مهارت‌های واژگان SAT 5 - درس 32

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 5
advisory [صفت]
اجرا کردن

مشورت‌دهنده

Ex: The school counselor organized an advisory session to help students cope with stress and academic pressure .

مشاور مدرسه یک جلسه مشاوره‌ای ترتیب داد تا به دانش‌آموزان در مقابله با استرس و فشار تحصیلی کمک کند.

ancillary [صفت]
اجرا کردن

فرعی

Ex: Ancillary workers are vital to the smooth running of the hospital , though not involved in direct medical care .

کارگران جانبی برای عملکرد روان بیمارستان حیاتی هستند، اگرچه در مراقبت‌های پزشکی مستقیم مشارکت ندارند.

auxiliary [صفت]
اجرا کردن

اضافی

Ex: The auxiliary heating system kept the house warm during the winter months .

سیستم گرمایش کمکی در طول ماه‌های زمستان خانه را گرم نگه داشت.

awry [قید]
اجرا کردن

کج

Ex:

چرخ‌های ماشین پس از پیچ تند کج شدند و باعث منحرف شدن آن شدند.

chary [صفت]
اجرا کردن

محتاط

Ex: The explorer was chary of navigating the treacherous terrain alone .

کاشف از پیمودن زمین‌های خیانت‌بار به تنهایی احتیاط می‌کرد.

اجرا کردن

آشتی‌جو

Ex: The mediator proposed a conciliatory solution to bridge the gap between the disputing parties .

میانجی یک راه‌حل مصالحه‌جویانه را برای پل زدن بین طرفین اختلاف پیشنهاد کرد.

culinary [صفت]
اجرا کردن

مربوط به آشپزی

Ex: He admired the culinary skills of the chef as they watched a cooking show on television .

او به مهارت‌های آشپزی سرآشپز در حالی که یک نمایش آشپزی را در تلویزیون تماشا می‌کردند، تحسین کرد.

derogatory [صفت]
اجرا کردن

خوارکننده

Ex: Avoid using derogatory terms when discussing sensitive topics .

از استفاده از اصطلاحات تحقیرآمیز هنگام بحث در مورد موضوعات حساس خودداری کنید.

desultory [صفت]
اجرا کردن

جسته‌گریخته

Ex:

عادت‌های مطالعه بی‌نظم او باعث می‌شد که تمام کردن هر کتابی سخت باشد.

dilatory [صفت]
اجرا کردن

کند (عمدی)

Ex: His dilatory behavior in meetings often frustrated colleagues who sought timely decision-making .

رفتار تعویقی او در جلسات اغلب همکارانی را که به دنبال تصمیم‌گیری به موقع بودند ناامید می‌کرد.

gustatory [صفت]
اجرا کردن

ذائقه‌ای

Ex:

منتقد غذا از نوآوری چشایی رستوران تمجید کرد و به جفت‌شدن‌های طعم غیرمنتظره‌ای که کام را شگفت‌زده کرد اشاره نمود.

hoary [صفت]
اجرا کردن

سفید مو

Ex: The ancient oak tree stood as a symbol of the hoary elders who had witnessed the changes of generations .

درخت بلوط قدیمی به عنوان نمادی از بزرگان سفیدمو که شاهد تغییرات نسل‌ها بودند، ایستاده بود.

imaginary [صفت]
اجرا کردن

خیالی

Ex:

قصه پریان یک پادشاهی را به تصویر کشید که پر از موجودات تخیلی مانند اژدهاها و حیوانات سخنگو بود.

اجرا کردن

مقدمه‌ای

Ex: He gave an introductory speech to welcome the guests to the event .

او یک سخنرانی مقدماتی برای خوشامدگویی به مهمانان در رویداد ارائه داد.

nugatory [صفت]
اجرا کردن

بی‌ارزش

Ex:

اعتراضات آنها به عنوان nugatory و نامربوط رد شد.

pecuniary [صفت]
اجرا کردن

مالی

Ex: The financial report detailed the pecuniary gains and losses of the organization .

گزارش مالی سود و زیان پولی سازمان را به تفصیل شرح داد.