تسلیم کردن
سیاستمدار مجبور شد برخی از خواستههایش را واگذار کند تا به سازشی با مخالفان برسد.
تسلیم کردن
سیاستمدار مجبور شد برخی از خواستههایش را واگذار کند تا به سازشی با مخالفان برسد.
اعمال کردن
لابیگرها سخت کار کردند تا بر قانونگذاران فشار وارد کنند.
اریبی بریدن
در حالی که ما روی پروژه کار میکردیم، او لبههای کاشیها را برای پایانکاری تمیز پخ میزد.
از جای کمعمق رودخانه عبور کردن
در طول سفر خود، مهاجران از رودخانهها و نهرها عبور میکردند تا به مقصد خود برسند.
گردش رفتن
در حالی که در تعطیلات بودند، آنها در امتداد خیابانهای سنگفرش تاریخی شهر قدیم قدم میزدند.
در بحر فکر فرو رفتن
شاعر اغلب در مورد شگفتیهای جهان طبیعی تأمل میکند.
بیاثر کردن
در حالی که من دور بودم، برنامههایم توسط عوارض پیشبینی نشده خنثی شد.
گداختن (فلزات)
در حالی که از پالایشگاه بازدید میکردم، آنها در حال ذوب کردن شمشهای طلا بودند.
چاشنی (بمب، مین و... را) کشیدن
در حالی که تنشها بالا بود، میانجی با گوش دادن فعال به نگرانیهای هر دو طرف، وضعیت را تسکین میداد.
مانع (پیشرفت یا حرکت) شدن
بوروکراسی بیش از حد میتواند کارایی فرآیندهای دولتی را مختل کند.
پیوند زدن (گیاهان)
باغبان در حال حاضر در حال پیوند زدن انواع مختلف درختان سیب برای ایجاد یک باغ میوه متنوع است.
بادمجان دور قاب چیدن
او یک چاپلوس نمیخواست که چاپلوسی کند؛ او به یک مشاور نیاز داشت که حقیقت را به او بگوید.
ارزیابی کردن
هواشناس با تحلیل الگوهای آب و هوایی احتمال بارش را برآورد میکند.
تشویق و ترغیب کردن
رهبر در حال حاضر گروه را به ماندن متمرکز بر ماموریتشان ترغیب میکند.
خوشهچینی کردن
در حالی که جنگ ادامه داشت، روستاییان دانهها را از مزارع جمعآوری میکردند تا در میان کمبود غذا خود را زنده نگه دارند.
در آبنمک خواباندن
آنها خیارها را در سرکه و نمک آب نمک میکنند تا ترشیهای تند برای ساندویچ درست کنند.
درگیر شدن
مدیر به طور عاقلانه ای از درگیر کردن اعضای تیم در سیاست های اداری اجتناب کرد.
فروکش کردن
در حالی که طوفان در حال خروش بود، بادها به تدریج کاهش یافتند، که باعث کاهش تخریب ناشی از طوفان شد.