مهارت‌های واژگان SAT 5 - درس 43

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 5
to concede [فعل]
اجرا کردن

تسلیم کردن

Ex: The politician had to concede some of his demands to reach a compromise with the opposition .

سیاستمدار مجبور شد برخی از خواسته‌هایش را واگذار کند تا به سازشی با مخالفان برسد.

to exert [فعل]
اجرا کردن

اعمال کردن

Ex: The lobbyists worked hard to exert pressure on lawmakers .

لابی‌گرها سخت کار کردند تا بر قانونگذاران فشار وارد کنند.

to bevel [فعل]
اجرا کردن

اریبی بریدن

Ex: While we were working on the project , he was beveling the edges of the tiles for a neat finish .

در حالی که ما روی پروژه کار می‌کردیم، او لبه‌های کاشی‌ها را برای پایان‌کاری تمیز پخ می‌زد.

to ford [فعل]
اجرا کردن

از جای کم‌عمق رودخانه عبور کردن

Ex: While on their journey , the settlers were fording rivers and streams to reach their destination .

در طول سفر خود، مهاجران از رودخانه‌ها و نهرها عبور می‌کردند تا به مقصد خود برسند.

اجرا کردن

گردش رفتن

Ex: While on vacation , they were promenading along the historic cobblestone streets of the old town .

در حالی که در تعطیلات بودند، آنها در امتداد خیابان‌های سنگفرش تاریخی شهر قدیم قدم می‌زدند.

to muse [فعل]
اجرا کردن

در بحر فکر فرو رفتن

Ex: The poet often muses about the wonders of the natural world .

شاعر اغلب در مورد شگفتی‌های جهان طبیعی تأمل می‌کند.

to scotch [فعل]
اجرا کردن

بی‌اثر کردن

Ex: While I was away , my plans were scotched by unforeseen complications .

در حالی که من دور بودم، برنامه‌هایم توسط عوارض پیش‌بینی نشده خنثی شد.

to smelt [فعل]
اجرا کردن

گداختن (فلزات)

Ex: While I was visiting the refinery , they were smelting gold bars .

در حالی که از پالایشگاه بازدید می‌کردم، آن‌ها در حال ذوب کردن شمش‌های طلا بودند.

to defuse [فعل]
اجرا کردن

چاشنی (بمب، مین و... را) کشیدن

Ex: While tensions were high , the mediator was defusing the situation by actively listening to both parties ' concerns .

در حالی که تنش‌ها بالا بود، میانجی با گوش دادن فعال به نگرانی‌های هر دو طرف، وضعیت را تسکین می‌داد.

to impede [فعل]
اجرا کردن

مانع (پیشرفت یا حرکت) شدن

Ex: Excessive bureaucracy can impede the efficiency of government processes .

بوروکراسی بیش از حد می‌تواند کارایی فرآیندهای دولتی را مختل کند.

to ingraft [فعل]
اجرا کردن

پیوند زدن (گیاهان)

Ex: The horticulturist is currently ingrafting different types of apple trees to create a diverse orchard .

باغبان در حال حاضر در حال پیوند زدن انواع مختلف درختان سیب برای ایجاد یک باغ میوه متنوع است.

to fawn [فعل]
اجرا کردن

بادمجان دور قاب چیدن

Ex: He did n't want a yes-man who would fawn ; he needed an advisor who would tell him the truth .

او یک چاپلوس نمی‌خواست که چاپلوسی کند؛ او به یک مشاور نیاز داشت که حقیقت را به او بگوید.

to gauge [فعل]
اجرا کردن

ارزیابی کردن

Ex: The meteorologist gauges the likelihood of rain by analyzing weather patterns .

هواشناس با تحلیل الگوهای آب و هوایی احتمال بارش را برآورد می‌کند.

to exhort [فعل]
اجرا کردن

تشویق و ترغیب کردن

Ex: The leader is currently exhorting the group to stay focused on their mission .

رهبر در حال حاضر گروه را به ماندن متمرکز بر ماموریتشان ترغیب می‌کند.

to glean [فعل]
اجرا کردن

خوشه‌چینی کردن

Ex: While the war raged on , villagers were gleaning grains from the fields to sustain themselves amidst the food shortages .

در حالی که جنگ ادامه داشت، روستاییان دانه‌ها را از مزارع جمع‌آوری می‌کردند تا در میان کمبود غذا خود را زنده نگه دارند.

to brine [فعل]
اجرا کردن

در آب‌نمک خواباندن

Ex: They brine the cucumbers in vinegar and salt to make tangy pickles for sandwiches .

آنها خیارها را در سرکه و نمک آب نمک می‌کنند تا ترشی‌های تند برای ساندویچ درست کنند.

to embroil [فعل]
اجرا کردن

درگیر شدن

Ex: The manager wisely avoided embroiling the team members in office politics .

مدیر به طور عاقلانه ای از درگیر کردن اعضای تیم در سیاست های اداری اجتناب کرد.

to remit [فعل]
اجرا کردن

فروکش کردن

Ex: While the storm was raging , the winds gradually remitted , easing the destruction caused by the hurricane .

در حالی که طوفان در حال خروش بود، بادها به تدریج کاهش یافتند، که باعث کاهش تخریب ناشی از طوفان شد.