مهارت‌های واژگان SAT 5 - درس 15

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 5
اجرا کردن

خاکستر شدن

Ex: The old documents were incinerated to ensure the sensitive information was destroyed .

اسناد قدیمی سوزانده شدند تا اطمینان حاصل شود که اطلاعات حساس از بین رفته‌اند.

اجرا کردن

پایه قرار دادن

Ex: Historians may postulate the motives behind historical figures ' actions based on available evidence .

تاریخ‌دانان ممکن است بر اساس شواهد موجود، انگیزه‌های پشت اقدامات چهره‌های تاریخی را فرض کنند.

اجرا کردن

به آب‌وهوای جدید خو گرفتن

Ex: After moving to the city , it took her a few months to acclimate to the fast-paced lifestyle .

پس از نقل مکان به شهر، چند ماه طول کشید تا او به سبک زندگی پرسرعت عادت کند.

اجرا کردن

به عنوان یک احتمال در نظر گرفتن

Ex: Before making a major investment , it 's important to contemplate the potential risks and rewards .

قبل از انجام یک سرمایه‌گذاری بزرگ، مهم است که در نظر بگیرید ریسک‌ها و پاداش‌های بالقوه را.

اجرا کردن

نام کسی را لکه دار کردن

Ex: The online troll denigrated the author 's work with malicious reviews , attempting to damage the book 's reputation .

ترول اینترنتی با نظرات مخرب کار نویسنده را تحقیر کرد و سعی کرد به شهرت کتاب آسیب بزند.

اجرا کردن

بهبود یافتن

Ex: She spent her vacation at a beach resort to relax and recuperate from the stress of work .

او تعطیلات خود را در یک استراحتگاه ساحلی گذراند تا استراحت کند و از استرس کار بهبود یابد.

to evacuate [فعل]
اجرا کردن

تخلیه کردن

Ex: With the riverbanks overflowing , the town was forced to evacuate .

با سرریز شدن کرانه‌های رودخانه، شهر مجبور به تخلیه شد.

اجرا کردن

به کمال رساندن

Ex: They consummated the deal with a formal signing .

آنها با امضای رسمی معامله را به پایان رساندند.

to deviate [فعل]
اجرا کردن

منحرف کردن

Ex: The unexpected obstacle in the road deviated the driver from the intended route .

مانع غیرمنتظره در جاده راننده را از مسیر مورد نظر منحرف کرد.

to placate [فعل]
اجرا کردن

تسکین دادن

Ex: The government placated the protestors by implementing policies to address their concerns .

دولت با اجرای سیاست‌هایی برای رسیدگی به نگرانی‌های معترضان، آن‌ها را آرام کرد.

اجرا کردن

ویران کردن

Ex:

آتش‌سوزی جنگلی از میان جنگل گذشت، ویران کردن هکتارها زمین و زیستگاه‌های حیات وحش.

to narrate [فعل]
اجرا کردن

روایت کردن (داستان و غیره)

Ex: The author skillfully narrated the adventures of the main character in the novel .

نویسنده به مهارت روایت کرد ماجراهای شخصیت اصلی را در رمان.

اجرا کردن

شبیه ساختن

Ex: The small businesses assimilated their operations to the larger corporations ' methods .

کسب‌وکارهای کوچک عملیات خود را به روش‌های شرکت‌های بزرگ همسان‌سازی کردند.

اجرا کردن

از طریق تکرار آموزش دادن

Ex: Throughout history , societies have strived to inculcate cultural values in their members .

در طول تاریخ، جوامع تلاش کرده‌اند تا ارزش‌های فرهنگی را به اعضای خود القا کنند.

to vacate [فعل]
اجرا کردن

تخلیه کردن

Ex: With the business relocating to a new building , employees worked together to vacate their office spaces .

با انتقال کسب‌وکار به ساختمان جدید، کارمندان با هم همکاری کردند تا فضای اداری خود را تخلیه کنند.