مهارت‌های واژگان SAT 5 - درس 38

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 5
promissory [صفت]
اجرا کردن

وابسته به تعهد

Ex: The bank accepted his promissory IOU as collateral for the short-term loan .

بانک سند تعهدآور IOU او را به عنوان وثیقه برای وام کوتاه مدت پذیرفت.

knotty [صفت]
اجرا کردن

پیچیده

Ex: The scientist encountered a knotty problem in the research , requiring innovative approaches to overcome .

دانشمند با یک مشکل پیچیده در تحقیق مواجه شد که برای غلبه بر آن به رویکردهای نوآورانه نیاز داشت.

ghastly [صفت]
اجرا کردن

وحشتناک

Ex: The horror movie depicted ghastly scenes of violence and gore that left the audience in shock .

فیلم ترسناک صحنه‌های وحشتناک خشونت و خونریزی را به تصویر کشید که تماشاگران را شوکه کرد.

gingerly [صفت]
اجرا کردن

باکم‌رویی

Ex:

آن‌ها پس از مشاجره یک دست دادن محتاطانه داشتند.

racy [صفت]
اجرا کردن

دارای صفات اصلی و نژادی

Ex:

ساختار عضلانی اسبش و گام پرانرژی آن، پتانسیل مسابقه‌ای آن را برای موفقیت در رقابت سوارکاری آینده به نمایش گذاشت.

pulmonary [صفت]
اجرا کردن

ریوی

Ex: The doctor prescribed a pulmonary inhaler to help alleviate the patient 's asthma symptoms .

پزشک یک استنشاق کننده ریه‌ای تجویز کرد تا به کاهش علائم آسم بیمار کمک کند.

wintry [صفت]
اجرا کردن

سرد (رفتار)

Ex:

با ورود به اتاق، با سکوت زمستانی مواجه شد که نشان‌دهنده تنش در میان گروه بود.

predatory [صفت]
اجرا کردن

شکارچی (جانور)

Ex: Wolves display highly coordinated predatory tactics .
scholarly [صفت]
اجرا کردن

دانشگاهی

Ex: The library 's collection includes a vast array of scholarly books and journals spanning various disciplines .

مجموعه کتابخانه شامل طیف گسترده‌ای از کتاب‌ها و مجلات علمی است که رشته‌های مختلف را پوشش می‌دهد.

ungainly [صفت]
اجرا کردن

دست و پاچلفتی

Ex:

کودک نوپا قدم‌های لرزان و ناشیانه در سراسر اتاق برداشت.

plenary [صفت]
اجرا کردن

کامل

Ex: His plenary commitment to environmental conservation led him to spearhead multiple initiatives within the community .

تعهد کامل او به حفاظت از محیط زیست، او را به پیشگامی در چندین ابتکار در جامعه سوق داد.

surly [صفت]
اجرا کردن

تندخو

Ex: The shopkeeper 's surly attitude towards customers often resulted in lost business and negative reviews .

نگرش ترشرویانه فروشنده به مشتریان اغلب منجر به از دست دادن کسب و کار و نظرات منفی می‌شد.

grisly [صفت]
اجرا کردن

وحشتناک

Ex: Despite the passage of time , the memory of the grisly accident haunted the survivors , replaying in their minds like a nightmare .

علیرغم گذشت زمان، خاطرهٔ حادثهٔ وحشتناک بازماندگان را تسخیر کرده بود، مانند کابوسی در ذهنشان تکرار میشد.

stately [صفت]
اجرا کردن

باوقار

Ex: The orchestra played a stately piece of classical music , filling the concert hall with an air of sophistication and refinement .

ارکستر یک قطعه موسیقی کلاسیک باوقار نواخت، سالن کنسرت را با هوایی از پیچیدگی و ظرافت پر کرد.

velvety [صفت]
اجرا کردن

مخملی

Ex:

شن مخملی روی ساحل زیر پاهای برهنه نرم احساس می‌شد، که یک تجربه حسی دلپذیر ایجاد کرد.

murky [صفت]
اجرا کردن

گل‌آلود

Ex: As the divers descended deeper into the ocean , the water became increasingly murky , reducing visibility to just a few feet .

همانطور که غواصان به اعماق اقیانوس پایین می‌رفتند، آب به طور فزاینده‌ای کدر شد و دید را به تنها چند فوت کاهش داد.

niggardly [صفت]
اجرا کردن

خسیس

Ex: The landlord was criticized for his niggardly attitude towards maintenance , refusing to invest in necessary repairs for the apartment building .

صاحبخانه به دلیل رفتار خسیس خود در مورد نگهداری مورد انتقاد قرار گرفت و از سرمایه‌گذاری در تعمیرات ضروری ساختمان آپارتمان خودداری کرد.

dimly [قید]
اجرا کردن

با عدم تایید

Ex: He dimly acknowledged the idea , but showed no interest in pursuing it .

او مبهماً این ایده را تصدیق کرد، اما هیچ علاقه‌ای برای پیگیری آن نشان نداد.

swarthy [صفت]
اجرا کردن

سبزه

Ex: The character in the novel was described as swarthy , with piercing eyes .

شخصیت در رمان به عنوان گندمگون، با چشمان نافذ توصیف شد.