متصدی پیشین (در پست شغلی)
او کار پیشینیان خود را مطالعه کرد تا چالشهای نقش را بهتر درک کند.
شیشهبر
شیشهبرها از ابزارها و تکنیکهای تخصصی برای اندازهگیری، برش و نصب پانلهای شیشهای با دقت استفاده میکنند، که تضمین کننده تناسب و درزبندی کامل است.
داستانسرا
به عنوان یک راوی داستان، او توانایی جذب مخاطب را حتی با سادهترین حکایتها داشت.
پارچه تنزیب
یک شال از گوسامر روی صندلی قرار داشت، سبک مانند هوا.
بادسنج
محققان یک بادسنج را در بالای ساختمان قرار دادند تا الگوهای باد شهری را در شهر مطالعه کنند.
مدیر اجرایی
مدیر شهری خدمات عمومی را هماهنگ میکند و منابع شهرداری را مدیریت مینماید.
تهمت
شرکت پس از آنکه یک رقیب شایعات نادرستی درباره کیفیت محصولش پخش کرد، برای تهمت اقدام قانونی انجام داد.
موزهدار
به عنوان کیوریتور، او بر خرید و فهرستبندی آثار هنری جدید برای موزه نظارت میکند.
رفتار
با رفتار مطمئن، او در جلسه به طور مستقیم به مسائل پرداخت.
اَپِرچِر (نورشناسی)
در گرگ و میش، او دیافراگم را کاملاً باز کرد تا هر فوتون آخر را وارد کند.