مهارت‌های واژگان SAT 5 - درس 19

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 5
jocular [صفت]
اجرا کردن

شوخ‌طبع

Ex: He sent a jocular message to his friend to cheer him up .

او یک پیام شوخ‌طبعانه به دوستش فرستاد تا حالش را بهتر کند.

jovial [صفت]
اجرا کردن

شاد و صمیمی

Ex: The jovial group of friends made the road trip a memorable adventure filled with laughter .

گروه شاد دوستان، سفر جاده‌ای را به ماجراجویی به یاد ماندنی پر از خنده تبدیل کرد.

editorial [صفت]
اجرا کردن

سردبیرانه

Ex: The editorial team collaborates to ensure the quality and accuracy of content .

تیم ویراستاری همکاری می‌کند تا کیفیت و دقت محتوا را تضمین کند.

orthogonal [صفت]
اجرا کردن

عمود بر هم

Ex: The axes of the graph are orthogonal , representing different dimensions .

محورهای نمودار عمود بر هم هستند و ابعاد مختلف را نشان می‌دهند.

trivial [صفت]
اجرا کردن

ناچیز

Ex: The meeting was delayed by trivial issues that could have been resolved quickly .

جلسه به دلیل مسائل بی‌اهمیت که می‌توانست به سرعت حل شود، به تأخیر افتاد.

municipal [صفت]
اجرا کردن

شهری

Ex: Municipal regulations require homeowners to obtain permits for certain construction projects .

مقررات شهرداری مستلزم آن است که صاحبان خانه برای برخی پروژه‌های ساختمانی مجوز دریافت کنند.

unequivocal [صفت]
اجرا کردن

صریح

Ex: The witness provided an unequivocal account of the events that occurred .

شاهد یک گزارش بی‌ابهام از رویدادهای رخ داده ارائه داد.

empirical [صفت]
اجرا کردن

تجربی

Ex: Empirical studies have confirmed that regular meditation can reduce stress levels .

مطالعات تجربی تأیید کرده‌اند که مدیتیشن منظم می‌تواند سطح استرس را کاهش دهد.

numerical [صفت]
اجرا کردن

عددی

Ex: The numerical keypad on the keyboard allows users to input numbers quickly .

صفحه کلید عددی روی صفحه کلید به کاربران اجازه می‌دهد تا به سرعت اعداد را وارد کنند.

vital [صفت]
اجرا کردن

حیاتی

Ex: Adequate hydration is vital for maintaining overall health .

آبرسانی کافی برای حفظ سلامت کلی حیاتی است.

palatial [صفت]
اجرا کردن

کاخی

Ex: The tour included several palatial halls filled with historical artifacts .

تور شامل چندین سالن کاخ‌مانند پر از اشیاء تاریخی بود.

اجرا کردن

فوق‌العاده

Ex: He moved with preternatural speed and precision .

او با سرعت و دقت فراطبیعی حرکت کرد.

ephemeral [صفت]
اجرا کردن

ناپایدار

Ex: The joy of childhood is often described as ephemeral , fleeting away as one grows older .

شادی دوران کودکی اغلب به عنوان گذرا توصیف می‌شود، که با بزرگ شدن فرد از بین می‌رود.