مهارت‌های واژگان SAT 5 - درس 17

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 5
predecessor [اسم]
اجرا کردن

متصدی پیشین (در پست شغلی)

Ex: She studied the work of her predecessor to better understand the role 's challenges .

او کار پیشینیان خود را مطالعه کرد تا چالش‌های نقش را بهتر درک کند.

pioneer [اسم]
اجرا کردن

پیش‌گام (در تحقیقات)

Ex: The company 's founder was a pioneer in mobile technology .
glazier [اسم]
اجرا کردن

شیشه‌بر

Ex: Glaziers use specialized tools and techniques to measure , cut , and install glass panels accurately , ensuring a perfect fit and seal .

شیشه‌برها از ابزارها و تکنیک‌های تخصصی برای اندازه‌گیری، برش و نصب پانل‌های شیشه‌ای با دقت استفاده می‌کنند، که تضمین کننده تناسب و درزبندی کامل است.

raconteur [اسم]
اجرا کردن

داستان‌سرا

Ex: As a raconteur , she had the ability to captivate an audience with even the simplest anecdotes .

به عنوان یک راوی داستان، او توانایی جذب مخاطب را حتی با ساده‌ترین حکایت‌ها داشت.

gossamer [اسم]
اجرا کردن

پارچه تنزیب

Ex: A shawl of gossamer lay across the chair , light as air .

یک شال از گوسامر روی صندلی قرار داشت، سبک مانند هوا.

anemometer [اسم]
اجرا کردن

بادسنج

Ex: Researchers placed an anemometer on top of the building to study urban wind patterns in the city .

محققان یک بادسنج را در بالای ساختمان قرار دادند تا الگوهای باد شهری را در شهر مطالعه کنند.

اجرا کردن

مدیر اجرایی

Ex: The city administrator coordinates public services and manages municipal resources .

مدیر شهری خدمات عمومی را هماهنگ می‌کند و منابع شهرداری را مدیریت می‌نماید.

slander [اسم]
اجرا کردن

تهمت

Ex: The company took legal action for slander after a competitor spread false rumors about its product quality .

شرکت پس از آنکه یک رقیب شایعات نادرستی درباره کیفیت محصولش پخش کرد، برای تهمت اقدام قانونی انجام داد.

curator [اسم]
اجرا کردن

موزه‌دار

Ex: As a curator , he oversees the acquisition and cataloging of new artworks for the museum .

به عنوان کیوریتور، او بر خرید و فهرست‌بندی آثار هنری جدید برای موزه نظارت می‌کند.

demeanor [اسم]
اجرا کردن

رفتار

Ex: With a confident demeanor , he addressed the issues head-on during the meeting .

با رفتار مطمئن، او در جلسه به طور مستقیم به مسائل پرداخت.

aperture [اسم]
اجرا کردن

اَپِرچِر (نورشناسی)

Ex: At dusk , he opened the aperture fully to let in every last photon .

در گرگ و میش، او دیافراگم را کاملاً باز کرد تا هر فوتون آخر را وارد کند.