مهارت‌های واژگان SAT 5 - درس 45

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 5
ailment [اسم]
اجرا کردن

کسالت

Ex: A healthy diet and regular exercise can prevent many common ailments .

یک رژیم غذایی سالم و ورزش منظم می‌تواند از بسیاری از بیماری‌های شایع جلوگیری کند.

amusement [اسم]
اجرا کردن

سرگرمی

Ex: The playful antics of the kittens provided endless amusement for the family .

شیطنت های بازیگوشانه بچه گربه ها سرگرمی بی پایان برای خانواده فراهم کرد.

claimant [اسم]
اجرا کردن

مدعی

Ex: As the rightful heir , she was the claimant to the family estate following her father 's passing .

به عنوان وارث قانونی، او پس از مرگ پدرش مدعی املاک خانوادگی بود.

contentment [اسم]
اجرا کردن

رضایت

Ex: He experienced contentment from being surrounded by his family .

او از بودن در کنار خانواده‌اش رضایت را تجربه کرد.

denouement [اسم]
اجرا کردن

صحنه آخر (نمایشنامه، فیلم یا داستان)

Ex: The author ’s skillful denouement ensured that every question was answered by the end of the novel .

گره‌گشایی ماهرانه نویسنده اطمینان داد که هر سوالی تا پایان رمان پاسخ داده شود.

emolument [اسم]
اجرا کردن

حقوق

Ex: His emoluments as a professor at the university included a competitive salary , health benefits , and retirement contributions .

حقوق او به عنوان استاد در دانشگاه شامل حقوق رقابتی، مزایای سلامتی و کمک‌های بازنشستگی می‌شد.

ferment [اسم]
اجرا کردن

آشوب

Ex: The artist 's provocative exhibit created a ferment of discussion and debate within the art community .

نمایشگاه تحریک‌آمیز هنرمند یک تخمیر از بحث و جدل در جامعه هنری ایجاد کرد.

figment [اسم]
اجرا کردن

خیال

Ex: His memories of the event were distorted , filled with figments of fantasy and embellishment .

خاطرات او از این رویداد تحریف شده بود، پر از تخیلات خیال و آرایش.

ligament [اسم]
اجرا کردن

پیوند

Ex: The common goal of environmental conservation served as a ligament , uniting activists from around the world .

هدف مشترک حفاظت از محیط زیست به عنوان پیوندی عمل کرد که فعالان را از سراسر جهان متحد کرد.

liniment [اسم]
اجرا کردن

مرهم رقیق

Ex: Grandma swore by her homemade liniment for soothing headaches .

مادربزرگ به مرهم خانگی خود برای تسکین سردرد قسم می‌خورد.

lodgment [اسم]
اجرا کردن

استقرار

Ex: The hiker made a lodgment of food and supplies in the bear-proof container to protect them from wildlife .

کوهنورد یک ذخیره‌سازی غذا و لوازم را در ظرف ضد خرس انجام داد تا آنها را از حیات وحش محافظت کند.

merriment [اسم]
اجرا کردن

نشاط

Ex: The comedic performance elicited waves of merriment from the audience , who laughed uproariously .

اجرای کمدی موج‌هایی از شادی را در میان تماشاگران برانگیخت، که با صدای بلند خندیدند.

ointment [اسم]
اجرا کردن

پماد

Ex: The burn victim received a specialized ointment to promote healing and reduce scarring .

قربانی سوختگی یک پماد تخصصی برای تسریع بهبودی و کاهش جای زخم دریافت کرد.

raiment [اسم]
اجرا کردن

جامه

Ex: He carefully folded his raiment and placed it in the suitcase for his trip .

او با دقت لباس خود را تا کرد و آن را در چمدان برای سفرش گذاشت.

اجرا کردن

آجودان مخصوص

Ex: Captain Roberts relied on his aide-de-camp to manage administrative tasks and coordinate schedules .

کاپیتان رابرتز به معاون نظامی خود برای مدیریت وظایف اداری و هماهنگی برنامه‌ها اعتماد کرد.

bete noire [اسم]
اجرا کردن

موی دماغ

Ex: Great-uncle Edward was my father's bête noire.

عموی بزرگ ادوارد bête noire پدرم بود.

bric-a-brac [اسم]
اجرا کردن

خرت‌وپرت

Ex: The souvenir shop sold a variety of bric-a-brac , such as keychains , magnets , and miniature landmarks , for tourists to take home as mementos .

فروشگاه سوغاتی انواع اشیاء تزئینی کوچک، مانند کلیدchain، آهنربا و نمادهای مینیاتوری را به فروش می‌رساند تا گردشگران به عنوان یادگاری به خانه ببرند.

اجرا کردن

اختیار تام

Ex: The chef appreciated having carte blanche in the kitchen , allowing him to experiment with new ingredients and techniques .

سرآشپز از داشتن کارت بلانش در آشپزخانه قدردانی کرد، که به او اجازه می‌داد با مواد و تکنیک‌های جدید آزمایش کند.