سطح فوق متوسط - مراقبت پزشکی

واژگان را برای صحبت در مورد مراقبت‌های پزشکی، درمان‌ها و خدمات بهداشتی به زبان فرانسوی یاد بگیرید.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
سطح فوق متوسط
le bandage [اسم]
اجرا کردن

بانداژ

Ex:

او نوار باند را محکم کرد تا خونریزی را متوقف کند.

le plâtre [اسم]
اجرا کردن

گچ

Ex:

او دستش شکسته و یک گچ سفید پوشیده است.

اجرا کردن

ضدعفونی کردن

Ex:

ضدعفونی کردن سطوحی که مکرراً لمس می‌شوند مهم است.

اجرا کردن

پانسمان

Ex:

پانسمان به التیام زخم کمک می‌کند.

cicatriser [فعل]
اجرا کردن

التیام دادن

Ex:

زخم‌های عمیق زمان بیشتری برای بهبود می‌برند.

اجرا کردن

پزشک عمومی

Ex:

پزشک عمومی من سابقه پزشکی من را به خوبی می‌شناسد.

consulter [فعل]
اجرا کردن

پیش (پزشک) رفتن

Ex:

او به طور منظم برای مشکلات سلامتی خود مشورت می‌کند.

le cabinet [اسم]
اجرا کردن

مطب

Ex:

این مطب چندین متخصص را می‌پذیرد.

le pouls [اسم]
اجرا کردن

نبض

Ex:

او به دلیل بیماری نبض ضعیفی دارد.

اجرا کردن

تشخیص بیماری (پزشکی)

Ex:

تشخیص بیماری زمان برد.

l'examen [اسم]
اجرا کردن

آزمایش (پزشکی)

Ex:

نتایج معاینه فردا در دسترس خواهد بود.

la radio [اسم]
اجرا کردن

رادیوسکوپی

Ex:

رادیوسکوپی به تشخیص مشکلات داخلی کمک می‌کند.

اجرا کردن

آزمایش خون

Ex:

آزمایشگاه نمونه‌گیری خون را برای تشخیص عفونت‌ها تجزیه و تحلیل می‌کند.

اجرا کردن

نسخه (پزشک)

Ex:

نسخه دوز و فرکانس داروها را نشان می‌دهد.

اجرا کردن

نسخه (پزشکی)

Ex:

نسخه دوز و مدت درمان را مشخص می‌کند.

la seringue [اسم]
اجرا کردن

سرنگ

Ex:

او از سرنگ‌ها و تزریق‌ها می‌ترسد.

اجرا کردن

درمان

Ex:

پزشک بهبودی بیمار را اعلام کرد.

opérer [فعل]
اجرا کردن

عمل جراحی کردن

Ex:

او هفته گذشته با موفقیت عمل جراحی شد.

subir [فعل]
اجرا کردن

تحت (درمان، دارو...) قرار گرفتن

Ex:

آن‌ها پس از تشخیص تحت پرتودرمانی قرار گرفتند.

ausculter [فعل]
اجرا کردن

با گوشی معاینه کردن

Ex:

برای تشخیص عفونت باید بیمار را معاینه کرد.

arracher [فعل]
اجرا کردن

کشیدن (دندان)

Ex:

جراح چند دندان عقل را کشید.

اجرا کردن

داروی ضد التهاب

Ex:

برخی از داروهای ضدالتهاب می‌توانند عوارض جانبی ایجاد کنند.

le collyre [اسم]
اجرا کردن

محلول چشمی

Ex:

قطره چشم به تسکین تحریکات چشمی کمک می‌کند.

la pommade [اسم]
اجرا کردن

پماد

Ex:

او یک پماد برای دردهای عضلانی خرید.

اجرا کردن

قرص

Ex:

قرص‌ها حمل آسانی دارند.

le cachet [اسم]
اجرا کردن

قرص

Ex:

قرص‌ها باید در یک مکان خشک نگهداری شوند.

la gélule [اسم]
اجرا کردن

کپسول (دارویی)

Ex:

باید کپسول را در حین غذا خوردن مصرف کنید.

le sachet [اسم]
اجرا کردن

کیسه کوچک

Ex:

او یک کیسه آب‌نبات در کیفش گذاشت.

اجرا کردن

چسب زخم

Ex:

این چسب زخم هیپوآلرژنیک است.

l'alcool [اسم]
اجرا کردن

الکل

Ex:

الکل در برابر برخی باکتری‌ها مؤثر است.

l'ouate [اسم]
اجرا کردن

پنبه بهداشتی

Ex:

من یک بسته پنبه از داروخانه خریدم.

la tension [اسم]
اجرا کردن

فشار خون

Ex:

او باید فشار خون خود را به طور منظم کنترل کند.

la couronne [اسم]
اجرا کردن

روکش دندان

Ex:

تاج می‌تواند از فلز، سرامیک یا کامپوزیت ساخته شود.

سطح فوق متوسط
روابط اجتماعی و خانوادگی عشق و ازدواج جدایی و اختلاف شخصیت و منش
احساسات و عواطف مهارت‌ها و توانایی‌ها توضیحات فیزیکی مو و مدل مو
مد و استایل کیفیت و شدت نور و درخشش رنگ‌ها و سایه‌ها
خانه و مسکن مکان‌ها و جوها نظافت و نگهداری خودت انجام بده و ابزارها
مشکلات و تعمیرات در خانه اندازه‌گیری و ابعاد مقدار و نسبت‌ها ریاضیات و محاسبه
هندسه و اشکال اقدامات فیزیکی و حرکات وضعیت و حرکات بدن تناسب اندام و تمرین
ورزش و رقابت سفر و گردشگری حمل و نقل و ترافیک طبیعت و محیط زیست
باغبانی و کاشت گلها و گیاهان حیوانات و دامپروری آب و هوا و هوا
بوم‌شناسی و خطرات طبیعی آموزش و مطالعات علوم و پژوهش فناوری و دیجیتال
سلامتی، بیماری‌ها و آسیب‌ها مراقبت پزشکی ناتوانی و تحرک سلامت روان و اختلالات
تغذیه و مواد غذایی آشپزی و آماده‌سازی اعتیاد و وابستگی دین و معنویت
سیاست و شهروندی حقوق و عدالت کار و شرکت اقتصاد و تجارت
بانکداری و امور مالی جامعه و مسائل اجتماعی فلسفه و اخلاق Histoire
هنر و نقاشی رسانه و سمعی‌بصری صنایع دستی و آفرینش مواد و سنگ‌های قیمتی
ساخت و ساز و ساختمان ادبیات و خواندن داستان و فانتزی خرافات و قدرت‌ها
ادراک و احساسات دشواری‌ها و موانع خطر و جسارت علل و پیامدها
ترجیحات و بیزاری‌ها امید و ناامیدی تغییر و دگرگونی زمان و مدت
اندیشه و ذهن ارتباط و گفتمان