مهارت‌های واژگان SAT 5 - درس 20

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 5
kinetic [صفت]
اجرا کردن

جنبشی

Ex: Kinetic friction occurs between surfaces in contact , resisting the relative motion between them .

اصطکاک جنبشی بین سطوح در تماس رخ می‌دهد و در برابر حرکت نسبی بین آنها مقاومت می‌کند.

therapeutic [صفت]
اجرا کردن

شفابخش

Ex: Painting and other forms of creative expression can be therapeutic outlets for emotional healing .

نقاشی و دیگر اشکال بیان خلاق می‌توانند راه‌های درمانی برای بهبود عاطفی باشند.

chromatic [صفت]
اجرا کردن

رنگین

Ex: Her chromatic wardrobe included every color imaginable , from neon greens to deep purples .

کمد لباس رنگی او شامل هر رنگی که بتوان تصور کرد، از سبزهای نئون تا بنفش‌های عمیق بود.

aseptic [صفت]
اجرا کردن

ضدعفونی‌شده

Ex: Nurses wore gloves to ensure aseptic conditions .

پرستاران برای اطمینان از شرایط آسپتیک دستکش می‌پوشیدند.

quixotic [صفت]
اجرا کردن

آرمان‌گرا

Ex: They embarked on a quixotic quest to find a mythical treasure .

آن‌ها در جست‌وجوی خیالی و غیرعملی برای یافتن گنجی افسانه‌ای قدم گذاشتند.

hermetic [صفت]
اجرا کردن

کیپ

Ex: Hermetic packaging keeps food fresh for longer periods .

بسته‌بندی هوابند غذا را برای مدت طولانی‌تری تازه نگه می‌دارد.

didactic [صفت]
اجرا کردن

آموزشی

Ex: The didactic nature of the workshop helped participants gain a deeper understanding of the topic .

طبیعت آموزنده کارگاه به شرکت‌کنندگان کمک کرد تا درک عمیق‌تری از موضوع پیدا کنند.

somatic [صفت]
اجرا کردن

بدنی

Ex: Somatic markers are physical cues that signal emotional responses , like blushing or sweating .

نشانگرهای سوماتیک سرنخ‌های فیزیکی هستند که پاسخ‌های عاطفی را نشان می‌دهند، مانند سرخ شدن یا عرق کردن.

politic [صفت]
اجرا کردن

زیرک

Ex: The diplomat gave a politic response , avoiding any direct criticism .

دیپلمات یک پاسخ سیاسی داد و از هرگونه انتقاد مستقیم اجتناب کرد.

phlegmatic [صفت]
اجرا کردن

خون‌سرد

Ex: Despite the heated debate , he stayed phlegmatic and collected .

علیرغم بحث داغ، او آرام و خونسرد باقی ماند.

drastic [صفت]
اجرا کردن

شدید

Ex: She made the drastic decision to quit her job and travel the world .

او تصمیم قطعی گرفت که شغلش را ترک کند و به سفر دور دنیا برود.

acoustic [صفت]
اجرا کردن

صوت‌شناسی

Ex: Acoustic engineers work on developing better hearing devices by studying sound waves .

مهندسان آکوستیک با مطالعه امواج صوتی بر روی توسعه دستگاه‌های شنوایی بهتر کار می‌کنند.

sadistic [صفت]
اجرا کردن

دگرآزار

Ex: The sadistic bully enjoyed tormenting his classmates both physically and emotionally .

قلدر سادیستیک از آزار همکلاسی‌هایش هم از نظر جسمی و هم عاطفی لذت می‌برد.

agnostic [صفت]
اجرا کردن

شکاک

Ex: Their approach is agnostic to platform or device .

رویکرد آنها نسبت به پلتفرم یا دستگاه agnostic است.

traumatic [صفت]
اجرا کردن

جراحتی

Ex: Receiving a traumatic injury during sports activities is a common risk .

دریافت آسیب تروماتیک در طول فعالیت‌های ورزشی یک خطر رایج است.

cosmetic [صفت]
اجرا کردن

آرایشی

Ex:

برخی از افراد برای بهبود زیبایی لبخند خود به روش‌های دندانپزشکی زیبایی روی می‌آورند.