se mettre en position accroupie, les genoux pliés et les fesses près du sol

چمباتمه زدن
او چمباتمه میزند تا وسایل افتادهاش را بردارد.
qui concerne le corps ou la matière

جسمی, جسمانی
آنها یک آزمایش فیزیکی دشوار را پشت سر گذاشتند.
se plier ou se déformer avec force

پیچ خوردن
فلز داغ تحت فشار خم میشود.
mouvement du corps, particulièrement des mains ou de la tête, pour exprimer quelque chose

حرکات سر و دست, حرکت
حرکات رهبر ارکستر بسیار بیانگر بود.