مهارت‌های واژگان SAT 5 - درس 47

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 5
salient [صفت]
اجرا کردن

برجسته

Ex:

هنرمند از رنگ‌های جسورانه به صورت استراتژیک استفاده کرد تا ویژگی‌های برجسته نقاشی را برجسته کند و توجه بینندگان را جلب کند.

astringent [صفت]
اجرا کردن

قابض

Ex: Certain types of red apples have a mildly astringent flavor that contrasts with the sweetness of the fruit .

برخی انواع سیب‌های قرمز دارای طعمی کمی گس هستند که با شیرینی میوه تضاد دارد.

clement [صفت]
اجرا کردن

مهربان

Ex: The manager 's clement approach to leadership fostered a supportive and encouraging work environment .

رویکرد مهربانانه مدیر به رهبری، محیط کاری حمایتی و تشویق‌کننده‌ای را ایجاد کرد.

resilient [صفت]
اجرا کردن

انعطاف‌پذیر

Ex: The resilient elastic in the waistband of the pants maintained its shape even after repeated stretching .

کش انعطاف‌پذیر در کمربند شلوار حتی پس از کشش‌های مکرر شکل خود را حفظ کرد.

lenient [صفت]
اجرا کردن

بامدارا

Ex: The lenient supervisor granted flexible work hours to employees who needed to balance personal responsibilities with their job duties .

سرپرست آسان‌گیر ساعت‌های کاری انعطاف‌پذیری را به کارمندانی که نیاز داشتند مسئولیت‌های شخصی خود را با وظایف شغلی‌شان متعادل کنند، اعطا کرد.

resplendent [صفت]
اجرا کردن

خیره‌کننده

Ex: As the sun set , the sky turned resplendent with hues of orange , pink , and purple .

همانطور که خورشید غروب می‌کرد، آسمان با رنگ‌های نارنجی، صورتی و بنفش درخشان شد.

bent [صفت]
اجرا کردن

مصمم

Ex:

او bent بر ایجاد تأثیر مثبت در جامعه خود از طریق داوطلبی و فعالیسم است.

demulcent [صفت]
اجرا کردن

نرم‌کننده (پوست)

Ex: Coconut oil is sometimes used as a demulcent moisturizer for dry , irritated skin .

روغن نارگیل گاهی به عنوان مرطوب کننده نرم کننده برای پوست خشک و تحریک شده استفاده می‌شود.

insentient [صفت]
اجرا کردن

بی‌جان

Ex: Inanimate objects , such as books and buildings , are insentient and do not possess consciousness or emotions .

اشیای بی‌جان، مانند کتاب‌ها و ساختمان‌ها، بی‌حس هستند و از هوشیاری یا احساسات برخوردار نیستند.

affluent [صفت]
اجرا کردن

مرفه

Ex: Despite the economic downturn , the affluent businessman continued to invest in various ventures .

علیرغم رکود اقتصادی، تاجر ثروتمند به سرمایه‌گذاری در پروژه‌های مختلف ادامه داد.

inherent [صفت]
اجرا کردن

ذاتی

Ex: The company 's success is due in part to its inherent ability to innovate .

موفقیت شرکت تا حدی به دلیل توانایی ذاتی آن در نوآوری است.

nascent [صفت]
اجرا کردن

نوظهور

Ex:

او به چندین کارآفرین نوپا مشاوره می‌دهد تا به آنها در توسعه استارتاپ‌هایشان کمک کند.

اجرا کردن

شفایاب

Ex:

دوره نقاهت پس از آنفولانزا به او فرصت داد تا درباره اهمیت حفظ سلامتی خوب تأمل کند.

impenitent [صفت]
اجرا کردن

ناپشیمان

Ex:

قمارباز بی‌پشیمان پس‌انداز خود را روی شرط‌های پرخطر هدر داد و هیچ پشیمانی برای رفتار غیرمسئولانه‌اش نشان نداد.

congruent [صفت]
اجرا کردن

سازگار

Ex:

نتایج مطالعه با فرضیه همخوانی داشت و انتظارات محققان را تأیید کرد.

emollient [صفت]
اجرا کردن

نرم‌کننده (پوست)

Ex:

او یک بالم لب نرم کننده استفاده کرد تا لب های خشک خود را تسکین دهد، و نرمی و انعطاف پذیری آنها را بازگرداند.

incipient [صفت]
اجرا کردن

در شرف تکوین

Ex: She showed an incipient curiosity about the subject in her recent questions .

او در سوالات اخیر خود کنجکاوی نوپایی درباره موضوع نشان داد.

prudent [صفت]
اجرا کردن

محتاط

Ex: She made a prudent decision to postpone her vacation until she had saved enough money .

او تصمیم عاقلانه‌ای گرفت که تعطیلات خود را تا زمانی که پول کافی پس‌انداز کند به تعویق بیندازد.

proficient [صفت]
اجرا کردن

متخصص

Ex: The chef is proficient in creating gourmet dishes from various cuisines .

سرآشپز در ایجاد غذاهای گورمه از آشپزی‌های مختلف ماهر است.