مهارت‌های واژگان SAT 5 - درس 29

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 5
flippant [صفت]
اجرا کردن

مسخره

Ex: Her flippant behavior at the funeral was seen as disrespectful .

رفتار سبکسرانه او در مراسم تشییع جنازه بی‌احترامی تلقی شد.

puissant [صفت]
اجرا کردن

توانا

Ex: He delivered a puissant performance that moved the audience .

او یک اجرای قدرتمند ارائه داد که مخاطبان را تحت تأثیر قرار داد.

adjutant [اسم]
اجرا کردن

ادجوتانت

Ex: With its bald head and long beak , the adjutant has a striking appearance .

با سر طاس و منقار بلندش، لکلک ظاهری چشمگیر دارد.

clairvoyant [صفت]
اجرا کردن

غیب‌بین

Ex: The clairvoyant individual claimed to have a connection with spirits from beyond the physical world .

فرد روشن‌بین ادعا کرد که ارتباطی با ارواح از ورای جهان فیزیکی دارد.

اجرا کردن

متمرد

Ex: She remained recalcitrant despite the threat of punishment .

او با وجود تهدید به مجازات سرکش باقی ماند.

flagrant [صفت]
اجرا کردن

بسیار بد

Ex: She was punished for flagrant misconduct at work .

او به دلیل سوء رفتار آشکار در محل کار مجازات شد.

buoyant [صفت]
اجرا کردن

شاد و سرزنده

Ex: Her buoyant personality made her popular among colleagues .
flamboyant [صفت]
اجرا کردن

پرزرق و برق

Ex: The flamboyant dancer dazzled onlookers with graceful movements and dramatic flair .

رقاص پرزرق و برق با حرکات موزون و شیوه نمایشی خود تماشاگران را مسحور کرد.

resistant [صفت]
اجرا کردن

مقاوم (در برابر بیماری)

blatant [صفت]
اجرا کردن

شلوغ‌کن

Ex: She made a blatant entrance , drawing everyone 's attention .

او یک ورود آشکار انجام داد و توجه همه را جلب کرد.

relevant [صفت]
اجرا کردن

مرتبط

Ex: They had a relevant discussion about the implications of the new policy .

آنها یک بحث مرتبط در مورد پیامدهای سیاست جدید داشتند.

redundant [صفت]
اجرا کردن

زائد

Ex: The outdated software was deemed redundant and replaced with a newer version .

نرم‌افزار منسوخ زائد در نظر گرفته شد و با نسخه‌ای جدیدتر جایگزین شد.

poignant [صفت]
اجرا کردن

نیش‌دار

Ex: The poignant words of the farewell letter left a lasting impact on those who read it .

کلمات تکان‌دهنده نامه خداحافظی تأثیری ماندگار بر کسانی که آن را خواندند گذاشت.

adamant [صفت]
اجرا کردن

سرسخت

Ex: Despite the evidence presented , he remained adamant in his belief that he was innocent .

علیرغم شواهد ارائه شده، او در باور خود به بی‌گناهی‌اش محکم باقی ماند.

recreant [صفت]
اجرا کردن

ترسو

Ex: The recreant soldier was discredited for his unwillingness to fight bravely .

سرباز ترسو به دلیل عدم تمایل به شجاعانه جنگیدن، بی‌اعتبار شد.