از کسی بت ساختن
مهم است که رهبران سیاسی را الهی نپنداریم، زیرا این میتواند به وفاداری کورکورانه و عدم تفکر انتقادی منجر شود.
متوجه شدن
دیشب، من یک درخشش غیرعادی در آسمان شب دیدم.
دچار بافتمردگی شدن
بدون گردش خون مناسب، بافت ممکن است شروع به مرگ کند، که باعث آسیب دائمی میشود.
بیهوده جلوه دادن
ناتوانی او در تمرکز، شانسش را برای قبولی در آزمون بیاثر کرد.
دلجویی کردن از
مدیر با ارائه تخفیف، ناامیدی مشتری را تسکین داد.
شدیداً مخالفت کردن
او محکوم میکرد رفتار ناعادلانه با کارگران را در طول تظاهرات.
تصویب کردن
پس از مذاکرات صلح، جناحهای درگیر یک توافقنامه برای تصویب آتشبس و آغاز فرآیند صلح امضا کردند.
وحشتزده کردن
فیلم ترسناک آنقدر شدید بود که حتی شجاعترین اعضای تماشاگران را وحشتزده کرد.
طبقهبندی کردن
ما دادهها را برای تحلیل به دستههای مختلف طبقهبندی میکنیم.
رد کردن
سابقه بیعیب او در صنعت به سختی انکارشدنی است؛ او به خاطر دستاوردهایش به طور گسترده مورد احترام است.
عفو عمومی کردن
پادشاه در طول جشن جوبیل همه فراریان مالیاتی را عفو کرد.
فرستادن و دریافت کردن
او توپ را با چابکی شگفتانگیزی پرتاب کرد.
دیدهبانی کردن
او در میان جمعیت شلوغ یک چهره آشنا را میبیند.