مهارت‌های واژگان SAT 5 - درس 42

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 5
nepotism [اسم]
اجرا کردن

فامیل‌دوستی

Ex: The company 's policy against nepotism ensured that promotions and hiring decisions were based solely on merit rather than familial connections .

سیاست شرکت علیه طایفه‌گرایی تضمین کرد که ترفیعات و تصمیمات استخدام تنها بر اساس شایستگی و نه ارتباطات خانوادگی انجام شود.

realism [اسم]
اجرا کردن

واقع‌گرایی (هنر)

Ex: The novel 's realism is striking , with its vivid descriptions of urban life and the complexities of human relationships .

رئالیسم رمان چشمگیر است، با توصیف‌های زنده‌ای از زندگی شهری و پیچیدگی‌های روابط انسانی.

aphorism [اسم]
اجرا کردن

کلام قصار

Ex: " If it ai n't broke , do n't fix it " is a classic aphorism .

"اگر خراب نیست، آن را تعمیر نکن" یک جمله کوتاه حکیمانه کلاسیک است.

pessimism [اسم]
اجرا کردن

بدبینی

Ex: She realized that her pessimism was limiting her opportunities .

او متوجه شد که بدبینی او فرصت‌هایش را محدود می‌کند.

mannerism [اسم]
اجرا کردن

ویژگی

Ex: The detective noticed a mannerism shared by multiple witnesses , helping to identify the suspect in the crime investigation .

کارآگاه متوجه یک عادت شد که توسط چندین شاهد به اشتراک گذاشته شده بود، و به شناسایی مظنون در تحقیقات جنایی کمک کرد.

Americanism [اسم]
اجرا کردن

رسوم آمریکایی

Ex: The Pledge of Allegiance , recited in schools and public events across the country , is a symbol of Americanism , emphasizing loyalty and patriotism to the United States .

سوگند وفاداری، که در مدارس و رویدادهای عمومی در سراسر کشور قرائت می‌شود، نمادی از آمریکایی‌گرایی است و بر وفاداری و میهن‌پرستی نسبت به ایالات متحده تأکید می‌کند.

altruism [اسم]
اجرا کردن

نوع‌دوستی

Ex: Donating blood to save the life of a stranger exemplifies altruism , as it involves sacrificing one 's own comfort or well-being for the benefit of another person .

اهدای خون برای نجات جان یک غریبه نمونه‌ای از نوع دوستی است، زیرا شامل فدا کردن راحتی یا رفاه خود برای منفعت شخص دیگری می‌شود.

plagiarism [اسم]
اجرا کردن

دزدی ادبی

Ex: The professor detected plagiarism in several essays .

استاد سرقت ادبی را در چندین مقاله تشخیص داد.

اجرا کردن

شکم‌گو (خیمه‌شب‌بازی)

Ex: In the old theater , there was a room dedicated to the ventriloquist and his collection of unique puppets .

در تئاتر قدیمی، اتاقی اختصاص داده شده بود به صدا پیشه و مجموعه عروسک‌های منحصر به فردش.

zeitgeist [اسم]
اجرا کردن

روح زمانه

Ex: The Renaissance was a period marked by a zeitgeist of rebirth and rediscovery , with a renewed interest in classical art , literature , and humanism driving cultural and intellectual developments .

رنسانس دوره‌ای بود که با zeitgeist نوزایی و کشف مجدد مشخص شد، با علاقه‌ای نو به هنر کلاسیک، ادبیات و اومانیسم، که پیشرفت‌های فرهنگی و فکری را هدایت می‌کرد.

fatalist [اسم]
اجرا کردن

معتقد به سرنوشت

Ex: The fatalist views relationships as predetermined , believing that finding true love or happiness is ultimately beyond their control .

تقدیرگرا روابط را از پیش تعیین شده می‌بیند، با این باور که یافتن عشق واقعی یا خوشبختی در نهایت خارج از کنترل آنهاست.

masochist [اسم]
اجرا کردن

خودآزار

Ex:

برخی افراد در خدمت به عنوان شریک مطیع در روابط BDSM، تمایلات مازوخیستی را تجسم می‌بخشند، احساس رضایت می‌کنند.

numismatist [اسم]
اجرا کردن

سکه‌شناس

Ex: The numismatist appraised the value of the old coins inherited by the family , providing insights into their historical significance and worth .

سکه‌شناس ارزش سکه‌های قدیمی که خانواده به ارث برده بود را ارزیابی کرد و بینشی از اهمیت تاریخی و ارزش آنها ارائه داد.

oculist [اسم]
اجرا کردن

چشم‌پزشک

Ex: Upon visiting the oculist , the patient received a prescription for eye drops to treat their dry eye syndrome .

با مراجعه به چشم پزشک، بیمار نسخه‌ای برای قطره‌های چشمی جهت درمان سندرم خشکی چشم دریافت کرد.

euthanasia [اسم]
اجرا کردن

مرگ آسان

Ex: Ethicists often engage in discussions about the moral implications of euthanasia , exploring concepts such as autonomy , compassion , and the sanctity of life .

اخلاق‌شناسان اغلب در بحث‌هایی درباره پیامدهای اخلاقی مرگ شیرین شرکت می‌کنند، مفاهیمی مانند خودمختاری، شفقت و تقدس زندگی را بررسی می‌کنند.

hysteria [اسم]
اجرا کردن

حمله عصبی

Ex:

هیستری در تئاتر زمانی که آژیر آتش‌سوزی به صدا درآمد، شعله‌ور شد.