extremely astonishing in extent or degree

غولآسا, غولپیکر
آنها از هزینه سرسامآور تعمیرات لازم برای ساختمان قدیمی شوکه شدند.
designed to lure, ensnare, or catch someone in a deceitful way

دسیسهآمیز, خیانتآمیز، خائنانه، حیلهگرانه، مزورانه، نابکارانه
او چاپلوسی موذی را تشخیص داد و از همکاری خودداری کرد.
relating to trees with hard and dry fruits called cones and needle-shaped leaves

مربوط به گیاهان مخروطی, مربوط به مخروطیان
having or conveying inappropriate or indecent interest in sexual matters

هرزه, شهوانی، شهوتپرست
صحنههای هرزهنگارانه فیلم برای مخاطبان عمومی بیش از حد صریح تلقی شد.
lacking bravery and confidence

بزدل, جبون
رویکرد ترسو عضو جدید تیم باعث شد تعاملات او مرددانه باشد.
having or worthy of honor, fame, or distinction

باشکوه, سربلند
جشنواره تاریخ درخشان شهر را گرامی داشت.
extremely unpleasant or rude

نفرتانگیز, منزجرکننده
عادت ناخوشایند قطع کردن صحبت دیگران در خلال مکالمات همه را در گروه آزار میداد.
having a lack of courage or determination

ترسو, بزدل، جبون
تیم از هم تیمی ترسو خود ناامید شدند، که همیشه از قبول مسئولیت اکراه داشت.
expressing no fear when faced with danger or difficulty

شجاع, باشهامت
سگ نجات نشان داد یک تلاش شجاعانه در نجات جانها در طول مأموریت پاسخ به فاجعه.
behaving in a wild or forceful manner that causes chaos

گردنکش, ستیزگر
سگ پرخاشگر با خشم پارس میکرد و به عابران حمله میکرد.
severely lacking money

تنگدست, آسوپاس
آنها پیشنهاد کمک به دوست بیپول خود را با پرداخت هزینه خریدهای خواربار و سایر ضروریاتش دادند.
(of plants or animals) feeding on the meat or flesh of other animals

گوشتخوار
برخی از گونههای پرندگان، مانند عقابها و شاهینها، گوشتخوار هستند و پستانداران کوچک و پرندگان را شکار میکنند.
(of a person) resistant to authority or control, often challenging established norms or rules

سرکش, یاغی
کارمند سرکش در برابر سیاستهای محدودکننده شرکت مقاومت کرد و از ترتیبات کاری انعطافپذیرتر دفاع کرد.
(of animals) tending to live, move, or gather in groups with others of the same kind

(حیوانات) گروهگرا, گلهزی
طوطیها گروهزی هستند و اغلب با پرندگان دیگر یا انسانها پیوند برقرار میکنند.
